[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۹۲
  • دوره جدید

مشروعیت ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:
باید دید کدام‌یک از رؤسای جمهور و پادشاهان کشور‌های جهان و آن دسته از قدرت‌های اقتصادی بزرگ پس از 28 خرداد 1400 برای ما در انتخاب رئیس قوه مجریه پیام تبریک ارسال کردند. به یاد داشته باشیم که توان دیپلماسی یک برگ برنده در خاتمه‌دادن به بن‌بست‌های اقتصادی است. باید دید پیام‌ها حاوی چه محتوایی بوده  و صادرکنندگان آنها چه انتظارات متقابلی  دارند و البته منافع ملی ما در این انتظارات چگونه و با چه اصولی رعایت خواهد شد. کثرت پیام‌ها و اینکه چه شخصیت‌هایی آن را صادر کرده‌اند، به‌نوعی معرف توان زیرساختی و دیپلماسی اقتصادی سیاسی رئیس قوه مجریه را نشان می‌دهد...

باید دید ما تاکنون با چه کشورهایی در ارتباط بودیم و این رابطه چه منافعی برای ملت داشته است؟ پر واضح است که از کوچه بن بست به هیچ مقصدی نمی‌توان عزیمت کرد و ماندگاری در بن بست به معنای انزواطلبی و پذیرش فقر و فلاکت برای ملت است. 
خلاصه داستان ما تاکنون تحمل سختی‌ها از سوی مردم و غارت ثروت از سوی مدیرانی بوده است که بی پروا خزانه را غارت کرده‌اند. ملت بزرگ و مسلمان ایران در سال 1357 دست به انقلاب اسلامی با هدف ایجاد تحولات اساسی در حوزه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زدند؛ اکثریتی که مشروعیت جمهوریت اسلامی را تصویب نمودند.
اگر ما فهم ملت در برقراری جمهوریت را بپذیریم، اگر ما فهم ملت در دفاع هشت ساله و در مقاومت زیر بار تحریم‌های شدید اقتصادی را بپذیریم، اگر فهم ملت را در پذیرش قانون اساسی بپذیریم، اگر فهم آنان را در پذیرش فلسفه شهادت و شیعه گری بپذیریم و اگر باور داشته باشیم که ملت عملکرد ما را ارزیابی می‌کنند و به ما فرصت می‌دهند تا به راه راست بازگردیم، باید به توان ملت که مشروعیت ما از آنان است، ایمان بیاوریم و خود را خادم ملت بدانیم. 
انزوا ملت را از معادلات جهانی عقب خواهد انداخت؛ چنانچه این عقب افتادگی را به وضوح در حوزه زیرساخت‌ها می‌توان دید و لمس کرد. امروز ما قادر نیستیم یک لیوان آب به دست مردم بدهیم و حتی لامپ بالای سرشان را روشن کنیم و این یعنی بحران و خسران شدید. فقدان زیرساخت‌های اساسی به معنای مرگ اقتصاد است و مرگ اقتصاد به معنای عدم توان پشتیبانی از خطوط مقدم جنگ و مقاومت است. 
باید این پرسش را مطرح نمود که بدون آب و غذا و مهمات جنگی چند ساعت می‌توان یک خاکریز را در برابر تهاجم دشمن نگهداری کرد. دشمن شناسی یکی از مهم‌ترین اصول در زمانه جنگ است. گاهی یک دوست نادان از هزار دشمن خطرناک تر است. پر واضح است که انقلابات جهان در طول تاریخ چه پیروز و چه ابتر گرفتار بلای سیاست و دشمن درون شده است. اجتناب‌ناپذیرترین اصل در این برهه بی توجهی به دشمن درون و پرداختن مستمر و تأکید بر دشمن برون است. به قولی، خود شکن آیینه 
شکستن خطاست. 
در نگاهی دیگر حدود دو سال است که جنگ جهانی سوم در پوشش تهاجم بیولوژیکی آغاز شده و این سلاح کشتار جمعی تاکنون تلفات سنگینی را به ملت‌ها وارد نموده است. از آغازین روز‌های تهاجم کرونا آژیر خطر به صدا درآمد و مسئولان به اتفاق گفتند کرونا را 
شکست می‌دهیم. 
با کسوت جهادی به میدان آمدند و حالا در این معرکه عقب افتاده اند و همه چیز را به مردم واگذار کرده اند و آنان را در این کشتارگاه با دشمنی نامرئی با دستی خالی تنها گذاشتند. هزینه‌های درمان و معاش کمر مردم را شکسته و به ناگاه اخبار اختلاس اعتماد آنان را نیز به سقوط می‌کشاند. مردم یا غرق در سیلاب اند یا غرق در عطش آب. جهان سوم جایی است که اگر بخواهی کشورت را بسازی خانه ات را خراب می‌کنند و اگر بخواهی خانه ات را بسازی کشورت را خراب می‌کنند. والسلام.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی