[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۲۱
  • دوره جدید

دیپلماسی لبخند، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی- روزنامه‌نگار: 

بنیان مبانی فرهنگی باید بر فراز راهکارها و رویکردهای نرم استوار شود؛ چراکه جبهه گیری‌های سرسختانه‌ای از سوی افکار عمومی در مقابل تولیدات ناهمگون وجود داشته و محصولاتی که قرابتی با سلایق روز و آداب جامعه نداشته باشند، سرنوشتی جز شکست و بی‌مخاطبی نخواهند داشت. مردم ایران دارای پیشینه هزاران‌ساله‌ای در عرصه فرهنگ و هنر هستند و در همه دوران از آثاری که با محتوایی نرم و فاخر تولید شده استقبال می‌کنند. از سوی دیگر دشمنان ملت ایران تلاش دارند تا ایرانیان را ملتی بی‌ریشه، بدوی و متحجر نشان داده و آنها را فرسنگ‌ها دورتر فرازهای تمدنی جلوه دهند. برای اجرای این دسیسه به‌سراغ جذاب‌ترین و جهان‌شمول‌ترین هنرها رفته‌اند و آثار بی‌شماری روانه پرده نقره‌ای شده است که ناجوانمردانه مردمان ما را خشونت‌طلب، افراطی، زن‌ستیز، بی‌مایه و بدوی نشان می‌دهد...

راهکار مقابله با این نیرنگ رسانه ای می‌تواند سیاست درهای باز و دیپلماسی لبخند در عرصه فرهنگ و هنر باشد. شاید در آوردگاه‌های سیاسی به خط مشی‌های بینابینی اقتدار و انعطاف نیاز داشته باشیم، اما به طور حتم در عرصه فرهنگ و هنر به نمایش بن مایه‌های اصیل این کشور که با مبانی ارزشمند در هم آمیخته نیاز داریم. فرهنگ اصیل ایرانی این دستمایه را در اختیار ما قرار می‌دهد. به یاد داشته باشیم اهالی استعمار و استثمار با وجود همه خودکامگی‌هایشان همیشه به پشتوانه افکار عمومی نیازمندند. آنها با ابزار رسانه ای و در قالب‌های مستند و داستانی می‌کوشند تا مسیر را برای کشورگشایی‌ها هموار کرده و پس از آن به کودتا و لشکرکشی و تجاوز اقدام کنند. این پروژه بارها و بارها در افغانستان، عراق، هند، ایران، ویتنام، هند و بسیاری از کشورهای استقلال طلب اجرا شده است. حال به منظور اینکه چنین دسسیسه‌های مزورانه ای در نطفه خفه شود، باید پنجره‌های اعلا و نفیس فرهنگ و هنر ایرانی را به سوی جهانیان گشود و زمینه ای را فراهم آورد تا اقوام ملل با آنچه در زندگی مردم ما می‌گذرد، آشنا شوند.
امروز خشونت‌های آشکار و نهان سیر صعودی می‌پیماید و اگرچه چالش‌های اقتصادی سبب شده تا ارزش‌های مستولی بر جامعه سیر قهقرایی را طی کنند، اما مردم ما همیشه شیفته صلح و دوستی و تعامل بوده اند. این قریحه ناب ایرانی در ادبیات، موسیقی، هنرهای دستی، فرازهای تمدنی، خوش‌نویسی، سینما و جمیع هنرهای ایرانیان مشهود است و چنانچه فرصتی برای نمایش آنها در آوردگاه‌های جهانی داشته باشیم، دیگر اقوام ملل دروغ‌های بزرگی که از این ملت پرپیشینه که خیل عظیمی از فرهنگ‌وران را در کارنامه دیروز و امروز خود دارد، به آسانی باور نمی‌کنند.
برای این مأموریت بزرگ نیازمند تغییرات اساسی هستیم. فرهنگ‌وران و هنرمندان باید مجالی برای خلق و نمایش توانمندی‌های خود فارغ از محدودیت‌های سلیقه ای بیابند و در پناه اعتمادی که به ماهیت ارزشی آنها می‌شود، به تولید محتوای فاخر همت گمارند؛ چراکه آثار اهالی فرهنگ و هنر از ترجمان و تفسیر بی نیاز است و بی پرده با اقوام ملل گفت و گو می‌کند. جهانیان باید به حقیقت اشراف یابند که زنان و مردان این مرز و بوم تا چه اندازه در عرصه‌های نرم فرهنگی به رشد و تکامل رسیده اند و مردم تا چه اندازه در ضمیر آشکار و نهانشان دستاوردهای آنان را می‌ستایند. اگرچه در برهه کنونی بسیاری از آوردگاه‌های هنری در انحصار قشر متمول جامعه درآمده، اما مردم کوچه و بازار هنوز برای شنیدن یک موسیقی خیابانی لحظاتی درنگ می‌کنند تا جرعه خنکی از برکه روح نواز هنر بهره مند شوند.
از سوی دیگر باید به معیشت هنرمندان توجه کرد تا آنها با داشتن استانداردهای حداقلی از معیشت، رمقی برای تولید محتوا داشته باشند. جامعه ایران سرشار از فرهنگ‌وران گران سنگی است که قریحه لطیف خود را به دلیل نیازهای معیشتی سرکوب کرده و در اجتماع به دنبال یافتن خرده درآمدهایی هستند که با توانمندی‌های آنان فرسنگ‌ها فاصله دارد. با حمایت مادی و معنوی از اقشار فرهیخته جامعه است که می‌توان به اعتلای نام بزرگ ایران و ناامیدی دشمنان و در هم شکستن دسیسه‌های ناجوانمردانه آنها امید بست و به پیروزی رسید. دیپلماسی لبخند در عرصه فرهنگ و هنر هرگز به معنای خیانت نیست. باید از شاه‌راه تعامل با جهانیان وارد شده و برای آنها فرش قرمزی به منظور آشنایی با فرازهای تمدنی و متعالی این سرزمین پهن کنیم.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی