[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۹۵
  • دوره جدید

منتقدان نگران سینما، روزنامه شیراز نوین

سال ۲۰۲۰ شاید بدترین دوره سینمای دنیا از آغاز آن تا امروز بود. همه دلایل چنین وضعی در تعطیلی پروژه‌ها و کم تعدادشدن فیلم‌ها خلاصه نمی‌شود و آنچه امسال را بی‌رمق کرده، کیفیت فیلم‌ها هم است. به گزارش فرهیختگان اصولاً چند سالی می‌شود که سینما به سمت بی‌رمق شدن درحال حرکت بود و کرونا می‌توانست این وضع را تشدید کند که کرد. وقتی از منتقدان سینمایی ایران خواستیم فهرست ۱۰ فیلم برترشان را در سال گذشته انتخاب کنند، به این نتیجه رسیدیم که امسال نمی‌توان برای تنظیم چنین جدولی به عدد ۱۰ رسید و حتی عدد پنج هم توسط خیلی از آن‌ها کاملاً پر نشد. بعضی از منتقدان ایرانی گفتند حتی یک فیلم‌ مناسب سراغ ندارند که بتوان آن را در فهرست پنج‌تایی قرار داد و طبیعتاً نام آن‌ها در این گزارش نیامده است. ظاهراً اوضاع سینمای جهان خیلی وخیم است و از مجموعه صحبت‌هایی که منتقدان ایرانی کرده‌اند، می‌شود نتیجه گرفت اولاً محتوازدگی شدید هالیوود طی سال‌های اخیر، به‌عنوان بخش قابل‌توجهی از سینمای جهان، جلوی جریان آزاد خلاقیت را گرفته است و ثانیاً ساختار جدیدی که پلتفرم‌های ویدیو به شرح درخواست و در رأس آن‌ها نتفلیکس برای دوره اخیر ایجاد کرده‌اند، خروجی چندان جذابی نداشته است. این‌ها حرف‌هایی است که عمدتاً از خود منتقدان غربی شنیده نمی‌شود؛ اما منتقدان ایرانی به‌رغم تنوعی که در دیدگاه‌هایشان راجع‌به مسائل مختلف دارند، در آن متفق‌القول بودند؛ چه آن‌ها که لااقل سه یا چهار یا پنج فیلم را به ما معرفی کردند و چه آن‌ها که حتی یکی را هم قابل معرفی کردن نمی‌دانستند، تقریباً همگی روی وجود چنین فضایی هم‌نظر بودند. بعضی از منتقدان به ما گفتند که می‌توانند به جای فهرست دادن از میان فیلم‌های امسال، بگویند که کدام کارهای قدیمی‌تر یا حتی کلاسیک را طی همین ۱۲ ماه گذشته با لذت برای چندمین‌بار تماشا کرده‌اند و بعضی‌ها سعی داشتند امیدوار باشند که فواره هرچقدر سر بالا رفت، در آخرین نقطه سقوط کند و این وضعیت بی‌روح و بی‌رمق وقتی به اوج رسید، ناگهان ورق برگردد. نکته‌ای که بعضی منتقدان وقتی فهرستی در اختیار ما قرار دادند، روی آن تأکید داشتند، این بود که این فیلم‌ها را از سر ناچاری انتخاب کرده‌اند وگرنه در سال‌ها پیش، یعنی دورانی که هنوز اوضاع کمی ‌بهتر بود، آن‌ها را جزء هیچ فهرستی قرار نمی‌دادند. به‌عبارتی آن‌ها می‌خواستند این نکته روشن باشد که فیلم اول امسال، با فیلم اول ۱۰ یا ۲۰ سال پیش در یک پایه و رتبه قرار نمی‌گیرد.
دانیال هاشمی‌پور: 2020هم مانند دیگر سال‌های قرن جدید سال کم‌رمقی در عرصه‌ سینما بود. از همان سال‌هایی که طوری تربیت‌مان می‌کند که اگر یک فیلم معمولی دیدیم آن را خوب بدانیم و فیلم خوب را هم تا سطح یک شاهکار بالا ببریم. این خاصیت قرن جدید است. قرن برهوت، قرن آسمانِ بی‌ستاره و قرن دوری از سال‌های شکوهمند هنر هفتم. در اینجا درکنار دیگر عزیزان قرار است تا پنج فیلم برترم از سال 2020 را معرفی کنم. برای خودم نیز حضور فیلم‌های بسیار معمولی مانند «آوای وحش» و «پنج همخون» و البته فیلم نسبتاً خوبی مانند «مرثیه هیلی‌بیلی» در این لیست، حس آزردگی توأم با شگفتی دارد. با این حال اگر مجبور باشم حتماً پنج فیلم معرفی کنم، این‌ها به ترتیب انتخاب‌های نخستم خواهند بود. دادگاه شیکاگو هفت (آرون سورکین) آمریکا-منک (دیوید فینچر) آمریکا- مرثیه هیل‌بیلی (ران هاوارد) آمریکا- پنج همخون (اسپایک لی) آمریکا-آوای وحش (کریس سندرز) آمریکا
پوریا ذوالفقاری: راستش انتخاب‌های من حتی به پنج تا هم نرسید و فکر می‌کنم این اوضاع غم‌انگیز سینمای جهان ربطی به کرونا ندارد. سال گذشته هم در همین ایام باید با خطاپوشی و گذشت و ارفاق لیست انتخاب‌هایم از آثار مهم سال را می‌نوشتم و کلاً چند سالی هست که سیر نزولی و غم‌انگیزی را در تولیدات سینمایی سال تجربه می‌کنیم. این سرنوشت محتوم مضمون‌زدگی و اولویت دادن به محتواست؛ عارضه‌ای که حتی هالیوود را هم از پا در می‌آورد؛ که درآورده است! فعلاً از سر ناچاری چهار فیلم را می‌آورم و همین جا اعتراف می‌کنم چهارمی ‌را بدترین فیلم سازنده‌اش می‌دانم و سه‌تای قبلی هم هفت یا هشت سال پیش حتی در لیست ده‌تایی‌ام نبودند. ولی خب، فعلاً روزگار اینچنین است.
آنتونیا شرکا: من به جای انتخاب بهترین فیلم‌های سال ۲۰۲۰، تصمیم گرفتم عنوان دو سریال را بیاورم. دلیل کارم هم این است که شرایط به وجود آمده برای ما طی یک سال گذشته و گذراندن زمان نسبتاً زیادی داخل منازل، می‌طلبید که با تماشای مجموعه‌های دنباله‌دار وقت‌مان را بگذرانیم. فکر می‌کنم اگر از بحث کرونا هم که بگذریم، در سال‌های اخیر صنعت ساخت سریال در تمام دنیا رونق بیشتری پیدا کرده و مخاطبان تمایل دارند به‌صورت دنباله‌دار فیلم‌ها را ببینند. شاید یک علتش این باشد که امکان تماشای این کارها در خانه راحت‌تر فراهم می‌شود و دسترسی به اینترنت هم در این قضیه بی‌تأثیر نبوده است. این مجموعه‌ها خانگی هستند و دنباله‌دار بودن امکانی است که فقط در خانه می‌شود تأمین کرد. یعنی مثلاً نمی‌شود هر شب به سینما رفت و قسمت‌های بعدی یک مجموعه را دید. حالا در سالی که گذشت، کرونا و لزوم قرنطینه خانگی هم بیشتر به این وضعیت دامن زد و سریال دیدن داخل خانه‌ها خیلی جدی‌تر از قبل شد. با این حال فیلم‌های برتر به نظرم عبارتند از: سریال ملکه شطرنج (اسکات فرانک) آمریکا- سریال ارتودوکس (ماریا شریدر) آمریکا و آلمان.
احمد طالبی‌نژاد: من شاید امسال آن‌طور فیلم‌بین نبوده‌ام که به کسی بتوانم فهرست فیلم‌های برتر سال را پیشنهاد بدهم. در ایام کرونا من تقریباً سه روز از ماه را در تهران هستم و باقی را در منطقه‌ای می‌گذرانم که آب و هوای بهتری دارد و در ایام قرنطینه، کتاب را با فیلم جایگزین کرده‌ام. با این حال از بین همین چند فیلمی‌که امسال دیدم و متعلق به سال ۲۰۲۰ بودند، به موارد جالبی برخوردم که دوست‌شان داشتم. من فکر می‌کنم اگر قرار باشد حتی از بین فیلم‌های سال قبل، یعنی ۲۰۱۹، یک فهرست تهیه کنیم، به آثار بیشتر و بهتری بر می‌خوریم؛ اما بین آثار امسال، دست آدم کمی ‌بسته‌تر است. با این حال فیلم‌های برتر به نظرم عبارتند از:پلتفرم (گالدر گازتلو-اوروتیا) اسپانیا- تنت (کریستوفر نولان) آمریکا- (سام مندس) انگلستان.
آرش خوشخو: غیر از پنج فیلمی‌که در اینجا اسم می‌برم و فیلم‌هایی که ممکن است درباره تعلق داشتن‌شان به سال‌های ۲۰۱۹ یا ۲۰۲۰ اختلاف‌نظر باشد، فیلم‌های مهم دیگری هم در سال گذشته وجود داشتند. مثلاً «من به پایان دادن به اوضاع فکر می‌کنم»، فیلم چارلی کافمن یا فیلمی‌که ابل فرارا با بازی ویلم دفئو و با نام «توماسو» ساخته است و البته فیلم ران هاوارد با نام «مرثیه‌ای برای هیل‌بیلی» هم کار بدی نبود. امسال فضایی که می‌شد در آن‌ها فیلم‌های خوب آمریکایی را دید، از بین رفته است و ما همه وابسته به نتفلیکس و چیزهایی از این دست شده‌ایم. این وضعیت حس و حال فیلم‌های خوب امسال را از بین برده است. نمی‌دانم این ماجرا تا کی ادامه دارد و از قرار معلوم سال آینده هم این وضعیت وجود خواهد داشت. فیلم‌ها به سمت کم‌خرج بودن جمع و جور بودن و سریع آماده‌شدن رفته‌اند. چیزهایی که ما از نتفلیکس می‌بینیم، به‌نظر می‌رساند سیستم به این شکل درآمده و حتی قرارداد بلندی که با آدام سندلر برای کمدی ۷ و کمدی ۸ و... بسته‌اند، نشان می‌دهد خیلی سریع می‌خواهند جوابگوی مخاطبان‌شان باشند. امیدوارم هرچه سریع‌تر این ماجرا تمام شود.
 رضا درستکار: من امسال بیشتر از فیلم‌های سینمایی، سریال دیدم و دو مورد از فهرستم را از همین سریال‌ها قرار می‌دهم. امسال سالی نبود که من تمرکز آن‌چنانی داشته باشم و دلیل اصلی‌اش همین ویروس کروناست. در سالی که گذشت، هم فیلم‌هایی که ساخته شده بود درست و درمان اکران نشدند و هم اینکه این مسئله کرونا روی زندگی ما تأثیر گذاشت. خود من یک ماه و خرده‌ای درگیر کرونا بودم و کلی از زندگی عقب افتادم. من از آن دنیا برگشتم. حتی وسط کرونا سکته کردم که دوباره من را احیا کردند و امسال خیلی از اعضای خانواده‌ام به این ویروس مبتلا شدند. همین امسال پدرم فوت کرد، عمویم فوت کرد، دایی‌ام هم فوت کرد و تمام این‌ها به دلیل کرونا بود. به هرحال این‌ها تمرکز آدم را از روی سینما برمی‌دارد و امسال غیر از خود سینما، از سمت مخاطبان هم حال و هوای دیگری وجود داشت. با این حال فیلم‌های برتر به نظرم عبارتند از: تنت (کریستوفر نولان) آمریکا- من به پایان دادن به اوضاع فکر می‌کنم (چارلی کافمن) آمریکا- ملکه شطرنج (اسکات فرانک) آمریکا- درماندگی (سوزان بی‌یر) آمریکا.
آرش فهیم: من هنوز بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های مهم 2020 را ندیده‌ام اما از میان فیلم‌های دیده‌شده، پنج مورد را قابل تأمل دانستم. در صدر این فهرست، «دادگاه شیکاگو هفت»، فیلم جدید آرون سورکین، یک درام دادگاهی با ساختاری قدرتمند است که براساس یک واقعه تاریخی و سیاسی مهم خلق شده است. «دادگاه شیکاگو هفت» را می‌توان فیلمی ‌ضدسیستم و انتقادآمیز دانست و ازجمله آثاری است که برخلاف جو غالب فیلم‌های امسال هالیوود ساخته شده است. بازی خوب بازیگران و فضاسازی چالش‌برانگیز درام با مضمون اعتراضی فیلم، مماس است. پس از آن «کلاشنیکف» (AK-47) به کارگردانی کنستانتین بوسلوف و محصول روسیه، یک فیلم زندگینامه‌محور و خوش‌ساخت با نماهایی چشم‌نواز درباره «میخائیل کلاشنیکف» مخترع یکی از پرکاربردترین سلاح‌های قرن است. روایت فیلم، روان و جذاب است؛ اما اهمیت فیلم به این بر می‌گردد که بار دیگر یکی از رویکردهای مهم در سینمای جهان، یعنی ساخت فیلم درباره نوابغ علمی ‌و صنعتی و مخترعان را یادآوری می‌کند؛ رویکردی که در سینمای ایران اصلاً وجود ندارد! اما فیلم سوم این فهرست گرچه به لحاظ ساختاری اثر متوسطی است و نوآوری خاصی در آن دیده نمی‌شود، اما اولاً در «نامتعادل» ما با یک درام نفسگیر و مهیج روبه‌رو هستیم که مخاطب را تا پایان نگه می‌دارد و دوم هم اینکه این فیلم، برخلاف خیلی از آثار شاخص امسال، فاقد جنبه‌های ایدئولوژیک است و تماشای آن به مخاطب ایرانی قابل‌توصیه است. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی