[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۹۵
  • دوره جدید

مصلحت‌اندیشی ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

یکی از موضوعات مهم و استراتژیک فارس، موضوع انتقال آب از خلیج فارس به استان است که سال‌های سال درباره آن بحث و بررسی صورت گرفته و تا امروز خبری از ورود آب به استان نیست! صنعتی‌شدن فارس در گرو ایجاد زیرساخت‌های مهم و مؤثر است که در بخش‌های آب، برق و گاز نهفته است. هرچند نباید موضوع مهم فاضلاب را از قلم انداخت، اما تأمین آب و برق در درجه اول قرار گرفته و باید بتوان انرژی مربوطه را تأمین نمود. 
گویا انتقال آب از خلیج فارس در کش‌وقوس قیمت تمام‌شده گیر کرده است؛ چراکه اولویت اصلی با تأمین آب برای صنایع آن هم به قیمت تمام‌شده است و باید صاحبان صنایع را راضی کرد اعتبار لازم را تأمین کنند...

هرچند گرانی تأمین آب بر افزایش قیمت تمام شده تولید تأثیر می‌گذارد و قیمت مصرف کننده را نیزتحت تأثیر قرار می‌دهد، اما باید فکری عاجل به حال این موضوع نمود. 
نمی‌توان از این موضوع چشم پوشی کرد که گرانی در راه است؛ گرانی‌ای که از مبدأ تأمین مواد اولیه و تأمین زیرساخت‌ها سرچشمه می‌گیرد. این در حالی است که دولت باید زیرساخت‌های تولید را فراهم نماید و آن را ارزان در اختیار سرمایه گذاران قرار دهد تا تولید در یک بستر ارزان و امن اتفاق بیفتد. ماهیت ایجاد شهرک‌های صنعتی بر همین اصل بوده است؛ شهرک‌های صنعتی یا مناطق ویژه اقتصادی که باید توسط دولت تأسیس شوند و دارای سایت‌های بهره برداری آسان باشند. بحث تأمین آب نیز بر همین منوال است؛ یعنی دولت برای دعوت از سرمایه گذار در بخش تولید و اشتغال باید سایت مربوطه را در اختیار سرمایه گذاران قرار دهد. اینکه ما از سرمایه گذار بخواهیم در بخش زیرساخت‌ها سرمایه گذاری کند، موضوعی عجیب و تجربه نشده است؛ چراکه سرمایه گذار در بخش‌های تولید که رقابتی است، نیازمند بستری امن برای تولید باکیفیت و رقابتی در عرصه جهانی، با برخورداری از بسترهای تنفسی است تا بتواند با این تنفس و دریافت تخفیفات اولیه، خود را مطابق استانداردهای جهانی مهیای حضوری باعزت کند. 
دولت‌ها به دلیل سیاست‌های پرتنش موجود در عرصه‌های جهانی، از فروش نفت خام بازماندند و این باعث شده درآمدهای اصلی و یک طرفه خود را از دست بدهند. حاصل از دست دادن درآمدهای ارزی دولت، دست کردن در جیب مردم و سرمایه گذاران است. مردم در این عرصه چاره ای ندارند جز تسلیم شدن در برابر سیاست‌های غلط و غیراقتصادی دولت‌ها و اما سرمایه گذاران راهی را در پیش می‌گیرند که صلاح و مصلحت آنان است و آن ترک عرصه‌های حضور در سایت‌های اقتصادی است که باعث فلج شدن صنعت و کسب و کارها می‌شود. 
اگر امروز با رکود صنعتی و تعطیلی مراکز تولید مواجه هستیم، حاصل همین سیاست‌های غلط اقتصادی است که در دهه‌های گذشته توسط دولت‌ها در پیش گرفته شده است. ما در داخل کشور با دو جریان عمده طرف حساب هستیم؛ جریانی که مخالف ارتباط با خارج است و به راه‌های قاچاق و دورزدن تحریم‌ها متوسل است که این راه جز گرانی و تعطیلی تولید عاقبتی نداشته و طرف دوم کسانی هستند که سعی می‌کنند ارتباط معقولی با خارج داشته باشند و نیازهای داخلی را تأمین کنند. در این راستا طرف دوم متهم به خیانت می‌شود؛ هرچند سیاست‌های کلی نظام را در دیپلماسی سیاسی اقتصادی پیگیری می‌کنند، اما کاسبان تحریم بر راه و روش خود پافشاری و حتی حدود و مصلحت نظام را در تعاریف خود خلاصه می‌کنند.
حالا فشار اقتصادی در حال آوردن فشار فرهنگی و معیشتی به اکثریت جامعه است. اقلیتی در رفاه نشسته همچنان بر راه و روش‌های سنتی پافشاری می‌کنند و گرفتاری‌های اجتماعی را نادیده می‌گیرند. تجمع بازنشستگان، کارگران شاغل که معوقات شش ماهه و چندساله دارند، معلمان و اساتید که حداقلی بگیر هستند و گرانی لحظه ای امانشان را بریده است، فزونی آمار جوانان بیکار و ناپایداری مشاغل و اندک بودن رزق ملت از نظر این گروه نادیده گرفته می‌شود. 
باید دید در انتخابات آتی کدام طرف بر حوزه سیاست مسلط می‌شود. این در حالی است که سیاست‌های نظام، برجام را به خانه آخر رسانده و تشریفات نهایی آن باید توسط دولت آینده اجرایی شود. ارتباط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با ملل جهان اجتناب ناپذیر است و باید صدای خردشدن استخوان‌های ملت را زیر بار تحریم‌ها شنید. ارتباط معقول با ملل جهان و حفظ ارزش‌ها می‌تواند مؤثرترین هنر گروه‌های سیاسی باشد. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی