[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۸۶
  • دوره جدید

منطقه جنوبی ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

ما در بافت تاریخی و فرسوده شهر نیازمند احیای هویتی هستیم که تاکنون از آن دریغ کردیم. مهم‌ترین اقدام در بافت قدیم شیراز احیای هویت و بازگرداندن اصالت به آن است. بافتی که به‌صورت استیجاری هم‌اکنون پذیرای مهاجرانی است که بافت را به خوابگاه و جولانگاه آسیب‌های اجتماعی تبدیل کرده‌اند و حالا برای حفاظت و ایجاد امنیت در آن علاوه بر پلیس، باید متوسل ایجاد پایگاه‌های بسیج شد. هرچند انتقادی به ایجاد پایگاه‌های بسیج وارد نیست، اما این اقدام عقب‌ماندگی در احیا و توسعه فرهنگی بافت را به رخ می‌کشاند...

اقدامی سخت به جای اقدامات نرم فرهنگی و هویتی. درواقع جو حاکم بر بافت قدیم شیراز بیشتر پلیسی است تا فرهنگی و این بدان معناست که باید با زور در بافت تاریخی فرهنگی بمانیم و روزگار بگذرانیم! 
در نگاهی اقتصادی و سیاسی به بافت فرسوده و تاریخی شهر می‌توان به آن به مجموعه ای از املاک فریزشده نگاه کرد. آیا املاک موجود در بافت در آینده تجمیع شده و برای پروژه‌های خاص افراد خاص ایجاد ثروت خواهند کرد؟ خاموشی بافت به نفع کیست؟ 
امروز بافت قدیم نمایشگاهی بزرگ از آسیب‌های اجتماعی است. نمایشگاهی که در آن ایده پردازی مناسبی شکل نگرفته است. انگار بافت صد دایه دارد اما دلسوزی مادر چیز دیگری است و حالا بافت نیازمند یک حکمران خوب است که به طور واحد سیاست‌های خاص و عمرانی را در آن با رعایت حفظ تاریخ به اجرا درآورد. 
بافت قدیم شیراز که حالا در هسته مرکزی و پرترافیک شهر قرار گرفته و دود می‌خورد، از وجود تشکل‌های غیردولتی بسیاری برخوردار است؛ تشکل‌هایی که تا حالا یک قدم هم برای اعتلای بافت برنداشته اند و شاید برخی تنها دنبال مجوز‌های گردشگری در بافت هستند؛ تشکل‌هایی که شاید به امید کاریابی در تیم دولتی روزگار می‌گذرانند. 
این در حالی است که خیلی‌ها با ویرانه‌های بافت شهری عکس یادگاری دارند. عکس‌ها معرف حضور و بی تأثیری این حضور است و این می‌تواند بدترین نشان از دوران مدیریت یک مدیر باشد؛ مدیران و نمایندگانی که آمدند و رفتند و ویرانه‌های بافت باقی ماند. 
بافت قدیم شهری که تاریخ را روایت می‌کند، نیازمند هویت است و بازگشت هویت به بافت کار چندان پیچیده ای نیست، اما یادمان باشد، بافت را به مستأجران مهاجر اجاره داده ایم و این سیستم استیجار، ویرانی آن را به دنبال دارد.
در نگاهی دیگر انتظار است بافت قدیم مانند شیراز گذشته بازسازی شود و باقی بماند. ما وقتی شیراز را شهر راز و یک شهر دارای تاریخ و فرهنگ و تمدن معرفی می‌کنیم، باید آثار فرهنگی و هنری و تمدن را در آن حفظ و احیا کنیم. اما سؤال اینجاست که آیا در این وادی موفق بوده ایم؟ آیا مدیران و نمایندگان بدون اسکورت پلیس می‌توانند وارد بافت شوند؟ 
در این راستا و با طرح این پرسش می‌توان بافت را معرفی کرد؛ بافت یعنی نقطه ای از شهر که به دلیل فزونی بحران‌ها و مشکلات اجتماعی ناشی از بی هویتی باید فضایش پلیسی باشد و این یعنی ما برنامه ای در این نقطه نداشته ایم. ما شمال شهر را با رؤیای مدرنیته خلق کردیم و ازدحام جمعیت را به آن سمت کشاندیم و از طرفی جنوب شهر را بدون برنامه رها کردیم. ما برنامه ای برای جنوب نداریم؛ در واقع شهر جنوبی همیشه بوی جنوبی بودن می‌دهد؛ بویی خاص که معرف محرومیت است. بهترین نسخه برای بافت شهری که در حصار جنوب گرفتار شده، بازگشت هویت به آن است. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی