[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۵
  • دوره جدید

دردمندی، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی- روزنامه‌نگار: 
به میان مردم برویم. برای درک شاخص فلاکت و مشاهده خط فقر، نیازی به مراجعه به آمار و ارقام نیست و تبعات بحران‌های افتصادی در اطراف ما کاملاً آشکار و عیان است. خانواده لبنیات به بهایی رسیده که بسیاری از خانواده‌ها قید مصرف آنها را زده‌اند و این مسئله در آینده‌های دور و نزدیک هزینه‌های مادی و انسانی بی‌شماری را به پیکره اقتصادی جامعه و سرانه سلامت عمومی تحمیل خواهد کرد. گرانی روزافزون میوه سبب شده بسیاری از اقشار فرودست و میانی جامعه با حسرت به خانواده رنگین مرکبات از پشت ویترین مغازه‌ها نگاه کنند و آنها هیچ سهمی را در سبد خرید خانوار به خود اختصاص ندهند...

اگرچه بهای مرغ از کانال حیرت انگیز چهل هزار تومانی اندکی فروکش کرد، اما یک علامت سؤال بزرگ را در ذهن جامعه به وجود آورد که سیاست‌های تنظیم بازار و مدیریت منابع و حفظ حقوق مصرف کننده در چه برهه ای باید اعمال شود.
متأسفانه این یک حقیقت ناگوار است که مردم گرفتار آمده در گرداب گرانی‌ها و کمبودها نشانی از تعالی و ارزش مداری ندارند و هنجارهای مثبت رفته رفته جای خود را به آسیب‌های اجتماعی خواهند داد. مثال بارز این ادعا افزایش نرخ جرم‌اولی‌هاست. طبق آمار اعلام شده بیش از ۵۰ درصد سارقان دستگیرشده در چند ماه اخیر را بزهکاران باراولی تشکیل داده اند؛ افرادی که در کشاکش تحریم و بی ثباتی و کرونا و نارسایی‌هایی از این دست به جرگه بیکاران پیوسته و از آنجایی که وضعیت اقتصادی مجالی برای پس انداز برای باقی نگذاشته، با کج روی به صف مجرمان می‌پیوندند. آنها به خوبی می‌دانند که بیکاری به منزله ناتوانی در پرداخت اجاره‌بها و در نهایت کارتن خوابی خواهد بود و برای گریز از این مهلکه شوم به هر راه ناصوابی تن در می‌دهند. از سوی دیگر در نظر داشته باشیم همنشینی جرم اولی‌ها با مجرمان حرفه ای در محبس از آنها بزهکارانی تمام عیار می‌سازد که با آزادی از زندان مستعد جرائم خشن تر و بزهکاری دوچندان شده و با این رویه پدیده امنیتی که امروزه به آن افتخار می‌کنیم، سیر نزولی طی خواهد کرد.
همچنین به یاد داشته باشیم بسته‌های معیشتی و عدم صدور حکم تخلیه از جانب دادگاه و کمک‌های خیران و نذر و مواردی از این دست به سان یک مسکن مقطعی و بسیار زودگذر فقط قسمتی از نیازهای روزمره اقشار فرودست را برآورده می‌سازد و باید به فکر راهکاری اساسی تر برای عبور از مهلکه بحران بود. در این برهه است که درمی‌یابیم برای اشتغال پایدار در سال‌ها و دهه‌های آرامش کار چندانی نکردیم و آنچنان سرخوش از مصرف درآمدهای نفتی بوده ایم که روزهای مبادای امروزی را از یاد برده ایم. در این روزهای سخت بسیاری از مردم در انتظار رکود نرخ ارز هستند. در حالی که تجربه نشان داده است تبعیت بازار از پول‌های خارجی فقط در سراشیبی صعود معنا یافته و اقلام مصرفی مردم با دلار 25 و 30هزار تومانی تفاوت چشمگیری نخواهد کرد. با در نظر گرفتن تمامی جوانب به این نتیجه خواهیم رسید که جامعه ایران تاب چندانی برای تحمل این کمبودها و گرانی‌ها ندارد و با پایداری وضع نابسامان امروز بنیان بسیاری از خانواده‌های ایرانی به دلیل فقر مفرط و رشد شاخص فلاکت در هم خواهد شکست. این به معنای گسترش طلاق، افزایش نرخ اعتیاد، کاهش نرخ باروری و به طور کلی سلسله ای از آسیب‌های فزاینده اجتماعی است که اقشار میانی و فرودست جامعه ایران را محاصره کرده اند. برای درک شاخص فلاکت و خط فقر نیازی به مراجعه به آمار و ارقام نیست؛ به میان مردم برویم.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی