[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۶۹
  • دوره جدید

سال مرگ برجام، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

 شاید از زمان قیام مشروطه به این طرف بعضی اقشار اجتماعی  موضوع آزادی و دمکراسی و استقلال و خودکفایی را بدون تبادل علم و نظر و تکنولوژی و تعامل جهانی جدی گرفتند؛ در حالی که ما در تعامل با جهان هستیم و جهان در تعامل با ما. هرچند که قیام برای آزادی و استقلال یک موضوع و تراژدی پیوسته است که قریب‌الوقوع‌بودن آن در دوره‌های زمانی خاص اجتناب‌ناپذیر است. 
همیشه یک بهانه برای مطالبه‌گری سخت وجود داشته است؛ وقتی وکیل‌الرعایا به وکیل‌الدوله تبدیل می‌شود و ملت احساس می‌کنند خواسته‌های آنان نادیده گرفته می‌شود و برای احقاق حقوقشان اقدامی در دست انجام نیست. خصوصاً آنکه به‌طور مثال یازده دوره از عمر یک مجلس انقلابی گذشته باشد...

حالا از مشروطه تاکنون آنچه بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفته، خاطره گویی و نقل تاریخ با تحریف آن است. آزادی که با حرارت درمورد آن می‌گویند و بعد دچار افسانه می‌شود؛ چراکه شبکه نفوذ اجازه تحقق آن را نمی‌دهد.
هیچ معاهده ای، هیچ تفاهم نامه ای، هیچ سند همکاری به نفع مردم و برای مردم امضا نشده است. حتی اگر جنبه بهداشتی درمانی داشته و باید جان تک تک افراد یک ملت را پاسداری می‌کرده، اما افسوس که همه چیز افسانه است. نقش تفاهم نامه‌ها تنها یک نقش اقتصادی و منافع جویانه است که گروه مشارکت کننده در آن دنبال سهام خودی می‌گردند نه سهامی برای عام.
کسی امروز در انتظار برجام یا مشتاق پیگیری اخبار آن نیست و دیگر اخبار برجام تأثیری بر نرخ دلار و ارز ندارد، اما همه به بدعهدی سران خارجی و داخلی که به هر طریق در برجام مداخله داشتند، ایمان آورده اند. برجام در تعریفی عام به معنای توافق نامه ای بین‌المللی برای تثبیت صلح و دوستی و آرامش در منطقه و جهان بود؛ توافقی که طی آن تحریم بر یک ملت برداشته می‌شد و باید از این فرصت در راستای سازندگی ویرانه‌ها استفاده می‌شد. اگر به تاریخ امضای برجام نگاهی گذرا شود، در خواهیم یافت که سران کشورهای خارجی و سرمایه گذاران به طور کل راهی ایران شدند اما همه بازگشتند؛ چراکه بستر‌های لازم در داخل بر اثر اختلافات آماده نبود. 
توافق بین المللی یعنی رفع تحریم‌های اقتصادی سیاسی و پایان تخاصم علیه یکدیگر به منظور گسترش رفاه اجتماعی و نیز عدالت؛ عدالتی که در تولید و اشتغال، ازدواج و رفع بحران هویتی جوانان و آمادگی آنها برای ازدواج و فرزندآوری خلاصه می‌شد. 
حالا گروه‌های اجتماعی نسبت به این توافق و سایر توافق‌های مشابه محرمانه و غیرمحرمانه بی تفاوت شده اند. اراده ای برای گره گشایی از مشکلات معیشتی ملت نیست و به قولی مردم ایران خودشان این طور انتخاب کرده اند و خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه خودشان بخواهند و در این راه بکوشند و البته ملت خودشان این راه را انتخاب کرده اند و خود کرده را تدبیر نیست. 
اما خسران این بی توجهی و بی تفاوتی حاصل بی مهری کارگزاران به مردم در درازمدت آسیب زاست. هرچند جریان پررنگ اختلاس‌ها حکایت دیگری دارد از اندوخته کردن ثروت در آن سوی مرز‌ها برای روز‌های تنگ. وقتی مردم در امور جاری کشور مشارکت نداشته باشند، کشور تبدیل به ویرانه و مردمش مهاجر می‌شوند. آنچه امروز درباره آن غوغاسالاری می‌شود، تحویل یک ویرانه از دولت دوازدهم به دولت سیزدهم است. مردم مهاجر می‌شوند و تمام بلوغ و نبوغ خود را از زیر یک پرچم و ملیت به زیر پرچمی دیگر و ملیتی دیگر منتقل می‌کنند. مشرقیان سالیان سال است مهاجرت می‌کنند و منشأ تولید ثروت در مغرب اند.
خاک و خون مشرق ثروت زاست اما مشرق همیشه در فقر مطلق است؛ چراکه فقر بستر تولید ثروت برای دیگران است و از ما بهتران این ثروت عظیم را مفت نخواهند باخت. 
انگار به سال مرگ برجام رسیدیم وتنها خاطره ای که از آن می‌توان نقل کرد این است که بزرگان می‌توانستند و نخواستند. و فقر و تنگ دستی همچنان در سایه استعمار باقی 
خواهد ماند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی