[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۲۵
  • دوره جدید

جزیره پوگلیا یکی از نفرین شده‌ترین جاهای دنیا، روزنامه شیراز نوین

پزشکان آزمایش‌های مختلفی از افراد بیمار در این ناحیه به عمل می‌آوردند اما در هر صورت همه کسانی که بر اثر بیماری و یا بر اثر آزمون و خطای پزشکان می‌مردند، سوزانده می‌شدند. بعضی از پزشکان هم به این ناحیه می‌رفتند تا با استفاده از ابزاری مثل دریل و چکش مغز انسان‌ها را شکاف دهند، آن‌ها را آزمایش کنند و یک راه درمانی پیدا کنند.
بیمارانی که از خودشان مقاومت نشان می‌دادند و همکاری نمی‌کردند، مورد مجازات قرار می‌گرفتند و آن‌ها را به برج بِل می‌فرستادند.
اتفاقات جزیره پوگلیا
بعضی از نقل قول‌ها این گونه بیان می‌کند که چند سال بعد همان پزشکان به دلیل سرگردان بودن روحِ انسان‌های مرده در این جزیره، خود نیز به برج می‌رفتند و خود را مجازات می‌کردند و از این برج می‌پریدند. بعضی از آن‌ها بعد از پرش هم زنده می‌ماندند اما به دلیل غبار حاصل از آن ناحیه و هوای بسیار آلوده، جان خود را از دست می‌دادند.
در سال 1968 بیمارستان ساخته شده در این جزیره برای همیشه و به دلیل جریانات غیرانسانی بسته شد. سپس بخشی از این جزیره را صرف امور کشاورزی کردند اما مدت زمان کوتاهی نگذشت که کار کشاورزی هم خوابید و این جزیره به یک متروکه کامل تبدیل شد.
داستان‌هایی در مورد ارواح سرگردان در جزیره پوگلیا
داستان‌های زیادی در مورد ارواح سرگردان و مشاهده شده در جزیره پوگلیا وجود دارد، زیرا این جزیره شاهد مرگ‌های بسیار ناعادلانه و سختی بوده است. برخی از افراد اظهار کرده‌اند که صدای شیون و گریه و حتی سرفه بعضی از بیماران را هم می‌شنوند و این نشان دهنده این است که بعضی از آن‌ها هنوز در این جزیره وجود دارند.
برخی دیگر از اهالی مناطق نزدیک به این جزیره  اظهار می‌کنند که در ساختمان‌های آنجا روح‌های خشن سرگردان هستند. این روح‌ها انسان‌ها را لمس می‌کنند، هل می‌دهند، ضربه می‌زنند یا حتی می‌توانند آن‌ها را خفه کنند.
حتی نقل شده است که خانواده‌ای تصمیم گرفتند برای تفریح در تعطیلات به این جزیره بروند اما همان شب این جزیره را ترک کردند. جالب‌تر این که دلیل این موضوع را به هیچ کس نگفتند و به هیچ سؤالی در این رابطه پاسخ ندادند. 
بعضی اظهار کرده‌اند که دلیل آن، این بوده که در آن شب صورت دختر این خانواده به ناگهان از چند ناحیه زخمی ‌شده، خون‌ریزی شدیدی داشته به طوری که آن ها مجبور شدند خون‌ریزی صورت او را با چندین بخیه متوقف کنند.
اتفاقات دیگری هم وجود دارد؛ به عنوان مثال روزی مردی پا به این جزیره گذاشت و به محض وارد شدن به آن، صدایی شنید که به او می‌گفت هر چه سریع‌تر باید این جزیره را ترک کند و هرگز به آن جا بازنگردد.
داستان‌های جزیره پوگلیا
سفرکرده‌ها به این جزیره می‌گویند صدای گریه و زاری و فریاد و شیون‌های موجود در این جزیره، زندگی در آن را غیر قابل تحمل می‌کند. فردی می‌گوید مرد ماهیگیری وسط کار ناگهان دست از ماهیگیری در این ناحیه کشید و فوراً آنجا را ترک کرد و بعدها تعریف کرد که هنگام گرفتن ماهی در تور خود، اجزایی از اجساد انسان‌ها را پیدا کرده بود. البته تمام این داستان‌ها در حد داستان‌های مردم محلی است و هنوز کسی نتوانسته دلیل و مدرکی برای اثبات آن‌ها ارائه دهد. در سال 2014 دولت این جزیره را به مزایده گذاشت اما رقمی‌که برای آن پیشنهاد شد 704 هزار دلار بود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی