[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۹۵
  • دوره جدید

به‌دنبال انسجام، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:
576 روز از اشغال خرمشهر می‌گذشت؛ شهری که 34 روز مقاومت کرده بود؛ آن هم با دستان خالی. سال 1359 از یکم مهرماه تا چهارم آبان‌ماه 12 لشکر عراقی به سمت خرمشهر تهاجمی گسترده داشتند. گردان دژ نیروی زمینی ارتش، گردان تکاوران دریایی بوشهر، نیروهای سپاه پاسداران و بسیج مستضعفین که در آن روزها هنوز تشکیلات منظمی نداشت، مدافعان شهر بودند. این مدافعان با دستان خالی 34 روز در برابر 12 لشکر ارتش عراق ایستادگی کردند. 
جنگ هشت‌ساله دارای ریشه‌های گسترده‌ای بود. اگر تاریخ را بخوانیم، قبل از وقوع جنگ اغتشاشات وسیعی در خوزستان و خصوصاً خرمشهر شکل گرفته بود و عوامل حکایت از دخالت‌های حزب بعث عراق در ناامنی‌ها داشت...

گسترش ناامنی‌ها باعث شده بود یک گردان 90نفره از تکاوران دریایی بوشهر به منطقه اعزام شوند تا در کنار رصد تحرکات مرزی ارتش عراق، نیروهای آشوبگر داخلی را نیز گوش مالی بدهند. 
بالاخره جنگ درگرفت. نیروهای انقلاب درگیر با عوامل داخلی بودند و ارتش به طور کلی در آستانه انحلال قرار داشت. سازمان دفاعی ایران به شدت تحت تأثیر تسویه حساب‌های داخلی قرار داشت و بسیاری سران ارتش یا عزل شده بودند یا محکوم به اعدام. این از هم پاشیدگی فرصت خوبی برای وارد کردن ضربه به مرزهای ایران و حاکمیت آن بود. هرچند نیروهای سپاه پاسداران در آن زمان مسلح و آماده جان فشانی بودند، اما سازمان دفاعی که در مقابل ارتش تا دندان مسلح عراق وجود داشته باشد، وجود نداشت. نیروهای عراقی در تمامی جبهه‌ها وارد خاک ایران شدند. 
استراتژی دفاعی آن زمان عقب نشینی بود. فرماندهان وقت اعتقاد داشتند باید اجازه بدهند دشمن وارد خاک شود و سپس آنان را قیچی کنند. یکی از علت‌های سقوط خرمشهر در آن تاریخ نرسیدن مهمات و تجهیزات و نیروهای کمکی بود. در واقع ضربه اصلی را از عدم انسجام خوردیم؛ عدم انسجامی که هر بار ممکن است تکرار شود، وقتی در یک قالب قرار نگیریم و برای دفاع در تمامی جبه‌های اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی دوگانه یا چندگانه عمل کنیم. فتح خرمشهر در سوم خردادماه 1361 در عملیات بیت المقدس نماد همبستگی بود. هرچند نیروهای ارتش، سپاه و بسیج در میدان حاضر بودند و تلاش کردند، اما در کلامی واحد از سوی فرماندهی کل قوا حضرت امام(ره) اعلام شد، خرمشهر را خدا آزاد کرد و این بزرگ ترین و بهترین درس برای نیروهای مسلح ایران بود. 
دعوت به انسجام از سوی فرماندهی کل قوا که در اختیار رهبری بود، پیامی ارزنده برای کل ملت ایران خصوصاً نیروهای بسیج مستضعفین بود. اینکه خدا خرمشهر را آزاد کرده بدان معناست که اراده ای پشت جریان بوده و آن اراده الهی است که همچنان ملت ایران و مدیران و سران قوا باید از آن تأسی بگیرند. 
سوم خرداد یک درس بزرگ برای مدیران و سران قواست و البته یک درس بزرگ برای ملت. ملت ایران این درس بزرگ را هرگز فراموش نمی‌کنند؛ چراکه در این دانسته، خون پدران و برادران و حتی خواهران و مادرانشان نقش بسته است. ملت خون دادند و رزمندگان از صف ملت بودند و هم اکنون هم مرزداری و پاسداری توسط ملت انجام می‌شود. 
از اینکه رهبر فرزانه انقلاب فرمودند خرمشهر‌هایی در پیش است، نباید شکی کرد؛ چراکه جنگ همیشه در میدان نیست و ما با انواع جنگ‌ها خصوصاً نبرد اقتصادی و فرهنگی نیز دست و پنجه نرم می‌کنیم؛ تا چه کسی مرد این میدان و جهاد اکبر باشد. 
خیلی‌ها از حضور در جبهه‌ها عکس‌های یادگاری بسیاری در اختیار دارند. بعضی‌ها از این تصاویر استفاده می‌کنند. انتخاباتی در راه است و باید نیروهای انقلاب وارد معرکه شوند. داستان در دو جبهه در حال اتفاق است؛ اول افرادی که نامزد می‌شوند و دوم افرادی که باید به نامزدها رأی اعتماد بدهند. در این دو جبهه یک اتفاق سخت افتاده که شامل مرور زمان نیز شده است. اول نامزدهایی که گفته‌هایشان با عملشان قبل و بعد از انتخابات یکی نیست و دوم مردمی که رأی دهنده بودند واز بین افراد اصلح اعلام شده شورای نگهبان یکی را برگزیده اند و حالا متهم به اشتباه غلط می‌شوند. 
در مهندسی انتخابات باید مانند مهندسی رزمی عمل کرد. اولین اشتباه در هدایت نیروها، آخرین اشتباه و رهیافت به قتلگاه است. اگر مسیر را درست ایمن نکرده باشیم، نفرات خودی را به قتلگاه می‌فرستیم. این قتلتگاه یا خونین و بسیار سخت و زیان بار است یا نرم است و با اعتماد عمومی بازی می‌کند که در هر دو حالت تلفات سختی را متحمل می‌شویم. 
تا حالا که دوم خرداد است و این متن را می‌نویسم، مهندسی درستی بر افکار عمومی انجام نشده است. دو جناح به شدت در حال تخریب یکدیگر در مواضع داخلی هستند. از خارج کسانی نشسته اند تا کاهش مشارکت را گزارش کنند. جنگ بر سر قدرت بسیار آتشین و شعله ور است و افراد به فکر توافق داخلی و آتش بس نیستند. در وین نماینگان نظام در حال مذاکره هستند اما گروهی این مذاکرات کهنه و خسته را به خود نسبت می‌دهند. گاهی باید به فکر رعیت هم بود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی