[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۸
  • دوره جدید

نبرد مشرقی، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:
نبرد در افغانستان ادامه دارد. در سالیان گذشته نیز نبردها ادامه داشته و تلفات سنگینی را بر ملت وارد آورده است. نبردها عموماً ثبات را در این کشور مورد هدف قرار داده است. امنیت سرمایه گذاری به طور کل و در شاخص‌های اقتصادی این کشور حکایت از اتخاذ تصمیمات خارجی برای این ملت دارد. 
نبردها حکایت از مالکیت بر منابع ثروتی افغانستان دارد و استعمار نو که سالیان سال است کسی به آن نمی‌پردازد و موردغفلت رسانه‌ها قرار گرفته، سعی در استثمار این سرزمین دارد. اگر افغانستان فقیر بود، به طور قطع ارتش‌ها برای حضور و استمرار سلطه سیاسی در این سرزمین 
خون نمی‌ریختند...

شیوه‌های استعمار نو حکایت از تولید شبه نظامیانی دارد که حالا به نام طالبان ظهور کرده اند. هرچند طالبان گروهکی کهنه کار در افغانستان قلمداد می‌شود، اما آرایش جنگی و خیز عجیب آن با بهره گیری از گردان‌های رزمی سازمان دهی شده حکایت از طرحی نو در حوزه سیاسی این کشور دارد. 
به طور قطع منابع غنی افغان‌ها در این گیر و دار به یغما خواهد رفت و مردمانش همچنان در سایه نبود امنیت و توان دولت مرکزی، فقر و مرگ را در کنار خود خواهند داشت. اگر افغانستان به ثبات برسد و متفکران افغان در رأس امور قرار بگیرند، چه اتفاقی برای این کشور و سایر کشور‌های مداخله گر خواهد افتاد؟ قطعاً پاسخی برای این پرسش وجود ندارد؛ چراکه تاکنون کسی به این پرسش نپرداخته که در آن به استقلال افغان‌ها توجهی شده باشد. 
کشتار در این کشور به مهم ترین ابزار برای فروپاشی تبدیل شده است. برخوردهای نظامی از قواعد خاص جنگی تبعیت نمی‌کند و به هیمن دلیل است که شبه نظامیان امور تجزیه افغانستان را به دست گرفته اند. شبه نظامیانی که مانند سایه می‌آیند و به وقت مناسب خواهند رفت و تنها آنچه می‌ماند حضور سیاستمدارانی است که به طور قطع خارج نشین هستند و باید و به ظاهر برای یک ملت تصمیم بگیرند. 
خبرها حکایت از تصرف 85 درصدی خاک این کشور توسط شبه نظامیان دارد و شاید این تصرفات تا لحظه انتشار ما صددرصدی شود؛ اما مهم این است که ارتش افغانستان قادر نبود در برابر شبه نظامیان بدون مداخله خارجی مقاومت کند. حضور ناتو در افغانستان تاریخی است. پیش از ناتو و هم پیمانانش، ورشو و هم پیمانانش در افغانستان حضور داشتند. افغانستان برای شوروی سابق به یک ویتنام تبدیل شده بود. این کشور قادر نبود به یک نبرد فرسایشی با مجاهدان افغان تن دهد. خروج شوروی سابق با توافقات قبلی از این خاک به اشغال افغانستان توسط ناتو منجر شد. 
تاکنون نیروهای چندملیتی ناتو شامل ترکیه، مجارستان و فرانسه در افغانستان در کنار آمریکا حضور داشتند. آمریکایی‌ها پس از خروج از افغانستان پیش بینی کرده اند که دولت این کشور در کمتر از شش ماه سقوط خواهد کرد. بخشی از ارتش ترکیه در این کشور باقی مانده تا حفاظت از فرودگاه کابل را بر عهده بگیرد؛ در واقع آمریکایی‌ها با این عمل منطقه سبز ایجاد کرده اند تا ورود و خروج به این کشور از طریق مرز‌های هوایی با امنیت کامل انجام شود. غیر از فرودگاه کابل، مناطق شهری که در آن سفارتخانه‌ها قرار دارند نیز به مناطق سبز بدل شده است و به طور حتم آمریکایی‌ها نیروهای خود را در منطقه خطر باقی نمی‌گذارند تا به راحتی اسباب کشتار آنان فراهم شود و در توافق با طالبان این مناطق را از خطر حملات دوربرد و نزدیک‌برد در امان قرار داده اند. 
کشور‌های همسایه نیز هرچند در آماده باش نظامی در مناطق صفر مرزی قرار دارند، اما میزبان هیئت‌های سیاسی طالبان و طوایف افغان هستند. مذاکرات در کنار درگیری سنگین نظامی ادامه دارد و ملت این کشور همچنان در حال کوچ از نقطه ای به نقطه دیگر هستند. 
باید در انتظار صلح بود؛ صلحی که در آن حقوق ملت‌ها به طور کامل دیده شود. استعمار نو به هیچ عنوان در تفکر صلح نیست؛ چراکه صلح منافعی برای استعمارگران ندارد. در این منطقه از جهان انبارهای بزرگ انرژی وجود دارد و منابع غنی ثروت زیر خاک در انتظار اکتشاف هستند. باید این منطقه را برای نظام سلطه 
تخلیه نمود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی