[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۲۰
  • دوره جدید

هخامنشیان چگونه جهان را اداره می‌کردند، روزنامه شیراز نوین

گروه میراث و گردشگری- میثم قیصری

در این جستار نگاهی خواهیم داشت به روحیه مدارا و تساهل که ویژگی نظام هخامنشیان در اداره جهان بوده است. نخست باید اشاره داشت که سرعت و سهولتی که با آن کوروش بزرگ هخامنشی سلسله هخامنشی را به پی‌ریزی کرد و کمبوجیه، فرزند او، آن را وسعت بخشید، مرهون همین روحیه مدارا و تساهل بود. همین گونه بود سرعت مشابه داریوش اول برای دوباره بنیاد گذاشتن سلسله هخامنشی و توسعه بیشتر آن که این بار چندان سهل و آسان نبود. با نگاهی دقیق به این موضوع متوجه خواهیم شد که اقوام و ملت‌های ستم دیده از نظام‌های اجتماعی و اداری آشوریان و بابلیان با جان و دل اطاعت از ایرانیان را پذیرفتند و بر فرمانروایی آنان گردن نهادند؛ زیرا بیابان‌گردان دشت‌های آسیای مرکزی و نظامیان آشوری، با یکجانشینان دشمنی و کینه دیرینه داشتند. حال مردم دنیای آن روز به سختی نیازمند گذراندن دوران «بهبودی» بودند. دوران بهبودی و آرامشی که هخامنشیان برای همگان به ارمغان آورد. البته تردیدی نیست که در اثر وقایع وحشتناک و غم انگیز سال 522-521 ق.م. سنت‌های سیاسی و ساختار اجتماعی سلسله هخامنشی به نحوی جبران ناپذیر افت کرد و از وجاهت آن کاسته شد. همچنین بی شک در تمام دوره سیادت هخامنشیان بر دنیای آن روز در مدارا و مسالمت با انبوه ملت‌های تابعه تبعیض‌های بارز و آشکار گذاشته می‌شد. مصریان و بابلیان نوعی خصومت و دشمنی پیوسته به فرمانروایان ایرانی داشتند، اما قربانیان سابق فشار و ستم بابلیان با آن عناد و کینه نسبت به فرمانروایان ایرانی بیگانه بودند. این دشمنی و عناد مصریان و بابلیان به کرات باعث شورش و عصیان شد، اما روی هم رفته نظام هخامنشی با مخالفت و مقاوت چندانی رو به رو نبود؛ چرا که دویست سال بر جهان آن روز فرمانروایی پایداری را به اجرا گذاشت. این توفیق عمدتاً مرهون سیاست آزادمنشانه و عدم مداخله هخامنشیان در امور ملت‌های تابع بود. شیوه‌ای که با سیاست‌های دولت آشوری و نوبابلیان که جانشینان آشوریان شدند، تضاد داشت. چرا که آشوریان از ابتدا که بر مهاجمان آرامیِ بین النهرین پیروز شدند، همواره با سخت‌گیری و خشونت و نابودی فرهنگ ملل زیر دست، آنها را در خود تحلیل و هضم کردند. گواه این گفته، متصرفات ارضی آنها مانند نینوا و کاله (نمرود) و خود آشور بود که قرن‌های قرن پس از برچیده شدن بساط امپراتوری آشور هنوز با نام‌های آشوری شناخته می‌شد. 
سیماب آبگینه‌ای که جلوه‌گاه روش و شیوه مبتنی بر عطوفت و تساهل هخامنشیان شد، همین سیاست ظالمانه و خشن آشوریان بود. کوروش دوم و جانشینان او قصد داشتند دخالت دستگاه اداری هخامنشی در فرهنگ ملل تابعه را به منظور اطلاعت از قوانین و مقررات ایرانیان به حداقل برسانند و هرگونه تغییری در مرزهای دولت‌های مستقل که توسط ساتراپ‌ها اداره شد را نامطلوب دانستند. در اداره امور کشور توسط هخامنشیان، داریوش (نهمین پادشاه هخامنشی) فرمانروایی هخامنشی را به بیست ناحیه مالیاتی تقسیم می‌کند و در کتیبه‌های تخت جمشید [DPe] و شوش [DSe] و نقش رستم [DNa] نام سرزمین‌هایی که خراج گذار او بودند را ذکر می‌کند که در این میان سرزمین پارسه و سه قوم دیگر حبشی‌های ساکن جنوب مصر، اعرابِ باریکه ساحل واقع در جنوب شرقی مدیترانه و کلچی‌ها (گرجی‌ها) و اقوام مجاور دامنه قفقاز از پرداخت مالیات معاف بودند و سرانجام این گنجینه‌ها و دفینه‌هایی که تحت لوای مالیات و هدایای ارسالی در خزانه‌داری شوش و اکباتان و تخت جمشید در مدت نزدیک به دو قرن جمع آوری شده بود، ناگهان توسط اسکندر دوباره به جریان گذاشته شد.
منابع:
- جغرافیای اداری ایران باستان: آ.تو ین بی، و.و.تارن، ک. برونر و دیگران، ترجمه همایون صنعتی زاده
- تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام (احمد تفضلی)

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی