[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۹۰
  • دوره جدید

هیولای هشیار، روزنامه شیراز نوین

  سعیدرضا امیرآبادی- روزنامه‌نگار: 
در ایران هم مثل آسیای شرقی از اخبار و خسارات زلزله رهایی نمی‌یابیم. از سرسبزترین شهرهای شمال کشور گرفته تا لرزه‌هایی که کلبه‌های خشتی بم را ویرانه کردند؛ از سرپل‌ذهاب و کرمانشاهان تا زلزله‌های مهیبی که فارس را درمی‌نوردید. گسل‌های زلزله بر مدار ایران همیشه بیدار است. اگرچه زلزله‌های اخیر فارس در مقیاس یک فاجعه عظیم انسانی نبود و قربانی نگرفت، با این حال در نظر داشته باشیم که شمار خانه‌های خشتی و کاهگلی در شیراز و شهرستان‌های فارس بی‌شمار است و هر لحظه بیم آن می‌رود که سقف خانه‌های لرزان بر سر مردمان شریف روستا و بافت فرسوده آوار شود؛ مردمان مظلومی که در میان گره‌های اقتصادی گرفتار آمده‌اند، دیگر توانی برای نوسازی خانه‌های خشتی ندارند و خرده‌درآمدهای آنها صرف معیشت حداقلی می‌شود...

متأسفانه کارنامه بانک‌ها و سایر دستگاه‌ها و نهادهای مسئول هم چندان روشن نیست و گواه این اتهام به انبوهی از سرپناه‌های کاهگلی بازمی‌گردد که در بافت فرسوده شیراز و قریه‌ها همچنان پابرجا مانده اند. البته همیشه خانه‌های فرسوده نیستند که در خط مقدم بروز فاجعه قرار دارند. چنانچه از اخبار و نظر کارشناسان برمی‌آید، گروهی از برج‌های بلندمرتبه هم بر غارهای آهکی بنا شده اند و با غرش مهیب زمین به دل خاک فرو خواهند رفت. در این میان پرسشی مطرح می‌شود که چگونه روند ساخت و ساز آنها با چشم پوشی از آزمایش‌های خاک شناسی و فراموشی اسلوب ایمن سازی صورت گرفته است؟ آیا در راستای اخذ مجوز همه فرایندهای قانونی به صورت کامل طی شده است؟ چنانچه این ساختمان‌ها بر زمین‌های لرزان غار‌های آهکی استوار شده باشند، چه کسی پاسخ گوی اقشاری از جامعه خواهد بود که همه سرمایه خود را به متولیان ساخت آنها سپرده اند؟ در اینجاست که از همه دستگاه‌های ذی ربط به سردمداری دستگاه قضایی و شهرداری‌ها و سایر ارگان‌های ذی ربط درخواست می‌شود تا پرونده ویژه ای برای بررسی میزان ایمنی پروژه‌های بزرگ شیراز باز کرده و در صورت مشاهده هرگونه تخلف و قانون گریزی، سودجویان را مجازات کنند. در نظر داشته باشیم معمولاً اقشار مستضعف و میانی جامعه ایران به حاشیه نشینی در برج‌های حاشیه شهر از سر جبر زمانه تن داده اند و همه ارکان کشور در قبال امنیت و آرامش آنها مسئول هستند.
زلزله پیامدهای آشکار و نهان ناگوار بسیاری به دنبال دارد. تجربه نشان داده مردمان آسیب دیده تا سال‌ها و حتی دهه‌های متمادی تاوان خشم زمین و بی مبالاتی‌ها را پس می‌دهند. متأسفانه کمک‌های مردمی هم تا مدت کوتاهی پس از وقوع فاجعه ادامه دارد و به مرور زمان، شاهد به فراموشی سپرده شدن درد دردمندان و بی خانمانی بی خانمانان در میان انبوهی از خبرهای بد هستیم. بسیاری از مردم از یاد برده‌اند که با اهدای چند بطری آب و تعدادی پتوی مسافرتی، رسالت اجتماعی آنها به پایان نخواهد رسید و نباید وضعیت بحرانی مردم مناطق بحران زده را به فراموشی بسپارند. شاید بسیاری از مسئولان هم از یاد برده باشند که عکس‌های تمام قد در مناطق زلزله زده کارنامه درخشانی از آنها بر جای نمی‌گذارد و در مقام عمل باید به یاری مردم آسیب دیده شتافت. ما هنوز به یاد داریم چه فجایع انسانی ناشی از کمبود پزشک متخصص و داروهای حیاتی در سر پل ذهاب به وقوع پیوست و ساکنان مظلوم مسکن مهر در کرمانشاه همچنان چه روزگار دشواری را سپری می‌کنند.
متأسفانه موقعیت جغرافیایی ایران در کانون بحران‌های طبیعی قرار دارد و چنانچه شاهد اجرایی شدن قوانین مقاوم سازی و راهکارهای آموزشی و حمایت‌های روانی نباشیم، بی رحمانه در زمره قربانیان خشم زمین قرار خواهیم گرفت. آنچه عصرهنگام در خان زنیان شیراز روی داد، خدای‌نکرده می‌تواند زمزمه‌هایی از یک ویرانی بزرگ باشد. باید با چشمانی باز در راستای مدیریت بحران اقدام کرد و گام‌هایی اساسی در جهت مقاوم سازی برداشت. در ایران هم مثل آسیای شرقی از اخبار و خسارات زلزله رهایی نمی‌یابیم. زلزله همان هیولای بیداری است که در لحظه ای اهالی شهرها و قریه‌ها را می‌تواند به خاک و خون بکشاند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی