[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۳
  • دوره جدید

سیستم فوتبال شیراز «چاپلوس‌مآبانه» است، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: «کار در تیم‌های لیگی باعث می‌شود که شرافت برخی مربیان به خطر بیفتد. مربی که وقت می‌گذارد و از انرژی و اعصابش می‌گذرد برای جوان فوتبالیست، باید درآمدی نزدیک به بازیکن چندصد میلیونی داشته باشد. حالا اگر مربی توانایی داشته باشد که از راه درست به درآمد خوب برسد مسئله‌ای نیست، ولی وای به روزی که مربی سواد و توانایی لازم را نداشته باشد و به رشوه گیری و حتی دلالی بیفتد. الان در همین شیراز آدم داریم که به بازیکن جوان می‌گوید 30میلیون بده تا تو را به امیدهای تراکتورسازی تبریز ببرم!» یکی از مربیان قدیمی شیراز است که به این دلایل دیگر حاضر نیست در تیم‌های بزرگ و صاحب نام شیراز فعالیت کند و به فوتبال پایه و بازیکن سازی روی آورده است. او دل پُری از فوتبال شیراز و مسئولانش دارد و می‌گوید مدارس فوتبال در شیراز از لحاظ کیفیت در پایین‌ترین سطح ممکن هستند و از نظر تعداد به صورت تصاعدی در هر سال افزایش می‌یابند.
می‌گویند برای تأمین مخارجتان تعداد بیشتری ثبت‌نام کنید!
«هر مدرسه فوتبال باید مبلغی حدود 4میلیون تومان به هیئت فوتبال پرداخت کند. برای همین هم مجوز به راحتی صادر می‌شود بدون اینکه واقعاً شایستگی تأسیس یک مدرسه فوتبال که جایگاه تربیت فرزندان این شهر است را داشته باشند» مربی قدیمی فوتبال شیراز یکی از معضلات در امر اداره مدرسه فوتبال را تعیین نرخ شهریه از سوی هیئت فوتبال می‌داند و می‌گوید: وقتی اجاره هر سانس زمین تمرین برای ما 150هزار تومان است، مقرون به صرفه نیست که با نرخ مصوب هیئت کار کنیم. همین می‌شود که تعداد زیادی از مدارس فوتبال، بچه‌ها را در پارک یا حتی در چمن‌های پل غدیر تمرین می‌دهند که می‌تواند آسیب‌های زیادی برای بچه‌ها به همراه داشته باشد! چون اگر بخواهند با هزینه مصوب هیئت کار کنند، نمی‌توانند از عهده امکانات بر بیایند. وقتی هم اعتراض می‌کنیم می‌گویند زمین را 4قسمت کنید و تعداد بیشتری ثبت نام کنید! اما کیفیت چه می‌شود؟
سیستم فوتبال شیراز چاپلوس‌مآبانه است
«مربی زیر سایه می‌نشیند و بازیکن جوانی که خودش نیازمند آموزش است، می‌رود بالای سر بچه‌های مردم. همین می‌شود که بازیکن 10-11ساله مینیسک پاره می‌کند. وحشتناک است! یا روی بازیکنی که اصلاً عضله ندارد کار بدنسازی می‌کنند! شما زمانی می‌توانید کار قدرتی روی بازیکن انجام دهید که تستسترون تولید شود. تستسترون هم تنها زمانی تولید می‌شود که بچه به سن بلوغ رسیده باشد. خب بچه 11ساله چطور می‌تواند از پس تمرینات بدنسازی بر بیاید؟ و جالب است که این آدم‌های بدون علم و کار نابلد، مورد حمایت هم هستند! چون سیستم فوتبال شیراز چاپلوس مآبانه است.»
استاندارد فوتبال شیراز با همه جای دنیا فرق دارد
تا زمانی که سازماندهی منظم و مرتبی بر طبق قواعد و استاندارد به وجود نیاید، کار درست نمی‌شود. وقتی می‌گوییم استاندارد در آموزش، منظور استاندارد در سطح جهان است نه در سطح شیراز. وقتی کسی از هیئت فوتبال برای نظارت بر مدارس می‌آید، باید با علم روز دنیا و استانداردهای جهانی آشنا باشد. اما می‌دانید که استاندارد فوتبال شیراز با همه جای دنیا فرق دارد. حتی با کشور خودمان هم فرق دارد. یعنی بازی با 11بازیکن اصلی و هفت ذخیره انجام می‌شود اما در حقیقت از نظر فنی و عملی آن را می‌توان به عنوان یک ورزش جداگانه به ثبت رساند!
کار علمی را زیر سؤال می‌برند
شخصی برای بازرسی از مدارس فوتبال می‌آید و به نبودن کلمن و تمیز نبودن دستشویی گیر می‌دهد. اینها درست اما نمی‌گوید در بُعد فنی چه کرده اید؟ می‌آیند سر تمرین و می‌بینند بچه‌ها دارند کارهای بدون توپ را انجام می‌دهد. اولین چیزی که می‌گوید این است که «توپشان کجاست؟» یعنی در این حد اطلاعات ندارند که کودک 10ساله ابتدا باید هماهنگی و ارتباط بین دست و پایش درست شود، بعد به سراغ کار با توپ برود.
انگار تیم شهرمان قهرمان جهان شده 
فجر سپاسی ما به لیگ دو نرفته. این گریه آور است برای فوتبال شهری مثل شیراز. اما چنان پست‌هایی می‌گذارند که هر کس نداند فکر می‌کند تیم شیراز قهرمان جهان شده است. سجده می‌کنند و جشن می‌گیرند در حالی که باید گریه کنند که شیراز با حضور 37بازیکن در لیگ برتر، تیمش به این روز افتاده. چون یک درخت هر چقدر هم که تنومند باشد، اگر ریشه اش در زمین نباشد، با یک باد سقوط خواهد کرد. فجر 4سال پیش قهرمان امیدهای کشور شده. آن هم در حضور تیم‌های با بنیه مالی قوی مثل سپاهان و ذوب آهن و سایپا. از آن تیم کدام بازیکن الان در تیم‌های شیرازی حضور دارد؟! اما برگردیم به سال 78. وقتی که تیم منتخب امیدهای فارس قهرمان کشور شد. در آن زمان بازیکنان آن تیم بین برق و فجر تقسیم شدند و تا سال‌ها این دو تیم در لیگ برتر با استفاده از همان بازیکنان خوش درخشیدند. چون از سرمایه‌های فوتبال شیراز درست استفاده می‌شد.
مدرسی می‌آورند که اصلاً بلد نیست در مورد فوتبال پایه صحبت کند
کلاس دانش افزایی برای مربیان فوتبال پایه برگزار می‌کنند. اما مدرسی که می‌آید درباره ساخت تیم صحبت می‌کند! یعنی چیزی که هیچ ربطی به آنچه قرار بوده، ندارد. مدرسی که از فدراسیون می‌آید بر چه اساسی می‌آید؟ آیا اصلاً آگاهی دارد که در مورد چه چیزی باید صحبت کند؟ اصلاً در مورد نوع فرم بازیکن‌ها آگاهی دارد؟ به جای اینکه نوع ارتباط با بازیکن پایه، نوع تمرین‌های مخصوص، روانشناسی رشد و بلوغ و سایر نکات مربوط به فوتبال پایه را بداند و بگوید، در مورد چیزی صحبت می‌کند که به درد هیچکس نمی‌خورد. اصلاً بلد نیست که در مورد فوتبال پایه صحبت کند. اما می‌آید چون با رابطه می‌آید. می‌آید و آموزش بی ربطی می‌دهد و بعد از اینجا امتیازی از او می‌گیرند توسط آن مربی که رابطش بوده و او را با خود به جای دیگری می‌برد. 
پدر و مادرها باید در جریان سیر فوتبالی بچه‌ها باشند
مدرسه فوتبالی که می‌خواهد کار درست انجام دهد، باید مدرسه بچه‌ها را هم کنترل کند. باید کارنامه تحصیلی آنها را هم زیر نظر بگیرد. هر دو ماه یک بار آموزش خانواده داشته باشد با حضور اجباری پدر و مادر در کلاس‌های مدرسه فوتبال و بنا بر ضرورت یک کارشناس متخصص باید بیاید و برای آموزش والدین صحبت کند. تمام تمرینات باید فیلمبرداری شود و به همراه کارنامه فوتبالی بچه‌ها، به والدین ارائه شود تا سیر فوتبالی آنها مشخص شود. اینها بخشی از کارهایی است که باید حتماً در مدارس فوتبال صورت بگیرد.
ادامه دارد...

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی