[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۹۲
  • دوره جدید

انکار شرایط موجود، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:
حلقه ترافیک تنگ‌تر می‌شود. طرح‌های اجراشده از بار سنگین ترافیک نکاسته است؛ چراکه مشکل اصلی و ایجادکننده بحران، تمرکز جمعیتی در نقاط مختلف شهری از جمله هسته مرکزی و شبیه‌سازی آن در مناطق جدیدالحداث است.
متأسفانه با اعمال مدیریت شهری در سنوات گذشته طرح و برنامه‌ای برای تمرکززدایی جمعیتی ارائه نشده است. مدیریت مرکب شورا و شهرداری قادر نبوده است طی سال‌های گذشته با صنوف تولید ترافیک به نتیجه برسد؛ صنوفی که نه حق و حقوق شهر را از باب تولید ترافیک پرداخت می‌کنند و نه خیال نقل و انتقال دارند...

تعارف و تبانی عمده معضل موجود در اداره امور شهر و برخورد اصولی با ترافیک است. شاید و شاید از دهه هشتاد بود که با عنوان عوارض حذف پارکینگ مجتمع‌های تجاری مسکونی برخورد کردیم. عوارضی که بدون حساب و کتاب دریافت شد و بدون حساب و کتاب هزینه شد و نتیجه حذف پارکینگ تنها به تشدید ترافیک انجامید؛ هرچند حاشیه فروشی تحت عنوان سی پی نیز همچنان در محاق باقی مانده و درآمدهایش تأثیری در اهدافش نداشته و فقط به محلی برای درآمدزایی تبدیل شده است.
پارکینگ سازی هم مطابق اهداف عالی خود پیش نرفت؛ چراکه حمل و نقل عمومی پاک، آسان و سریع مطابق برنامه پیش نرفت و سرایت ترافیک آن را نیز 
غیرکارآمد کرد.
اصلی ترین عامل برای غیرکارآمدی، عقب ماندگی زمانی است.پروژه‌هایی که برای یک بازه زمانی خاص تعریف می‌شوند؛ اما پس از چهار پنج دهه همچنان بلاتکلیف و در حال چانه زنی اعتباری هستند.
هوشمندسازی نیز که اصلی ترین راه برای مهار ترافیک شهری است، بدون کارایی مانده و همچنان حضور فیزیکی و کاغذبازی حرف اول را می‌زند و گفتار متولیان امر را به یک شوخی بزرگ و مثال زدنی تبدیل می‌کند.
جنگ با هوشمندسازی و تشکیل جبهه اینترنت و اینترانت همان جنگ مافیای ثروت و قدرت است.
مافیایی که از سردرگمی مردم هم لذت و هم سود می‌برد و این سردرگمی و اتلاف وقت و پرداخت هزینه‌های غیرضرور تأمین‌کننده بسیاری منافع دست نویس است.
اینگونه می‌توان پنداشت که تولید صف و ترافیک خودرویی و انسانی همچنان یک اولویت و سیاستی در صدر است، وقتی اراده ای برای هدم آن نیست.
تمرکز مراکز درمانی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تاریخی در یک نقطه و شبیه سازی آن در شهرها و شهرک‌های جدید سؤال برانگیز است.
تبدیل شهر‌های بزرگ ‌استان به قطب مهاجرپذیری از روستا‌های ورشکسته و سایر استان‌های هم‌جوار و کشور‌های همسایه علی رغم ‌طرح چندباره در رسانه‌ها اما بدون پاسخ مانده است و به پیوست آن این پرسش مطرح می‌شود که چرا شیراز فاقد دفتر جذب مهاجر است و برای کنترل جمعیت در آن چه طرح و برنامه ای ارائه شده است؟
بدون شک این شهر بدون دروازه هر روز در حال بزرگ‌تر شدن و تبدیل به یک تهران دوم است.
تبدیل به تهران شدن شیراز افتخار نیست؛ چراکه با پیوست سیاست‌های توسعه گردشگری شیراز باید مانند شیراز باقی می‌ماند و این شکل توسعه، شیراز را بی هویت می‌کند؛ شیرازی که هم اکنون نیز هویت فرهنگی خود را به شدت باخته و در سراشیبی سقوط قرار دارد.
وقتی قادر نباشیم اخلاق و فرهنگ را صیانت کنیم، نقش ایوان چندان تأثیری بر پای بست خانه ندارد.
به یاد داشته باشیم تعارف و تبانی بزرگ‌ترین آسیب در مدیریت شهری است.
ما از یک حکمرانی خوب شهری با معیارهای فرهنگی اقتصادی در سایه یک دیپلماسی قوی منحرف و با یک چالش سیاسی بزرگ در تمامی بخش‌ها مواجه شده ایم که در رأس آن انکار شرایط موجود قرار دارد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی