[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۶۹
  • دوره جدید

پادشهِ عرفان، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی- روزنامه‌نگار:

سطحی‌نگری ابعاد مختلفی دارد و گزنده‌ترین نوع آن در عرصه فرهنگ متجلی می‌شود. مضامین رفیع فرهنگی ریشه در عمیق‌ترین کنش‌ها و واکنش‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی ورزشی دارد و نشانه‌هایی از کمرنگی آن در میان گروهی از طیف‌های مدنی مسبب بروز نابسامانی است. سال‌هاست که در زمینه پاسداشت میراث‌فرهنگی نشانه‌هایی از سطحی‌نگری و برخورد‌های سلیقه‌ای به چشم می‌آید. هنوز بسیاری از ما درک دقیق و همه‌جانبه‌ای از حماسه رجال بی‌تکرار این سرزمین نیافته‌ایم...

چراکه حضور پرمایه آنها تنها به خاک این سرزمین غنا و معرفت ادبی ارزانی نکرده است؛ بلکه میراث ماندگار آنان می‌تواند برای ما اعتبار و رونق به همراه آورد. مسلم بدانیم اگر ایرانیان با اندیشه‌ها و افق‌های فکری پیشینیان بلندمرتبه خود آشنا شوند، دیگر در مسیر هر جریان هنجارستیز و فرومایه ای کرنش نمی‌کنند.
در زمینه‌های اقتصادی نیز میراث جاودانه ای از مفاخر فرهنگی برایمان به یادگار مانده است. حضور بزرگان بی بدیلی نظیر سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی سبب شده است تا شهر شش هزار ساله به راستی پایخت فرهنگی ایران و خاورمیانه باشد و با اندکی سرمایه گذاری در این زمینه می‌توان به سود‌های شگفت انگیزی دست یافت. از یاد نبریم که اقتصاد نوین جهانی بر پایه گرشگری بنا شده و بسیاری از کشور‌ها در حالی که از خاستگاه‌های اصیل فرهنگی محروم مانده اند، در زمینه گردشگری به موفقیت‌های بزرگی دست یافته اند. این رسالت جامعه مدیران است که هویت شیراز را در پناه بزرگان این شهر دوباره تعریف کنند و عموم جامعه را از برکات همه جانبه آنها منتفع سازند. به یاد داشته باشیم سهم عمده ای از تاریخ و تمدن ایران وام دار رجال فرهنگی آن سرزمین است؛ گران مایگانی که با اندیشه‌های رفیع خویش بن ‌مایه‌‌های فرهنگ را جلا داده و برای مأمن خویش جاودانگی را به همراه آورده اند. این یادگار ارزشمند سرآمدان فرهنگی است که همانند رودی پرخروش مسیر خود را از دل خارای خفقان و گذر ایام می‌شکافد و در بستر جامعه روان می‌شود.
اقوام متجاوز زیادی کوشیدند تا با به آتش کشیدن کتابخانه‌های ایران باستان، مظاهر قدرت ایرانیان را از بین ببرند. اما ویرانه‌‌های ابنیه سترگ و معدود نسخه‌های خطی به ‌جا مانده از مشاهیر ایرانی، یادگارهای تمدن راستین وطن را تا به امروز زنده نگه داشته و اکنون وظیفه صاحبان اندیشه است تا قشر عامی جامعه را با تفکرات ناب پیشینیانشان آشنا کنند. بزرگداشت سعدی، این شاعر والامقام یکی از اقدامات تحسین ‌برانگیزی است که در سال‌‌های اخیر به همت دلسوزان فرهنگ و هنر پارسی مورد توجه قرار گرفته تا شاید بدین وسیله اذهان عمومی نیم ‌نگاهی به واژگان متعالی و مفاهیم روح ‌نواز او داشته باشند. ادیبان ارزشمندی چون سعدی، حافظ، خواجوی کرمانی، مولانا، خیام، شمس، فردوسی و بسیاری دیگر از مشاهیر ادبی پارسی‌ زبان به‌ راحتی توانایی درنوردیدن مرزهای جغرافیایی، سیاسی و نژادی را در اعجاز کلام خود دارند و ایجاز کلامشان در پهنه گیتی بی همتاست. به همین دلیل است که صاحب نظران ملل‌های دور خود را چنان وام دار ادبای بومی ایران زمین می‌‌دانند که با فروتنی، زاییده تمامی اندیشه‌هایشان را وامدار مشاهیر پارسی قلمداد می‌‌نمایند.
جاودانگی مصرع «بنی آدم اعضای یک پیکرند» در میان ملت‌های دور و نزدیک، نشان از ژرف اندیشی شیخ سترگ شیرازی دارد. او با هم قطاری تعداد محدودی از کلمات در کنار یکدیگر توانست ناب ‌ترین خصایص بشری را به جامعه انسانی یادآوردی کرده، آنها را دعوت به مدارا، همنوع دوستی، صلح و بسیاری دیگر از خصایص ناب انسانی کند. مضامینی چون «همبستگی»، «برابری»، «همدردی»، «پیوستگی» و «مسئولیت ‌پذیری» آنچنان در جان کلام سعدی می‌درخشد که از سفلاترین خاستگاه‌های فکری تا ژرف‌ اندیش ‌ترین نظریه ‌پردازان فلسفی را تحت تأثیر خود قرار داده و آنها را مجذوب می‌کند. این خاصیت بزرگ مرد شعر پارسی است که در پناه کلمات خود، گران مایه ‌ترین مؤلفه‌‌های انسانی را پردازش کند. وی همانند یک آموزگار دلسوز کوشیده است تا آداب اجتماعی و ارزش‌های راستین را برای دلشدگانش یادآوری نماید. اعجاز گویش شیخ اجل در اینجاست که معجزه کلام وی با گذشت اعصار رنگ نباخته و ریشه‌های اصیلش با گذشت ایام در خاک ادب فارسی عمیق‌ تر می‌‌گردد. 
روز سعدی، ادیب گران مایه نظم و نثر پارسی، فرصت مغتنمی است تا نسل‌های جدید از کلام رفیع وی که در پرتو حکایت‌‌های روح نواز متجلی می‌‌شود، بهره‌ مند شده و جان در مسیر پند‌های متعالی او قرار دهند. شاید در پناه روحانیتی که در شاه ‌بیت‌ها و حکایات نابش نهفته است، بتوانیم رجعتی به «انسانیت» و «نوع‌ دوستی» داشته باشیم و از حرص‌ و ‌آزی که پیرامون را در بر گرفته، اندکی مبرا بمانیم. به طور حتم با پیروی از نهضتی دیرینه که توسط بزرگان ادب پارسی آغاز شده، می‌توان جامعه را به سوی آرمان‌ شهری که مدینه فاضله ماست، سوق داد؛ جامعه ای که همه عناصرش سودای کمال گرایی سرلوحه اذهانشان شده و وسوسه تکامل معنوی را در سر می‌پرورانند. در راستای نیل به این اهداف باید در همه ابعاد فیزیکی و معنوی سرمایه گذاری کرد. وضعیت آرامگاه سرآمدان ادبی می‌تواند به نحو شایسته تری در کانون توجه قرار گیرد و اندیشه‌های والای آنان در لا به لای اخبار ناامیدکننده به فراموشی سپرده نشود. سطحی نگری ابعاد مختلفی دارد و شاید گزنده ترین نوع آن در عرصه فرهنگ متجلی شود.

 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی