[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۲۸
  • دوره جدید

خرید زمان ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

قاچاق امروز به یکی از هولناک‌ترین پدیده‌های اقتصادی‌اجتماعی تبدیل شده است. تحریم‌های سیاسی‌اقتصادی تشدیدکننده پدیده قاچاق بود که برای برخی منافع بسیاری همراه داشت. گاهی به این موضوع می‌اندیشیم که تأخیر در رفع تحریم‌ها وابسته به این پدیده شوم است؛ چراکه صاحبان قدرت به‌سادگی از این منافع دست‌بردار نیستند. 
کشف کالای قاچاق در سال‌های گذشته شدت گرفته و در این بین کالای قاچاق در بازار به‌وفور مشاهده می‌شود و مردم از روی ناچاری به خرید کالای قاچاق‌شده بدون گارانتی اقدام می‌کنند...

حجم گسترده بیکاران نیز به این صنعت روی آورده اند و بسیاری برای امرار معاش آب به آسیاب قاچاق می‌ریزند و پس از دستگیری برای خود پرونده قضایی درست می‌کنند. 
به طور قطع حجم بالایی از توان پلیس صرف همین امور می‌شود و باید با کنترل مبادی ورودی سدی محکم پیش روی قاچاق ایجاد کنند که البته علی رغم تلاش‌های بسیار کالای قاچاق وارد انبارهای احتکار و سپس شبکه توزیع می‌شود. اگر ما اقتصادی سالم داشتیم، پدیده قاچاق زشت و نازیبا بود اما در حال حاضر از قاچاق می‌توان به عنوان یک صنعت بزرگ و پول ساز یاد کرد که گاهاً کمبود‌های ارزی کشور را جبران می‌کند. در سال‌های گذشته بازدید‌های گسترده و رسانه ای از مبادی رسمی ورود کالای قاچاق در بنادر انجام شد و رئیس قوه قضائیه به وضوح درمورد ورود قاچاق و خروج سوخت از بنادر تذکرات بسیاری داد و باید دید درپی این تذکرات تا چه میزان شاهد روند کاهنده این پدیده بودیم. سرنخ فساد در این زمینه نیز به خود دست اندر کاران موضوع رسید؛ چراکه افراد دستگیر شده و صاحب شبکه از افراد ذی نفوذ بودند. فساد در شبکه‌های قدرت، بدون شک تشدیدکننده امر قاچاق است که بعضی که دستگیر شدند، از آن به عنوان دور زدن تحریم یاد کرده بودند. با اجرایی شدن توافق مبنی بر رفع تحریم‌ها و بازگشایی رسمی مرزها به روی نیاز صنایع داخلی باید امیدوار باشیم که قاچاق به طور اصولی کاهش یابد؛ چراکه با تأمین نیاز کارخانجات و سقوط قیمت ارز باید مواد اولیه به طور مستقیم به دست تولیدکننده برسد و در این حال رقابت بر سر کیفیت پیش خواهد آمد و در صورت رعایت استاندارهای تولید، کالای ایرانی باید در صدر مصرف قرار بگیرد. باید به این موضوع اندیشید که از جمله علل اصلی بیکاری در کشور، فقدان صنایع بزرگ و کوچک است که در جریان تحریم‌ها تعطیل و نیمه تعطیل شدند. کارخانجاتی که بخشی از مواد اولیه تولید خود را وارد می‌کردند و البته قیمت ارز نیز بر این امر دخالت داشت. با شتاب نرخ ارز به سمت بالای نمودارها اما صاحبان صنایع قدرت خرید خود را از دست دادند یا اگر توانی برای خرید وجود داشت، به تورم دامن زد؛ چراکه خرید مواد اولیه گران به تولید و عرضه گران منتهی می‌شود و از طرفی تورم روزافزون باعث بیکاری خواهد شد. اقتصاد ایران خصوصاً در یکی دو دهه گذشته به شدت بیکاری را تجربه کرد؛ بیکاری ای که محصول تعطیلی کارخانجات بود. در چنین شرایطی نمی‌توان به ادامه راه امیدوار بود؛ چراکه از همه طرف دچار مشکل شدیم. از یک طرف نابسامانی اقتصادی و از طرف دیگر و مهم‌ترین موضوع، ناهنجاری‌های اجتماعی ناشی از بیکاری و تورم. کاهش قدرت پول ملی آسیبی بزرگ در این راه بود. جوانان از ازدواج انصراف دادند و کانون خانواده به شدت آسیب دید. نرخ رشد جمعیت جوان تحت تأثیر این امر قرار گرفت و حالا با جمعیتی پیر روبه‌رو شدیم. اینها بخشی از علائم تحریم است که هم اقتصاد و هم حوزه اجتماعی فرهنگی ما را دچار آسیب نمود. در چنین شرایطی شاید بتوان اقتصاد را در یک فرصت زمانی ترمیم کرد اما حوزه اجتماعی و فرهنگی به این سادگی‌ها ترمیم پذیر نیست؛ چراکه برخورد با حوزه فرهنگ پدیده بداخلاقی را ترویج می‌کند و عجیب آنکه بداخلاقی‌ها چنان گسترده شده که نیازمند راهکارهای جدی و تخصصی است. ما چگونه می‌توانیم فرصت‌های سوخته یک نسل را که گرفتار جنگ اقتصادی سیاسی شدند، جبران کنیم در حالی که خرید زمان امکان ندارد؟ 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی