[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۵
  • دوره جدید

باید به استانداردهای لیگ برتر نزدیک شویم، روزنامه شیراز نوین

  میثم محجوبی - شیراز نوین
فجرشهیدسپاسی به فاصله 10 سال توانست برای دومین بار به لیگ برتر صعود کند و در کل مجموعه این باشگاه، تنها یک نام مشترک بین این دو صعود وجود داشت: علی اصغر کلانتری.
او حالا بدون شک یکی از سه شخصیت پرافتخار تاریخ باشگاه است. کسی که به عنوان یک برقی قدیمی ‌سال‌ها با پیراهن نارنجی درخشیده، حالا در دیگر تیم مردمی ‌شیراز هم به اوج محبوبیت رسیده و از این نظر هم شخصیت خاصی به شمار می‌رود. 
برخلاف بعضی نام‌های بزرگ فوتبال این شهر که به دنبال ایجاد تفرقه میان هواداران دو تیم هستند، نام علی اصغر کلانتری پیوندی است میان هواداران پرشور برق و فجرشهیدسپاسی. حتی این امیدواری به وجود آمده که پس از بازگشت تاریخی فجر به لیگ برتر و شور عجیبی که بین مردم فوتبال دوست این شهر ایجاد شد، حالا اراده‌هایی برای احیای برق هم به وجود آمده و شادی هواداران فوتبال شیراز تکمیل شود.
هفته گذشته علی اصغر کلانتری میهمان روزنامه شیراز نوین بود و در گفت‌وگویی که بیش از صد دقیقه به طول انجامید، از روزهای سختی که پشت سر گذاشته گفت و از حس و حال خوبی که حالا او را در برگرفته. هر چند، نیمی ‌از زمان گفت‌وگو به صحبت‌هایی اختصاص داشت که بنا به صلاحدید طرفین، فعلاً امکان انتشار آن‌ها وجود ندارد و آنچه در ادامه می‌خوانید، تنها بخشی از گفت‌و‌گوی مفصل ما با سرمربی فجرشهیدسپاسی پس از رقم زدن این موفقیت بزرگ است.
 حالا قدر این صعود را بیشتر می‌دانیم
خوشحالی مردم بیشترین حس خوب را به من می‌دهد. نه تنها مردم شیراز، اکثر فوتبال دوستان ایران خواهان بازگشت فجر به لیگ برتر بودند، اما دیدن شادی مردم در خیابان‌های شیراز خیلی لذتبخش بود. البته در صعود قبلی هم شاهد چنین صحنه‌هایی بودیم، اما آن زمان چون فقط یک سال دور از لیگ برتر بودیم، قدرش را ندانستیم. حالا پس از هشت سال برگشته‌ایم و همه قدرش را بیشتر می‌دانند. تراکتورسازی هم وقتی بعد از سال‌ها به لیگ برتر برگشت، دیگر نگذاشتند افت کند و ماندنی شد. فجر هم باید چنین رویکردی داشته باشد و اگر دوباره بخواهد فقط به بقا در لیگ برتر فکر کند، فایده‌ای ندارد.
 بازیکنان ما خودشان را با شش سیستم متفاوت وفق دادند
با حضور بعضی بازیکنان در نیم فصل دوم، سیستم بازی‌مان را عوض کردیم و این موضوع خیلی هم به ما کمک کرد. بچه‌های ما بسیار تاکتیک پذیر بودند و با هر تاکتیکی خودشان را هماهنگ می‌کردند. ما در این فصل با سیستم‌های 3-3-4، 1-3-2-4، 2-4-4 خطی، 2-4-4 مربعی، 2-4-4 لوزی بازی کردیم و گاهی هم به روش سه دفاعه و سیستم 2-5-3 روی آوردیم. یعنی با شش سیستم مختلف بازی کردیم و بچه‌ها هم سریع خودشان را با هر سیستمی‌تطبیق می‌دادند. مثلاً بین دو نیمه بازی برگشت مقابل چوکای تالش در شیراز، سیستم را به 2-4-4 مربعی تغییر دادم. آقای پاشازاده(سرمربی چوکا) پرس سنگین و یارگیری من تو من را در دستور کار تیمش قرار داده بود که به نظر من کار اشتباهی بود و به نفع ما شد. بنابراین با تغییر سیستم در نیمه دوم، به بازی برگشتیم و سه امتیاز مهم را به دست آوردیم. این یکی از نمونه‌هایی بود که ما درحین بازی تغییر سیستم دادیم و بچه‌ها نشان دادند که به سرعت خودشان را هماهنگ می‌کنند و نتیجه می‌گیرند.
 فقط سه بازی بد داشتیم 
با اینکه در همان نیم فصل اول هم با کمبود بازیکن مواجه بودیم و در بعضی بازی‌ها با 15 نفر شرکت کردیم، اما روند قابل قبولی داشتیم. در کل نیم فصل اول، فقط بازی آخر مقابل گل ریحان خوب نبودیم و در نیم فصل دوم هم مقابل پارس جنوبی در جم و ملوان در انزلی، بد کار کردیم. اما حتی در مسابقات خانگی مقابل بادران و مس که شکست خوردیم، بازی برتری انجام دادیم و حقمان باخت نبود. 
 حواشی عجیب مسابقه در جم
بازی با جم شرایط خاصی داشت. آن روز از قبل بازی به ما می‌گفتند قرار است داور سرتان را ببرد! من محروم بودم و از روی سکوها کار را دنبال می‌کردم، تیم هم بد بازی می‌کرد و داور هم اذیتمان می‌کرد. همه چیز دست به دست هم داده بود تا بازی را ببازیم. پس از بازی هم علیه من گزارش دادند که روی سکوها تشنج ایجاد کرده‌ای!  به دروازه‌بان ما اتهام زدند که با عکاس درگیر شده بوده، ولی ما اصلاً عکاسی ندیدیم آنجا! آخر بازی هم کنار زمین صحبتی داشتیم و گفتیم اگر فوتبال این است، بهتر است برویم روی اسنپ کار کنیم! همین را برخی شنیده بودند و به گوش فدراسیون رسانده بودند. فدراسیون هم ما را چند هفته بعد و درست روز بازی حساس مقابل خیبر، محروم کرد! 
 به بچه‌ها گفتم به کمتر از صعود راضی نباشید
مشکلات زیادی داشتیم و عده‌ای هم به این مشکلات دامن می‌زدند اما ما هم آن‌قدر تجربه داشتیم که بفهمیم که چه کسی دوست است و چه کسی دشمن. چه کسی دلش می‌خواهد این تیم بالا برود و چه کسانی منتظر ناکامی‌مان هستند. من هر روز نیم ساعت با بچه‌ها فقط درباره مسائل روحی روانی صحبت می‌کردم. لازم بود دائماً به آن‌ها تذکر بدهم تا تمرکزشان را حفظ کنند. این را هم به آن‌ها گوشزد می‌کردم که من آدمی ‌نیستم که به متوسط بودن راضی باشم، شما هم نباشید. دوست نداشتم کسی به کمتر از صعود راضی باشد.
 صعود ما درسی بود برای کل فوتبال کشور
امسال یکی از سخت‌ترین سال‌هایم در لیگ یک بود. ده تیم مدعی داشتیم و از نظر حواشی هم یکی از پرحاشیه‌ترین فصل‌ها بود. بعضی تیم‌ها خیلی از اشتباهات داوری منتفع شدند اما من به جرئت می‌گویم که حتی یک امتیاز هم با اشتباه داوری نصیب ما نشد. حتی یادم نمی‌آید که یک پرتاب اوت یا خطا را اشتباهی به نفع ما گرفته باشند. نمی‌گویم عمدی در کار بوده، اما خوشحالم که تمام امتیازات را خودمان به دست آوردیم و حالا همه به ما برچسب پاکی می‌زنند. این صعود ما یک درس شد برای کل کشور که بفهمند با راه درست و سالم هم می‌شود موفق شد. باندهای دلالی فوتبال، خیلی توی گوش این جوان‌ها خوانده بودند که اگر با ما نباشید موفق نمی‌شوید اما ما توانستیم سالم صعود کنیم و این برای کل فوتبال کشور ارزشمند و معنی‌دار است. 
 برای فجر صادقانه کار کنید، تا ابد بیمه هستید
دوست داشتم بچه‌ها بدون فشار ما و با تمام وجود و قلبشان یکدیگر را دوست داشته باشند و برای موفقیت تیم تلاش کنند. به معنای واقعی به دنبال تیم سازی بودیم و نمی‌خواستیم فقط به 11 بازیکن تکیه داشته باشیم. شور و نشاط و انگیزه را در تیم دمیدیم و به همین دلیل، در روزهای پایانی فصل 35 بازیکن سرحال داشتیم. یعنی اگر قرار بود نیم فصل دیگر هم بازی کنیم، آمادگی‌اش را داشتیم. چشم‌اندازی که برای بچه‌ها ترسیم کرده بودم این بود که اگر بتوانید صعود کنید، آینده‌تان تأمین است. برکت تیم فجرشهید سپاسی تا کنون از همه لحاظ شامل خودم و خانواده‌ام شده و این را به شما قول می‌دهم که اگر صاف و پاک و ساده در این تیم کار کنید، تا ابد بیمه هستید. حالا اگر تیم را به لیگ برتر ببرید، نقطه عطفی در زندگی و فوتبالتان خواهد بود و همه به دنبال شما خواهند آمد.
 این صعود، نتیجه هوشمندی مدیریت بود
می‌دانید ما چه زمانی لیگ برتری شدیم؟ زمانی که سومین شکست پیاپی را در اوایل نیم فصل دوم پذیرفتیم و داشتیم به یک بحران واقعی نزدیک می‌شدیم. اما اینجا نقش یک مدیرِ خوب، به چشم آمد. حتی برخی پچ پچ‌هایی می‌کردند که کار کلانتری تمام است و باید برود. با اینکه تیم هنوز بالای جدول بود، همان‌هایی که روز اول می‌گفتند تیم سقوط نکند، حالا می‌گفتند مربی عوض شود. اما سردار بوعلی پس از سه شکست، آمد سر تمرین، همه را جمع کرد و گفت این تیم با تمام بازیکنان و کادر فنی، مورد حمایت من است. گفت اگر آقای کلانتری 10 باخت دیگر هم بیاورد، سرمربی تیم خواهد بود. این صحبت‌ها تمام بچه‌ها را متحول کرد. از همان جا بود که تیم دوباره راه افتاد و تا پایان لیگ، فقط یک بار باختیم و نتیجه نهایی را هم که دیدید. حالا اگر سوء مدیریت بود و مثل بعضی تیم‌ها، سریع می‌رفتند سراغ تعویض مربی، الآن چه اتفاقی افتاده بود؟ این هم یک درس دیگر است برای اهالی فوتبال که وقتی می‌بینند کار درست و اصولی در حال انجام است، فقط به نتایج نگاه نکنند. ما به مس و بادران باختیم اما خوب بازی کردیم، پس دلیلی ندارد که فقط کادر فنی را مقصر چنین باخت‌هایی بدانیم.
 بی انصافی‌ها اذیتم می‌کند
در چند سال گذشته که دور از فجر بودم، برخی دلال‌ها به خود من می‌گفتند که تا با ما نباشی، تیم گیرت نمی‌آید. من هم رفتم در لیگ 2 مربیگری کردم ولی تن به خفت ندادم. بالاخره هم برگشتم و کسانی که علیه من صحبت می‌کردند، خودشان آمدند و گفتند حلالمان کند. من همیشه در شیراز به خاطر برخی بی‌انصافی‌ها ناراحت می‌شوم. وقتی یک تیم نتیجه نمی‌گیرد، باید تمام اجزای پازل را کنار هم قرار دهیم، نه اینکه فقط یک نفر را مقصر جلوه دهیم. اگر در شیراز تیمی ‌با ثروت و مهره‌هایی شبیه بادران را دست من می‌دادند، با یک مساوی اعدامم می‌کردند! متأسفانه گاهی جو شیراز برای کار کردن مناسب نیست. امسال سعی کردم زیاد ناراحت و عصبانی نشوم. البته توقع به به و چه چه هم نداشتم.
 مردم شیراز پرچم زرد را رها نکنند
ان‌شاالله اگر شیوع بیماری رفع شد و تماشاگران توانستند به ورزشگاه بیایند، امیدوارم وضعیت سکوها نسبت به گذشته تغییر کرده باشد. در سال‌هایی که فجر در لیگ برتر بود، متأسفانه در مقابل استقلال و پرسپولیس، فقط گوشه کوچکی به طرفداران فجر می‌رسید و این مسأله خیلی آزاردهنده بود. در حالی که فجر هواداران زیادی دارد. همان‌هایی که در بازی رفت پلی آف سال 90 آمدند و حافظیه را پر کردند. پس ما طرفداران زیادی داریم و نباید در مقابل تیم‌های تهرانی، مردم شیراز و فارس طرف تیم‌های مقابل را بگیرند. متأسفانه یک حرف بدی هم جا افتاده بود که شیراز باید تیم داشته باشد تا مردم بتوانند استقلال و پرسپولیس را در شهرشان ببینند! امیدوارم دیگر کسی چنین حرف‌هایی را به زبان نیاورد چون شأن نام بزرگ شیراز و تیم‌های این شهر را پایین می‌آورد. امیدوارم مردم شیراز، همگی با پرچم زرد به ورزشگاه بیایند، پرچمی‌که نزدیک به یک دهه از دستشان افتاده بود.
 بابت ورزشگاه بازی‌های خانگی‌مان نگرانیم
یکی از دل مشغولی‌های ما برای فصل بعد لیگ برتر، مسئله ورزشگاه است. متأسفانه هیچ یک از ورزشگاه‌های ما آمادگی لازم را ندارند و برای ترمیم چمن آن‌ها زمان زیادی لازم است. نگرانی من این است که مجبور شویم چند هفته اول لیگ را در شهرهایی مثل بوشهر یا سیرجان برگزار کنیم!  
چمن ورزشگاه خراب است، خاکش مشکل دارد و باید به طور کامل عوض شود. این کار حداقل شش ماه طول می‌کشد. ما در سال گذشته خیلی بابت وضعیت خراب چمن پارس به مشکل خوردیم، چون نمی‌توانستیم برنامه‌هایمان را روی آن پیاده کنیم. اما متأسفانه برخی دوستان می‌گفتند کلانتری نمی‌تواند نتیجه بگیرد و زمین را بهانه می‌کند. این همان بی انصافی‌هایی است که می‌گفتم در شیراز شاهدش هستیم. چه کسانی انتقاد می‌کردند؟ همان‌هایی که هیچ گاه به ورزشگاه نمی‌آمدند تا وضعیت چمن را ببینند و بعد نظر بدهند. 
 دیگر نباید از یکدیگر فاصله بگیریم
در راه این موفقیت، تیم قشقایی هم به ما کمک کرد و باید از مجموعه این باشگاه هم تشکر کنیم. آن‌ها رقبای ما را شکست دادند و به موفقیت ما کمک کردند. البته خودشان هم به آن امتیازات نیاز داشتند و از طرف دیگر، ما هم رقبای قشقایی را شکست دادیم و به بقای آن‌ها کمک کردیم. رابطه دو طرفه خوبی بین دو تیم برقرار بود و به موفقیت دو تیم هم انجامید. حالا هم پیام من به شیرازی‌ها این است: بیایید کنار هم باشیم، تمام مشکلات را کنار هم سپری کنیم و دائم از هم فاصله نگیریم. بخل و حسادت و مشکلات شخصی را کنار بگذارید تا این تیم‌های مردمی‌ضربه نخورند. موفقیت یک تیم، به نفع تمام تیم‌ها و کل شهر است.
 پس از صعود، خبرهای تلخی شنیدم
شبی که ما جشن صعود گرفتیم، اتفاق تلخی رخ داده بود اما خانواده‌ام نگذاشتند شادی‌ام خراب شود. متأسفانه همان شب، خواهر خانم بنده فوت کردند اما ایشان به من اطلاع ندادند و حتی صبح فردا هم قضیه را به من نگفتند تا جشن صعود به پایان برسد. این بزرگواری خانم بنده بود که همیشه در این سال‌ها همراه من بوده و نقش بزرگی در این موفقیت‌ها دارد. همچنین یک روز بعد از صعود، خبر ناگوار دیگری شنیدم  و آن هم درگذشت ناگهانی جعفر فتاحی بود. ایشان اولین مربی من در تیم پیمان بود و حق بزرگی گردن من داشت. ایشان همیشه با من در تماس بود و باعث دلگرمی‌ام می‌شد. یک انسان خالص که او را هم کرونا از ما گرفت. این صعود را به ایشان تقدیم می‌کنم.
 برنامه پنج ساله برای حضور در آسیا
ما کار سختی در لیگ برتر خواهیم داشت. باید سعی کنیم خودمان را به سطح استاندارد برسانیم، از همه نظر. باید یک تیم قوی ببندیم. همه چیزمان باید حرفه‌ای شود. تمام امکانات باید به سطح مطلوب برسد و چشم‌اندازی 5 ساله برای رسیدن به آسیا داشته باشیم. 
به جز فجرشهیدسپاسی، تمام فوتبال این شهر باید از این به بعد در مسیر رشد و پیشرفت قرار بگیرد. باید برنامه‌ریزی به شکلی باشد که سال آینده قشقایی هم بتواند به لیگ  برتر برسد که حتماً به نفع همه ما خواهد بود.
علی اصغر کلانتری در پایان صحبت‌هایش گفت: باید از آقای فلاح تشکر کنم. ایشان خیلی برای تیم ما زحمت کشید. هر روز کلی دوندگی و کلی تماس داشت تا بتواند از این طرف و آن طرف، مسائل و مشکلات تیم را رفع کند. من در برنامه‌های مختلف از خیلی‌ها تشکر کردم اما اینجا باید تشکر ویژه‌ای از نمایندگان مجلس داشته باشم و همچنین از پیشکسوتانی که همواره از نزدیک یا دور، ما را دعا می‌کردند. از مجموعه پیشکسوتان باشگاه کما هم تشکر می‌کنم که در سختی‌ها و پیروزی‌ها کنار ما بودند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی