[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۹۵
  • دوره جدید

دیپلماسی نبرد خاموش ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

کلاً عده‌ای مخالف گفت‌وگو هستند؛ چه گفت‌وگوی داخلی و چه گفت‌وگوی خارجی! تندروها همیشه با همین سبک‌وسیاق به حیات خود ادامه داده و سعی کرده‌اند جمعیت اقلیت خود را حفظ کنند. حفظ منافع اقلیت در جوار تضییع حقوق اکثریت مردم یک کشور چندان زیبنده نیست. در چنین شرایطی شاهد گسترش فقر و بی‌عدالتی هستیم؛ فقر و بی‌عدالتی‌ای که برای این انحصار تاریخ مصرف لحاظ می‌کند و باید در انتظار ماند تا این تاریخ سر آید...

تندروها مرام نامه ای دارند که در آن به هیچ صراطی مستقیم نمی‌شوند؛ حتی اگر عالی ترین مقام در یک کشور بر ضرورت گفت و گو تأکید کند تا منافع عامه مردم و معیشت آنان تأمین و ترمیم شود، باز هم این گروه بر طبل جنگ و جدایی می‌کوبند که گفت و گو بی نتیجه است و باقی قضایا. اگر اهل منطق باشیم، گفت و گو هرگز نمی‌تواند زیان‌ده باشد؛ چراکه ممکن است به تفاهم بینجامد و ممکن است نه. در هر صورت این مذاکرات توسط تیم‌های صاحب اجازه در ابعاد سیاسی انجام و خاتمه خواهد یافت. چراکه گفت و گو بهترین ابزار برای رفع ابهام و مشکلات ملی و بین امللی است. به نظر می‌رسد گروه‌های شبه سیاسی داخلی در ایران نیز نیازمند گفت و گو با خود و گروه‌های رقیب هستند؛ چراکه هرچه یکپارچه باشیم، زمینه موفقیت ملت بیشتر فراهم می‌شود؛ البته اگر به دنبال تأمین منافع ملت باشیم. 
وقتی گروهی از فقر به غنا رسیده باشند، بعید به نظر می‌رسد حاضر به عقب نشینی از مواضع اقتصادی به دست آمده باشند. برای حفظ این مواضع حتی حاضر به انجام کارهای بعیدی نیز هستند. سینما بخشی از این سبک و سیاق را به تصویر کشانده است. وقتی فیلم قاتل اهلی را نگاه می‌کنیم، به عمق داستان پی می‌بریم که چگونه اهل قدرت حاضرند دست به هر کاری بزنند. 
فساد نتیجه انحصار در قدرت است. برخی لذت می‌برند که ابزار قدرت را به دست گرفته اند و به نام مردم علیه مردم فتنه می‌کنند. این حاکمیت اگر برای مردم است، باید منافع مردم را نیز تأمین کند و باید دید چگونه می‌توان پذیرفت عده ای در اقلیت، انحصار قدرت را به دست گرفته اند و از تقسیم منافع انقلاب و سفره بزرگ منابع کشور مردم را بی نصیب کرده اند. 
گفت و گو برای گره گشایی است؛ در غیر این صورت لشکریان دو کشور باید در مرزها با هم تبادل آتش می‌کردند. جنگ‌ها نیز سوددهی لازم را ندارد. ویرانه‌های پس از جنگ نیز سردار سازندگی می‌خواهد، اما بقایای جنگ‌های گذشته و عدم اهتمام برای بازسازی و بازگشت مهاجران به شهرهای جنگ زده نشان داده که همتی برای بازسازی ویرانه‌های جنگی نیست و جمعیت مهاجر در شهرهای مقصد مقیم شده اند و تمایلی به بازگشت ندارند. هرچند جنگ برای واسطه گران سلاح‌های در انبار مانده سود فراوانی دارد، اما سبک و سیاق جنگ‌های نوین، راه به سمت و سوی دیگری برده است. امروز فناوری‌های نوین و جنگ‌های بیولوژیک یا خاموش جایگزین نبردهای سخت شده است. هرچند سود نهفته در جنگ‌های بیولوژیک به مدد گسترش علوم بسیار فراتر از تصورات ساده لوحانه است؛ سودهایی که بخش‌های بهداشت و درمان را وسوسه می‌کند و هزینه‌های درمان مردم را افزایش می‌دهد و بر دوش خودشان سنگین می‌کند. جنگی که تلفات آن، سنگینی بر دوش دولت‌ها ایجاد نمی‌کند و تلفات را بر اثر بی احتیاطی یا عدم رعایت پروتکل‌ها متوجه خود مردم می‌کند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی