[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۹۱
  • دوره جدید

اقتصاد فرمان‌بردار، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی- روزنامه‌نگار: 

سرمایه‌های سرگردان مردم بلای جان اقتصاد کشور شده است. پول‌ها روزی به بازار سکه و ارز می‌روند و فردای دیگر عزم مسکن و خودرو می‌کنند. در آن روزگار خوشی که بورس و شاخص‌های آن مرزهای دومیلیونی را با تکیه بر سرمایه‌های مردمی درنوردید، سرمایه‌های خرد به امید نجومی‌شدن در این وادی پرفرازونشیب جولان می‌دادند. اما به‌یک‌باره حباب‌های آن فروکش کرد و مال‌باختگان بسیاری را بر جای گذاشت. از سوی دیگر کوچ پول‌های مردم به این سو و آن سو زمینه رشد فقر و شاخص فلاکت را فراهم می‌آورد...

چراکه هجوم سرمایه به بازار سبب افزایش بی رویه قیمت شده و جامعه فرودست که از امکانات حداقلی هم محروم اند، در این وادی قربانی می‌شوند و این قربانی شدن به معنای افزایش سلسله وار آسیب‌های اجتماعی خواهد بود که هیچ کس از سونامی آن در امان نیست.
به یاد داشته باشیم طبقات متمول دارای سرمایه‌هایی در حوزه‌های مختلف هستند و با افزایش نرخ تورم، بر ارزش دارایی‌های آنان نیز افزوده می‌شود. اما جمعیت عمده ای از ندارها به درآمد روزانه برای معاش وابسته اند و طوفان‌های اقتصادی زندگی آنها را زیر و رو می‌کند. به همین دلیل دولت با همراهی سایر قوا موظف است تا بازارهای امن و مطمئنی را برای سرمایه‌های خرد و کلان جامعه در نظر بگیرد.
اگر قرار بر سوداگری در بازار مسکن، اتومبیل، ارز، سکه و مواردی از این دست باشد، شاید آرام گرفتن سرمایه‌های مردم در بانک‌ها انتخاب بهتری باشد. هرچند که کشورهای پیشرفته به سپرده‌های مردمی سودهای دو تا سه درصدی پرداخت کرده و از سوی مقابل نرخ بسیار کمی را برای بازپرداخت وام در نظر می‌گیرند. اما باید شرایط اقتصادی ایران را در برهه حساس کنونی پذیرفت و آرام گرفتن تومان در گاوصندوق بانک‌ها را به عنوان بهترین گزینه در مقطع فعلی ارزیابی کرد. با بروز اندکی آرامش، دولت موظف است زیرساخت‌های تولید و صنعت را تقویت کرده و شرایطی را به وجود آورد که سرمایه‌های مردمی در بستری امن به سمت و سوی رونق تولید ملی 
حرکت کنند.
با وجود همه این پیش فرض‌ها و راهکارهایی که از سوی کارشناسان برای آرامش و ثبات اقتصادی ارائه می‌شود، باید به یاد داشته باشیم که در کشور ما اقتصاد همیشه تابع مستقیمی از سیاست است. برای اثبات این ماجرا دلایل زیادی وجود دارد. وزیر خارجه که استعفا می‌کند، نرخ دلار افزایش می‌یابد. طرفین 1+5 پای میز مذاکرده که می‌نشینند، حباب سکه فروکش می‌کند. ناوهای هواپیمابر که به خلیج فارس می‌رسند، شاهد افزایش نرخ یورو هستیم. این واکنش‌های بازار بدین معناست که تصمیم گیرنده بازارهای اقتصادی ایران به شدت تحت تأثیر هیجانات است و کمتر میلی به رویدادهای منطقی و عقلانی از خود نشان می‌دهد. به طور حتم در یک برهه کوتاه مدت نمی‌توان این زنجیره مخرب را قطع کرد و برای نزدیک شدن به شرایط آرمانی باید قدم‌های کوتاه، استوار و مدبرانه ای را در دستور کار قرار داد. به یاد داشته باشیم که بهترین حالت برای اقتصاد ما بازگشت ضربتی دلار به کانال رؤیایی 4 و 5هزار تومانی نیست؛ چراکه در صورت تحقق این ماجرا بسیاری از تولیدکنندگان به مرز ورشکستگی رسیده و بنا بر تجربه‌های پیشین بازار هم تمایلی به کاهش قیمت نشان نمی‌دهد. به همین دلیل بهترین راهکار می‌تواند تزریق ثبات زیر پوست بازار باشد. با آرام گرفتن تنش‌های سیاسی، دولت می‌تواند با دستی گشاده تر در حوزه‌های اقتصادی مانور دهد و زمینه کاهش موازی بهای شاخصه‌های مالی را پدید آورد. با اجرای این راهکار توأمان فعالان عرصه تولید و تجارت یک شبه به خاک سیاه نمی‌نشینند و از سوی دیگر آرزوی مردم که کاهش نرخ کالاهای اساسی است، با نگاهی خوش‌بینانه مخقق خواهد شد. در شرایط کنونی سرمایه‌های سرگردان بلای جان اقتصاد ایران شده اند و باید با راهکارهایی هوشمندانه بستری مناسب را برای تجمیع آنها در نظر گرفت.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی