[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۶۸
  • دوره جدید

سرگردانی، روزنامه شیراز نوین

 
کاهش ارزش پول ملی تمامی معادلات اجتماعی و فرهنگی را بر هم زده است و گروهی پیش و پس از انتخابات دوباره بازی یارانه‌ها را از سر گرفته‌اند و به هدایت افکار عمومی به کوچه بن‌بست پرداخته‌اند.
یارانه به چه افرادی تعلق می‌گیرد، یارانه‌ها حذف می‌شود، کمک‌های معیشتی، سبد‌های حمایتی، نحوه واریز به کارکنان دولت، افراد تحت‌پوشش سازمان‌های حمایتی، بازنشستگان و مستمری‌بگیران و...؛ نامی از تولید و توانمندسازی اقتصادی و ایجاد اشتغال نیست؛ مگر جاهایی که باید با حکم قضایی توقیف شود یا به چرخه تولید بازگردد...

امنیت سرمایه گذاری در حوزه اقتصادی با احکام دستوری فراهم نمی‌شود.
اقتصاد کشور باید از دستورات خاص دستوردهندگان خارج شود. هرچند بخش خصوصی در تلاش است تا استقلال اقتصادی را به دست بگیرد، اما باور این نکته که بخش خصوصی بتواند اقتصاد را نجات دهد و به رونق برساند مشکل و دور از انتظار است؛ چراکه پیش زمینه‌های بروز فساد از همین حضور به وقوع پیوست.
اگر بخش خصوصی دلار به دست آماده سرمایه گذاری در کشور باشد و باز هم باید از حاکمیت مجوز فعالیت بگیرد، به طور قطع با همان مشکل فساد روبه‌رو خواهیم شد؛ چراکه مشکل اصلی در همین پیچ خطرناک است. بوروکراسی اداری عمده مشکل اقتصادی و سرمایه گذاری است. واسطه گری دلالان دولتی از همین نقطه آغاز می‌شود و کشور را صدها سال به عقب بازمی‌گرداند؛ مشکلی حل نشدنی که شیر‌های دام دامداران را حواله آسفالت مقابل درب ورودی استانداری می‌دهد. مشکلی که سرمایه گذاران را فراری می‌دهد.
هرچند نمی‌توان تمام قد از بخش خصوصی دفاع نمود؛ چراکه بخش خصوصی با دریافت تسهیلات ارزان و کلان در سالیان گذشته از بانک‌های کشور به جای سرمایه گذاری، سرمایه بری کردند و با انتقال پول‌های کلان به نام خرید تجهیزات یا فروش محصولات تولیدشده اما دلارهای تأثیرگذار را به اقتصاد ایران بازنگرداندندو به سرمایه گذار در خارج ایران تبدیل شدند و جبهه تولید داخلی را تبدیل به جبهه نزاع کارگری و پلیس تبدیل نمودند!
حال باید در این آشفتگی به هم تبریک بگوییم که در آمار‌های گمراه کننده به رتبه‌های بالای ملی و بین المللی رسیده ایم.
بیکاری وجود جوانان را تسخیر کرده و اعتیاد رخ آنان را زرد و بی رمق کرده است. فارس رتبه جالبی در اعتیاد کارگری دارد و باید از آن به عنوان یک شاهکار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نام برد.
حالا زیرساخت‌ها مهیای روند اقتصادی نیست، برق خاموش است و خبری از آب نیست. تا اینجا هم بدون برنامه آمدیم و انگار گذر از این باریکه امکان پذیر نیست.
پست‌ها همانند غنایم جنگی همچنان در بین سیاسیون در حال تقسیم است و در کمال ناباوری رعیت در رفاه نیست. اگر به رویکردها و تئوری‌های اجتماعی و اقتصادی شرق یا غرب نگاهی داشته باشیم، اگر اقتصاد سوسیالیسم یا لیبرالیسم را ملاک قرار دهیم و هم را به آن متهم کنیم، هر دو رویکرد دورنمای کارگری مطلوبی را نشان نمی‌دهند و باید از عاقبت کار ترسید؛ چراکه غالب جمعیت در کشور کسوت 
کارگری دارند.
آن طور که از روش‌ها برمی‌آید، تنها برنامه موجود حفظ انزوای اقتصادی است و در نگاهی خوش بینانه باید به این موضوع اندیشید که جناح مخالف خروج از انزوای اقتصادی به یک باره پرچم صلح و سازش با جهان را بردارد که در این حالت می‌توان امید داشت تا حدودی از فشارها کاسته می‌شود و نباید انتظار بهبود اقتصادی داشت.
آمریکا که یکی از کشور‌های مطرح اقتصادی جهان است و با دلار بر مرزها حکومت می‌کند، در چهار سال گذشته با رفت و آمد یک نفر در رأس قوه مجریه معادلات جهانی در توافق برجام‌ را بر هم ریخت و حالا چه اشکالی دارد که مذاکرات چندروزه و دوباره را به شکلی دیگر و به بهانه ای دیگر به هم ‌نریزیم. مهم افراد دوتابعیتی هستند که در کشور نخواهند ماند؛ همچنان که خانواده‌های آنان در کشور نیستند و نخواهند بود.اتهام به خیانت و متهم نمودن هم به این موضوع رایج ترین شکل موضوع برای انحراف در افکار عمومی است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی