[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۹۵
  • دوره جدید

شرافت پارسیان، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی- روزنامه‌نگار:

سرزمین پارسیان شریف و مظلوم و پرپیشینه است. خاستگاه تمدن شرق جهانیان را تحت‌تأثیر قرار داده و جاذبه‌های فرهنگ و هنر ایرانی تا فرادست‌ترین مختصات جغرافیایی رسوخ کرده است. اگرچه فتح‌الفتوحات بسیاری داشته ایم و آفتاب این ملک روزی‌روزگاری رنگ غروب بر خود نمی‌دید، اما دستاوردهایی که از مؤلفه‌های نرم کسب کردیم، هیچ‌گاه رنگ‌وروی زوال بر خود ندیده است. در آغاز کار به سراغ یکی از رفیع‌ترین قله‌های زبان پارسی برویم و شاهنامه بخوانیم. در هر هجای واژگانش طنین حماسه مستور است و استعاره‌‌های ‌جاودانش خاک این سرزمین را سرمه دیدگان می‌‌کند...

شاهنامه حکیم سخن اعجازی ابدی برای همه دوران و نسل‌هاست. گویی فردوسی والامقام بر این حقیقت واقف بود که جلگه حاصلخیز ایران هیچ گاه از هجوم فرومایگان و اقوام بدوی در امان نخواهد ماند.
گویی سراینده شاهنامه به راستی می‌‌دانست که زبان و آیین و رسوم سرزمین پارس تا چه اندازه در معرض هجمه اقوام بیگانه قرار ‌می‌‌گیرد و در پستوی زوال به فراموشی سپرده خواهد شد. به همین دلیل بود که مرجع گرانمایه ای ‌را برای همه حماسه ‌سازان بر جای گذاشت تا با خوانش آن علیه هرچه ظلم و جور و تباهی و مکاتب بدوی است بایستند و بیرق بران ایران بر فراز البرز، بینالود، سهند، دنا، خرمشهر و سیستان افراشته گردد. مردم این سرزمین هم به ارزش‌‌های ‌نهفته در سطور زرینش پی برده بودند. ایران برای همیشه مهد آزادگی می‌ماند. از قیام سربداران گرفته تا رشادت‌های سردار جنگل؛ از باقرخان و ستارخان که عرصه را بر قزاق‌های ‌روس تنگ کردند تا دلیران تنگستان که نقش همه قلعه‌های ‌استعمار را بر خاک تفت کشیدند. حتی بمباران شیمیایی حلبچه و موشک باران شهرهای ایران هم بر حمیت رزمندگان و اراده مردمان این سرزمین خللی وارد نکرد و در بیت‌ المقدس‌ها و کربلاها سرفرازانه بر تن بهترین فرزندان میهن ردای فاخر شهادت پوشاندیم. آخر ایران همیشه سرزمین حماسه بوده است.
اما در دوران معاصر ما متهم به فراموشی هستیم. افکار و اعمال مان را مرور کنیم. صدا و سیما در مقام رسانه ملی تا چه اندازه به حکیم طوس ادای دین کرده است؟ آیا آموزش و پرورش آن‌چنان که شایسته است از فردوسی برای دانش ‌آموزان‌ می‌‌گوید؟ دستگاه‌‌های ‌فرهنگی و شبه فرهنگی تا چه اندازه مقدمات آشنایی مردم را با ابیات حماسی شاهنامه مهیا کرده‌ اند؟ چه کسی به یاد دارد افسانه‌‌های حقیقی ضحاک و سیاوش و سودابه و رودابه در آوردگاه‌‌های ‌نمایشی شهر به روی صحنه رفته باشد؟ کدام‌یک از رسانه‌های ‌مکتوب و مجازی با پژوهشگران شاهنامه به گفت و گو نشستند؟ سینما در مقام جهان شمول ‌ترین هنرهای معاصر در این زمینه چه کرده است؟ وقتی فیلم رقت ‌انگیز 300 با همه تحریف‌های تاریخی و سیاه ‌نمایی‌‌هایش ساخته شد ما به چند بیانیه دانشجویی و محکومیت نرم بسنده کردیم و امکاناتی به خدمت فیلمسازان توانمند این سرزمین درنیامد تا شکوه پرمایه ایران باستان و محورهای رفیع شاهنامه را به تصویر کشند.
کارنامه ما شرمسارانه در پیشگاه حکیم طوس روشن نیست. از یاد برده‌ ایم چه مفاهیم گران بهایی در میان ابیات سترگ شاهنامه مستور است و تا چه اندازه می‌تواند در روزگار معاصر به کار ما آید. این سرزمین همیشه از دیوهای سپید و ضحاک و افراسیاب و شغادهای دوران در عذاب بوده و همیشه بزرگ مردمانی از جنس سیاوش‌ها ‌و رستم‌‌ها ‌و کاوه‌های آهنگر و رزمندگان 8 سال دفاع مقدس به خون خواهی برخاسته ‌اند. شاید از یاد برده‌ایم که اسلوب رفیع زبان پارسی تا چه اندازه در هجمه گویش‌‌های بیگانه به زوال‌ می‌‌رود و در بحبوحه ‌گفت و گوها و متون‌‌های ‌روزمره نشان چندانی از آنها نیست.
انزوای شاهنامه به معنای مغلوب شدن در آوردگاه جنگ نرم است. دشمن سرسختانه‌ می‌کوشد ما را ملتی بی ‌ریشه، دوستدار خشونت و بدوی نشان دهد و با دست یازی به مضامین ارزشی و فرهنگی است که‌ می‌توان در برابر چنین هجمه‌‌های ‌مزدورانه‌ و مزورانه ای‌ مقاومت کرد و در اندیشه نسل‌های‌ نوظهور بارقه‌هایی از اصالت و معناگرایی دمید. آثار ماندگاری نظیر شاهنامه نشانه‌های ‌میهن ‌پرستی، قیام در برابر ظالمان زمانه، منش پهلوانی و اهمیت پیوندهای خانوادگی را با نجابت جار می‌‌زنند و این در حالی است که همه این‌‌ها ‌در پرتو ادبیات ناب داستانی ارائه‌ می‌شود. حکیم ابوالقاسم فردوسی در اعصار پیشین به درستی دریافته بود که از طریق اسلوب‌‌های ‌داستانی تا چه اندازه می‌توان به ضمیر آشکار و نهان مردمان رسوخ کرد و مؤلفه‌‌های ‌وطن ‌پرستی و اتحاد در برابر بیگانگان را در اذهان جامعه پرورش داد. به همین دلیل بود که شخصیت‌های ‌جاودانه ‌ای ‌را در اندیشه والای خود رسم کرد و قصه‌‌های آنان را با هوشمندی با یکدیگر درآمیخت. او در حالی مخاطبانش را در خان هفتم به اوج می‌ر‌ساند که در جنگ رستم و سهراب دیدگانش غرق در اشک و خون است. 
حکیم طوس با داستان سیاوش و آرش چنان ملودرامی از عشق به این خاک پاک نهاد و نجابت ایرانیان رسم می‌‌کند که هیچ افسانه و حقیقتی با گذشت سده‌‌ها ‌یارای زورآزمایی با آن را ندارد. سراینده شاهنامه از مضامین ارزشمند الهی هم در کنار اندیشه‌های ‌وطن ‌پرستی و حماسه‌ سازی غافل نبوده است؛ مبانی توحید و نبوت را در زمزمه قهرمانانش‌ می‌‌گنجاند که از پروردگار یکتا طلب آمرزش و استقامت برای براندازی بنیان 
ظلم‌ می‌‌کنند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی