[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۸۷
  • دوره جدید

خراسان پایتخت شعر پارسی ، روزنامه شیراز نوین

به گزارش شیرازنوین، در دومین شب از سلسله برنامه‌های «هفت شب بر خوان سعدی» سه تن از سعدی پژوهان و استادان صاحب نظر به سخنرانی پرداختند.
در شب دوم از برنامه «هفت شب بر خوان سعدی» ابتدا دکتر محمود فتوحی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد و سعدی پژوه به چرایی تری و شیرینی شعر سعدی پرداخت و سپس دکتر کاووس حسن لی سخنرانی با مضمون «هنر سعدی در ترازمندی تعادل و آراستگی» ایراد کرد و در آخر هم دکتر مجدالدین کیوانی مترجم و استاد ادبیات فارسی «سعدی همدل و همزبان مخاطب» را عنوان سخنان خود قرار داد و به این وجه از شخصیت استاد سخن، شیخ اجل مصلح الدین سعدی شیرازی پرداخت.
دکتر محمود فتوحی استاد دانشگاه فردوسی مشهد اعتقاد دارد، مراد سفینه در شعر سعدی همان مجموعه شعرش است و همیشه با تری و روانی قرین است و اما اینکه چرا به خراسان می‌رود، غالباً سعدی هرگاه نظری به خراسان می‌کند، می‌تواند دو دلیل داشته باشد؛ یکی اینکه شعر پارسی از دیرباز مرکز و پایتختی داشته است به نام خراسان؛ همانگونه که ناصر خسرو و خاقانی نیز خراسان را خاستگاه ادبی و مرکز شعر پارسی می‌دانسته اند و این سنتی دیرینه بوده است.
فتوحی اعتقاد دارد که روانی، تری و سهل و آسانی‌ای که در شعر سعدی موج می‌زند، دلیل فرستادن سفینه شعر او به خراسان بوده است؛ ویژگی‌ای که در شعر خراسان دیده نمی‌شود. مثلاً اشعار انوری که به اعتقاد بسیاری در تکنیک بسیار به سعدی نزدیک است، چنین سادگی، تری و طبیعی بودن زبان را هرگز در آن نمی‌بینیم.
وی با بیان اینکه در غزلیات سعدی سنگینی نحو دیده نمی‌شود، می‌گوید: آنچه در شعر سعدی دیده می‌شود، طبیعی بودن و روانی است که به سوی گفتار مردم می‌رود و نزدیک می‌شود.
این سعدی پژوه به رقص ضمیر در شعر سعدی اشاره دارد و می‌گوید: اگر رقص ضمیر را در شعر سعدی و فردوسی مقایسه کنید، می‌بینید که لطافت، غافل‌گیری و تأثیرات عاطفی که این رقص ضمیر دارد، در شعر سعدی معانی افزوده‌ای ایجاد می‌کند که معانی افزوده هرگز در شعر فردوسی دیده نمی‌شود.
فتوحی می‌گوید: ویژگی نحوی که در شعر خراسانی است و در اشعار بسیاری از شاعران نیز به وفور دیده می‌شود، در شعر سعدی از بین رفته است؛ زیرا ویژگی‌های نحوی خراسانی شعر را ثقیل و بادرنگ می‌کند و روان نیست اما در شعر سعدی تری، روانی و شیرینی قرار است ایجاد شود.
فتوحی که خود استادی دانشگاه فردوسی را به عهده دارد، معتقد است در شعر سعدی نوعی انرژی در جمله وجود دارد که انرژی و نیروی عاطفی بوده و منطبق با مقاصد گوینده است و از آنجا که می‌گویند معنی نحو قصد است، مقاصد و اغراض وقتی که فشار می‌آورند و انرژی عواطف ایجاد می‌کنند و در جمله جاری می‌شوند، این به هم ریختگی منجر به انطباق عواطف با ساخت نحو می‌شود و روانی از اینجا نتیجه می‌گیرد. 
او سعدی را شیرازی می‌داند و می‌گوید: شیراز مهد علم و نحو است و این دلاور ترزبان ما آگاه است از اهمیت علم نحو؛ اگر به دقت بکاویم، او با رندی کامل تمام مفاهیم نحوی که در جهان عرب شهرت دارد، از هرکدام چیزی گرفته و به خوبی بهره برده است.
این سعدی پژوه با بیان اینکه، سعدی وقتی می‌گوید «از پارس به خراسان می‌رود سفینه ای» مرادش همین تکنیک‌های نحوی است و می‌افزاید: سعدی به خوبی با جابه‌جایی و بازی با آن، برای جمله عواطف می‌آورد که اینها در شعر هیچ کدام از شاعرانی چون رودکی، ناصر خسرو و فردوسی نیست. دکتر کاووس حسن لی نیز در سخنان خود با عنوان «هنر ترازمندی سعدی در بوستان» به این ویژگی برجسته استاد سخن پرداخت و سعدی را همچون بندبازی افسونگر خطاب کرد که با میله ای جادویی روی ریسمانی نامرئی حرکت می‌کند و بدین صورت هنر خود در ترازمندی تعادل و آراستگی را به رخ می‌کشد. این استاد دانشگاه با بیان این نکته که سعدی در بوستان از یک سو به دنبال پیام‌های اخلاقی و انسانی و از سوی دیگر به دنبال آفرینش متنی برجسته و شاعرانه است، این خصلت را ناشی از همان هنر ترازمندی سعدی دانست و گفت: کوچک ترین تردیدی ندارم که دلیل ماندگاری اثری همچون بوستان سعدی و برجستگی آن در برابر سایر منظومه‌های تعلیمی و اخلاقی، ترازمندی بی همانند بوستان است و آن آموزه‌های معرفتی اگر با شهد ظرافت نیامیخته بود، هرگز ماندگاری بوستان را نمی‌توانست تضمین کند. 
دکتر حسن لی در ادامه مواردی همچون چیدمان‌های هنری، پرسش‌های انگیزشی و مراعات نظیر، جابه‌جایی‌های هدفمند در ارکان جمله، گفت‌وگومندی، گره افکنی، فراز و فرودهای انگیزنده و کشمکش‌های تعلیق انگیز را بخشی از ویژگی‌های هنری بوستان دانست و گفت: سعدی خداوندگار سخن است و در کارگاه خیال خود اکسیری دارد که روایت‌ها را همچون مسی کم بها به گنجی گران بها تبدیل می‌کند و همزمان با معنایی که در ذهنش شکل می‌بندد، اثر خود را ترازمند می‌کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود پرسش و جمله‌های پرسشی را یکی از روش‌های انگیزشی سعدی ذکر کرد و گفت: به عنوان مثال در بوستان که حدود 4000 بیت است، بیش از 400 مرتبه جمله پرسشی داریم که همین جمله‌ها عاطفه سخن را افزایش داده و انگیزش سخن را بالا می‌برد. 
دکتر حسن لی در پایان با طرح این پرسش که چگونه است که بسیاری از سعدی پژوهان ما بوستان را تنها یک کتاب اخلاقی می‌پندارند، گفت: بوستان به لحاظ مراعات نظیر و نشانه‌های روشن یک اثر برجسته، یک اثر هنری شاهکار و برجسته است و این سعدی است که در فراخوانی واژه‌های متناسب با دامنه بسیار گسترده، توانی جادویی دارد و رفتار هنری سعدی در آمیزش این واژه‌های ساده افسونگرانه و بی مانند است.
یکی دیگر از سخنرانان شب دوم آیین «هفت شب بر خوان سعدی» دکتر مجدالدین کیوانی، مترجم و استاد ادبیات فارسی بود. دکتر کیوانی در سخنان خود که به بررسی زبان و بیان سعدی پرداخت، دلایل شهرت سعدی به شیرین سخنی را مورد بررسی قرار داد و گفت: اگرچه سروده‌های شیخ حائز تمامی ویژگی‌های شعر ناب است، باز تمایل به این داریم که او را شیرین سخن بنامیم. این تمایل از دو منبع سرچشمه می‌گیرد؛ اول اینکه سعدی لفظ شیرین را خود در توصیف سخنانش فراوان به کار می‌برد؛ دوم آنکه حس و ذوق همزبانان سعدی لفظ شیرین را مناسب ترین صفت برای زبان، بیان و لحن او یافته است. 
این پژوهشگر ادب فارسی در تشریح چرایی روی آوردن مخاطبان به استفاده از لفظ شیرین برای آثار ادبی گفت: در فارسی و چه بسا زبان‌های دیگر برای ملموس تر کردن کیفیات و هویت‌های انتزاعی از نام رنگ‌ها و مزه‌ها استفاده می‌کنند و انتقال یک معنای مجرد به کمک معنای مجرد دیگر آن اثر را ندارد که بیان معنای انتزاعی به کمک چیزی محسوس. 
وی افزود: هیچ کس منکر شخصیت هنری، توانایی‌های فکری، هوشمندی، زیرکی، آگاهی‌های سیاسی، اجتماعی و در یک کلام جامعیت سعدی نیست؛ اما این حلاوت گفتار شیخ است که به او امکان داده تا این همه امتیازهای هنری و قابلیت‌های فکری و ذوقی را به جذاب‌ترین شکل ممکن عرضه کند و خود نیز بارها بر ارزش لحن موسیقایی آثار خود تأکید می‌کند. 
دکتر کیوانی در ادامه دو عامل روانی بیان و همدلی و هم زبانی با مخاطب را مؤلفه‌های اصلی حلاوت گفته‌ها و آثار سعدی دانست و راز سهل و ممتنع بودن آثار او را همین موضوع دانست و گفت: سعدی از معدود گویندگانی است که به یمن قوت طبع و احاطه به سطوح مختلف فارسی توانسته میان معیارهای ادبی این زبان با زبان توده‌های مردم تعادل برقرار کند؛ یعنی ادیبانه و شاعرانه بنویسد و بسراید ضمن اینکه از زبان رایج جامعه خود چندان فاصله نگیرد و قدر معقول با زبان آنها سخن بگوید. وی با بیان اینکه به کمک اشعار نامأنوس با احساسات و ذوقیات بشر خاکی و نوشتن متون دور از ذهن و ذوق قاطبه مردم نمی‌توان با آنان رابطه برقرار کرد و به دل‌های مردم راه یافت، گفت: سعدی گرچه در علوم ادبی و عربیت تبحری داشته و تحصیلات او در شهرها و مراکز علمی مختلف مستلزم زبانی متفاوت با زبان معمول و مرسوم جامعه آن روزگار بوده، اما به واسطه وعظ و ارشاد مردم در شهرهای مختلف، با لایه‌های وسیع تری از جامعه سر و کار پیدا کرد و لابد از زبان ساده تری نیز استفاده می‌کرد.
دکتر کیوانی در پایان با اشاره به همدمی و مصاحبت سعدی با تمام خانواده‌های ایرانی از زمان حیات خود تاکنون گفت: این مهم به این دلیل است که وی به نسل‌های متوالی بیشتر فرصت داده تا با او حرف بزنند و در مصاحبتش باشند، نثر و نظم وی را راحت تر بفهمند و او را هم زبان و همدلی شیرین گفتار بیابند و سخن او آنچنان تأثیری داشته که بسیاری از گفته‌های او و سروده‌هایش در حافظه آنها نقش بسته و پاره ای از نظم و نثرش در میان آنها به امثال و حکم تبدیل شده است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی