[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۸
  • دوره جدید

به هفته خبرنگار رسیدیم از رنجی که می‌بریم، روزنامه شیراز نوین

 فرزاد وثوقی 
ناشناخته ماندن رسانه‌های داخلی درد بزرگی است. اخبار با سرعت بسیار در رسانه‌های برون مرزی منتشر می‌شود. اقبال متوجه دریافت خبر از بیرون مرزهاست و انگار اخبار هم در شمار کالای وارداتی قرار گرفته است. جای تأسف دارد که اخبار به‌صورت خام از درون کشور صادر می‌شود و فراوری اخبار توسط تیم‌های مشخص انجام می‌گیرد. تحلیل وتفسیر اخبار نیازمند یک سرمایه‌گذاری بزرگ است که در بیرون مرزهای به آن توجه ویژه شده است و در داخل مورد بی‌توجهی است. ما با مشکل بزرگی قبل از تأمین معیشت روبه‌رو هستیم و آن ناشناخته ماندن هویت خبر و خبرنگاری و در نهایت انتشار آن است. افراد بسیاری در این حوزه اظهار نظر می‌کنند که البته حداقل باید یکی دو دهه در حوزه خبر آثاری داشته باشند وکار میدانی کرده باشند و یا مطالعات جامعی را در این حوزه به انجام رسانده باشند. من به سهم خودم متعجب هستم که در یک روز خونین که یکی از همکاران ما در بیرون مرزها، مورد تهاجم تروریست قرار گرفته را به هم تبریک می‌گوییم. در واقع این روز، روز تسلیت به جامعه خبری است چرا که امروز هم تمهیداتی برای حفاظت از جان اهالی رسانه اندیشیده نشده است. حادثه یکی دوماه گذشته و مرگ دو همکار در خبرگزاری‌های رسمی ‌کشور نشان داد جان خبرنگاران و در مجموع اهالی رسانه همچنان تهدید می‌شود و اهالی سیاست برای صیانت از جان پیام‌رسان‌ها نه توصیه دارند و نه عمل. هر چند این روز را که روز مصیبت اهالی رسانه است باید زنده نگه‌داشت تا شاید پی به ماهیت خبر و خبرنگار و خانواده رسانه برد.

 سعید نظری
فرا رسیدن ۱۷ مردادماه سالروز شهادت منصور صارمی‌خبرنگار فقید ایرنا و روز خبرنگار را صمیمانه تبریک عرض می‌کنم. وجود شما خبرنگاران ضمانت بخش سلامت صاحبان قدرت و اصل مهمی‌ برای استقرار حکمرانی خوب شهری است. سلامتی و بهروزی را برایتان آرزو می‌کنم.

 الهام فیروزی
خبرنگاران طلایه‌داران سنگر دانش و  آگاهی بوده و حق طلبانی انقلابی برای صیانت از حق مردم و برقراری ارتباط میان اقشار جامعه با مسئولان هستند.

 زهرا عسکری
خبرنگاران خوانده می‌شوند اما دیده نمی‌شوند. قشری که شب و روز را از هم نمی‌شناسد. روزهای تعطیل، عید، شهادت، جشن و شادی یا عزاداری، سیل، طوفان، زلزله، آتش‌سوزی نه تنها تفاوتی برای کار خبرنگاران ندارد بلکه بعضاً موجب ایجاد کارهای بیشتری همراه با استرس‌های فراوان به دلیل اطلاع‌رسانی‌های دقیق و به موقع می‌شود. به راستی کدام شغل چنین است که چیزی به نام ساعت کاری در آن مفهومی ‌نداشته باشد و همیشه در هر حادثه و اتفاقی، در هر نقطه‌ای که باشی باید خود را برای ارسال خبر به موقع برسانی. آری خبرنگاری جزو مشاغل سخت است اما کمتر کسی از این مسئله سخن می‌گوید و حتی برخی معتقدند که اصلاً خبرنگاری کاری ندارد و هر کسی می‌تواند انجام دهد ولی وقتی وارد میدان شدند، آنگاه حقیقت کار خبرنگاری را خواهند فهمید. همکاران زیادی طی این سال‌ها از شغل خویش نوشتند و تأکید کردند، خبرنگاری عشق است و تا عاشق نباشی نمی‌توانی سختی‌های راه را تحمل کنی. پس هر که بامش بیش، برفش بیشتر. هرچه عاشق‌تر، پرتلاش‌تر. حکایت ما در این شغل «هر کسی از ظن خود شد یار من» هست. هر کسی انتظار دارد مطابق سلیقه او قلم بزنیم. مسئولان، مدیران کل، روابط عمومی‌ها و حتی مردم انتظار دارند که برای او قلم بزنیم اما در حقیقت رسالت خبرنگار آن نیست که مطابق سلیقه کسی قلم بزند بلکه باید در مسیر احقاق حق تلاش و حق مطلب را در حرفه خویش ادا کند.

 نیکنام خشنودی
روز خبرنگار ۱۴۰۰ مرور طعم‌های تلخ و شیرین توأمان است، روزهایی به تلخی یورش کرونا به جامعه بی‌پناه ما و شیرینی تولید و تأمین واکسن و تزریق به اقشار آسیب پذیر و در معرض خطر، روز خبرنگار ۱۴۰۰ روز فریاد‌های در گلو مانده و سکوت‌های مرگبار است، روز مظلومیت دوباره شهید صارمی ‌و چرخش‌هایی بر مدار سیاست، روزی که باید در یک لحظه گریست و خندید و بغض کرد و هیچ نگفت و روز فریاد زیر آب است. شیرینی مرور روزهای گذشته آن است که اقشار مختلف پاکبانان شریف، افراد سالخورده و میان‌سال، رانندگان تاکسی، آموزگاران و سایر اقشاری که نوبتی برای دریافت واکسن دارند را در صف می‌بینیم و شوق امید به زیستن را در چشمان آنان مرور می‌کنیم، شیرینی این روزها برای آن است که امید به شکوفایی استعدادهای علمی ‌دانشمندان کشورمان را از زبان افرادی می‌شنویم که در آستانه درگاه مرگ  ایستاده‌اند و امید به زندگی دارند. و اما تلخی این روزها همان عددهایی است که بالا و پایین می‌روند، عددهای کشتار کرونا در شهرها و روستاهای کشورم ، عددهایی که رنگ باخته‌اند و ترس از مرگ را به فراموشی سپرده‌اند، عددهایی که درد هر کدامشان به اندازه ده‌ها و صدها عدد است و پشت رقم‌های هر کدامشان گریه مادران و همسران، سوگ فرزندان و یتیمی ‌و آه و ناله است. روز خبرنگار 1400 یک کلاس درس است، کلاس درسی که باز هم به ما می‌آموزد قضاوت نکنیم، به چهره هم چنگ نیندازیم، مهربان باشیم و هر ناممکن را احتمال به امکان بدهیم حتی دوستی با طیفی که صارمی ‌را به شهادت رساندند و تا یک سال قبل آنان را سفیه‌ترین و نادان‌ترین اقشار می‌دانستیم، روز خبرنگار روز فریاد زیر آب است.

 احمدرضا سهرابی
نکته اول: [...]
نکته دوم: [...]
نتیجه‌گیری اخلاقی: ...گرهم گله‌ای هست، دگر حوصله‌ای نیست!
محمد جواد شلتوک کار
چرا ما اینجا ایستاده‌ایم؟نوشتن از آدم‌هایی که جنس‌شان از نوشتن است کمی‌که نه خیلی سخت است... نوشتن از خبرنگاران نوشتن از ایثار است،نوشتن از خودگذشتگی است،نوشتن از جسارت و شهامت است.خبرنگار می‌نویسد تا قلمش پلی باشد به سوی اصلاح جامعه.می‌نویسد تا جامعه‌اش یک گام به سوی مدینه  فاضله‌ای که آمال و آرزوی نوع بشر است نزدیک و نزدیک‌تر شود.او می‌نویسد ققنوس وار،می‌سوزد تا بسازد جامعه‌ای را که آحاد بشرآرزوی وجودش را دارند.اما ققنوس‌های جامعه ما کجای این تعریف جای گرفته اند،سؤالی است که پاسخ دادنش نه کمی‌که خیلی سخت است.ققنوس‌هایی که امروز علی‌رغم تمام تلاش‌های جزیره‌ای و قول و وعده‌های آنچنانی هنوز هم جایگاه شغلی و حرفه‌ای خود را نیافته‌اند.هنوز هم وقتی مردادماه نیمه‌اش را رد می‌کند و چله تابستان می‌گذرد ،خبرنگارانی که 364 روز کسی از آن‌ها یادی نمی‌کند به ناگاه عزیز می‌شوند و سوژه! سوژه مدیرانی که جوهر قلمشان،بند کیفشان است.پول خرج می‌کند تا قلمی ‌برایشان به‌نام خبرنگاربنویسد و صدقه سر خبرنگار او هم فرهنگ دوست و حامی ‌رسانه و ارتباطات لقب بگیرد.هنوز هم از وقتی  تموز رخت بر می‌بندد و ستاره مرداد سوسو می‌کند و تابستان از چله می‌گذرد و یاد و خاطره شهید صارمی‌ نام خبرنگاران را دوباره در اذهان زنده می‌کند، نمی‌دانم خوشحال باشم یا در افکارخود چمباتمه بزنم که چرا ما خبرنگاران اینجای تاریخ و جامعه‌مان ایستاده‌ایم!

 جلال الدین‌ عرفانی 
خبرنگار روز و شب ندارد، عید، تعطیلات، سیل بیاید یا آتش سوزی، جنگ و صلح یا حتی همین آخری کرونا دلتا، بتا و هندی هر چه که هست خبرنگار در مرکز ثقل همه آن‌ها، از همه می‌نویسد، از درد همه می‌گوید جز خودش دست آخر اما از خودش حتی یک نقطه هم نمی‌شود، امروز هم نمی‌خواهم از خودمان بگویم اما باز هم دوست دارم از مردم بگویم، از غم نان و جان ارزان، از کرونا که هنوز جان می‌گیرد و ‌امید به این بسته‌ایم که شاید در این روزها گشایشی شود تا فردا روزی که دیگر از این ویروس منحوس خبری نباشد تا آن روز هر روزمان باز هم روز خبرنگار است و امید که خداوند توفیق خدمت به خلق را بیش ‌از این به ما عطا کند که به قول شاعر شهرمان:تو خشنود باشی و ما رستگار 

 حسین حسن پور
هر ساله با فرا رسیدن روز خبرنگار انبوهی از لوح‌های تقدیر و تشکر توسط مسئولین به خبرنگاران اهدا می‌گردد و در پشت تریبون خبرنگاران را قشری زحمتکش و فداکار می‌نامند و از سختی‌ها و مشکلات کار خبرنگاری سخن‌ها می‌گویند اما دریغ که با گذشت این روز تمام آن حرف‌ها و سخن‌ها نیز به فراموشی سپرده می‌شود و باز خبرنگار با انبوهی از مشکلات معیشتی، عدم بیمه و عدم امنیت شغلی تنها می‌ماند. به نظر می‌رسد در چنین شرایطی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌که تمام رسانه‌ها اعم از مکتوب و غیر مکتوب زیر نظر این وزارت فعالیت می‌کنند با تعریف ساز و کاری به طور جدی به مشکلات خبرنگاران رسیدگی کند تا این قشر حداقل دغدغه‌های معیشتی و یا عدم امنیت شغلی نداشته باشد.

 عباس امیری 
توکل به خدا و امید به فضل و‌ کرمش داریم تا در سال خبری جدید رخت عزا را از قلم و دوربین خود درآریم و رخت شادی و نشاط را بر تنش کنیم تا ذره ذره جوهر قلم و پیکسل پیکسل عکس‌هایمان پر از شور و نشاط و هیجان برای مردمی‌ باشد که درد جنگ و سختی‌ها و طوفان‌ها را کشیدند و به جان خریدند تا به آبادی و آزادی برسند. امیدوارم امسال سرآغاز آبادی و آزادی برای خاک و مردمی ‌باشد که حقش جز این نیست. سال‌نو خبری بر همه همکاران پرتلاش و‌دغدغه‌مند و دلسوزم مبارک باد.

 محمد حسین نیکوپور
خبرنگار؛ فرونشان آتش خشم مردم. مانند هر شغلی خبرنگاری هم نکات مثبت و منفی خود را دارد؛ خبرنگار از سیارات دیگر نیامده و رویین‌تن نیست. او هم مانند یک فروشنده یا آتش نشان وظیفه‌ای دارد. خبرنگاران در دوران کنونی مانند گذشته حقوق بگیر نیستند و فروشنده خبر به شمار می‌روند. آن‌ها با فرونشاندن آتش خشم مردم مسئولان را از گزند خطر دور می‌دارند.خبرنگاری یک دوره‌ای هیجان‌انگیز بود زیرا کاری پرخطر و آسیب‌زا به شمار می‌رفت اما اکنون با دورکاری تبدیل به کاری روزمره شده و نسخه برداری از آنچه در فضای مجازی رد و بدل می‌شود سره یا ناسره روی خروجی قرار می‌گیرد. شاید بد نباشد بدانیم که روز خبرنگار محدود به جغرافیای ماست و روزی به عنوان خبرنگار در ابعاد بین‌المللی نداریم. بله؛ روز آزادی بیان، روز قلم، روز آزادی مطبوعات و از این دست روزها داریم، زیرا خبرنگاران محدود به یک روز نیستند و ثانیه به ثانیه رویدادها در حال مخابره است. خبرنگاران یا عکاسان خبری وقت کوتاهی دارند و هرچه از رویدادی بگذرد میزان سوختن آن خبر یا عکس خبری بیشتر است. همین الآن که این متن را می‌خوانید ساعتی دیگر کاربردی ندارد، زیرا خبر نوزادی است که به محض به دنیا آمدن می‌میرد.

 لیلا غضنفری
اما نوبت به خبرنگار که می‌رسد انگار عقربه‌های ساعت سریع‌تر می‌چرخد.نوبت به خبرنگار که می‌رسد مصلحت اندیشی باید کرد، باید قانع بود.نوبت به خبرنگار که می‌رسد تنهایی تنهایی  و انتظار تنها یک مفهوم  برایت دارد، نباید دست روی دست گذاشت.نوبت به خبرنگار که می‌رسد مردم  باید ولی نعمت باشند  و مسئولان وامدار همین مردم.نوبت به خبرنگار که می‌رسد او دیگر انگار خودش را فراموش کرده و حق مردم  برایش یک باور هستند.نوبت به خبرنگار که می‌رسد می‌بینید دیگر حرف زدن از خودش و مطالبات به‌حق حرفه‌اش تبدیل می‌شود به راز مگو

 غیاث ملک حسینی
 یک سال دیگر از عمر کاری همه ما در کنار یکدیگر با تلخی‌ها و شیرینی‌ها، با دشواری‌ها و آسانی‌ها و با هم داستانی‌ها برای مقابله با کرونا گذشت. برخی گرفتار شدیم و گروهی هم در ساحل سلامت به کارمان ادامه دادیم، قلم زدیم و کلیدهای کیبورد و شاترهای دوربین‌ها را فشردیم تا چراغ حقیقت و آگاهی همچنان پر فروغ در دود و دم ناکامی‌ها شعله برافروزد. می‌دانم که همه‌مان زخم خورده همین روزهای نابکار شده‌ایم، روزهایی که یا عزیزی را از دست دادیم یا دوست و همکار چندین و چند ساله‌ای را به اجبار شرایط، دیگر در کنار خود ندیدیم.تن نحیف رسانه‌ها روز به روز لاغرتر شد و از عِده و عُده کم و کمتر شدیم... اما بدون شک، بزرگ‌ترین هنرمان همین بود که باز هم ماندیم و نفس کشیدیم، قلم زدیم و گاهی قیامت به‌پا کردیم و هزاران رویداد تلخ و شیرین را در قاب دوربین‌ها و نوازش قلم‌هایمان جاودانه ساختیم...آرام آرام مرداد هم از نیمه گذشت و ما روز به روز و ساعت به ساعت به حادثه ۱۷ مرداد نزدیک شدیم، شهید دادیم و روزی به نام‌مان ثبت شد تا به امروز رسیدیم.در همه این سال‌ها خیلی‌ها بودند که از جان و نان گذشتند تا چراغ آگاهی و آگاهی بخشی همچنان روشن بماند. خیلی‌ها را در حوادث طبیعی و غیر طبیعی از دست دادیم که داغ نبودن‌شان همیشه در کنج دلمان گرم گرم باقی می‌ماند. بیایید به همه آن‌هایی که در حادثه‌ها و میدان‌های نبرد جان دادند، به همه آن‌هایی که سبکبار رفتند، به همه آن‌هایی که تعدیل شدند و به همه آن‌هایی که تعطیل شدند، ادای احترام کنیم و نام و یادشان را گرامی ‌بداریم.

 سیده ناهید تقویان
گرامیداشت خبرنگار یعنی «پاسداشت آگاهی» و «وجدان‌های بیدار» که یک زندگی متعالی و بهتر را برای نوع بشر و افراد جامعه طلب می‌کنند.
بی‌گمان خبرنگاران و اصحاب رسانه آئینه وفادار رخدادها در تمام عرصه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی یک کشور محسوب می‌شوند.
لازم است این روز را به تمام همکاران پرتلاشم تبریک عرض کنم، کسانی که با حداقل‌ها، بهترین‌ها را رقم می‌زنند بدون توقع و چشمداشت.

 محمدامین افشارپور
بدون شک بحران شیوع کرونا قرن‌ها در حافظه تاریخی جهان باقی خواهد ماند و آیندگان این بحران را به واسطه رویدادنگاری خبرنگارانی به خاطر می‌آورند که با قمار بر سر جانشان وقایع این ایام را ثبت و ضبط کرده‌اند.بر اساس آخرین گزارش مؤسسه غیردولتی (Press Emblem Campaign (PEC، قریب به ۲۰۰ خبرنگار تاکنون در سراسر جهان به دلیل ابتلا به کرونا جان‌خود را از دست داده‌اند.خبرنگاران ازجمله افرادی هستند که از روز نخست شیوع بیماری کرونا تاکنون دوشادوش کادر درمان در صحنه حاضر و جامعه را نسبت به رعایت نکات بهداشتی و پیشگیری از شیوع کرونا آگاه کرده و روزانه اخبار گوشه گوشه دنیا را به اطلاع جهانیان رسانده و می‌رسانند.ویروس نامریی کرونا حدود ۱۸ ماه است که میهمان ناخوانده جهانیان است و تداوم گسترش این بیماری و نیاز مداوم به مخابره اخبار و ‌اطلاعات پیرامون نحوه مواجهه با انواع جدید و جهش یافته این ویروس و به روز شدن داده‌های علمی، بسیاری از خبرنگاران در فارس،ایران و سراسر جهان با گذشتن از سلامت و به خطر انداختن جان خود و با حضور در صحنه برای مخابره جدیدترین رویدادها و اطلاعات در خط مقدم فعالیت حاضرند. از تهیه گزارش در بخش‌های بستری بیماران کرونایی تا نحوه دفن اموات درگذشته از ابتلا به این ویروس ازجمله اقدامات خطرآفرین رویدادنگاران کرونا است که روزانه در حال انجام آن هستند.در روزگارانی که اکثریت جامعه خبری کشور و استان فارس به دلیل مشکلات اقتصادی،نبود امنیت شغلی و حتی عدم بهره‌مندی از تجهیزات مناسب و حتی بیمه و نظایر این موارد با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌کنند،گفتن از تأمین تجهیزات مراقبتی کافی برای مواجهه با کرونا جای خود دارد.با وجود همه سختی‌ها و فشارهای ناشی از شیوع کرونا به جامعه خبری و خبرنگاران،آن‌ها کمتر در این ایام از مشکلات خود قلم زدند و در این برهه نیز مانند سایر ایام ترجیح داده‌اند که از حقوق خود کمتر دم زده و کماکان صدای مردم باشند.۱۷ مرداد و روز خبرنگار بهانه‌ای است که به مشکلات این قشر خصوصاً در ایام کرونا نیز توجه و پای درد و دل آن‌ها نشست.

 نوید جعفری
روز خبرنگار یا هفته خبرنگار را به چه کسی باید تبریک گفت؟ اصولاً چه چیزی را قرار است تبریک بگوییم؟ روز خبرنگار که قرار بود محلی برای توجه به اهالی رسانه اعم از خبرنگار و عکاس و ... باشد عملاً بدل به فضایی برای خودنمایی برخی مدیرانی شده است که در طول سال عملاً توجهی به این بخش از جامعه ندارند و هر عملی را انجام وظیفه می‌دانند.در هفته خبرنگار هم همین مدیران به بهانه روز خبرنگار و دادن چند لوح و نهایت یک هدیه کوچک باز پشت تریبون‌ها می‌روند، در فضیلت آگاهی و رسانه و گردش اطلاعات و تکریم اهالی رسانه داد سخن می‌دهند و باز روز از نو و روزی از نو.روز خبرنگار جای تبریک ندارد، تنها باید خدا قوتی گفت، آرزوی سلامتی کرد برای این مدافعان بی‌سلاح آگاهی که خسته نشوند، بمانند و از سختی هر دیوار بتوانند روزنه‌ای بیابند.اهالی رسانه نیازی به عناوین دهن پرکن و جملات پرطمطراق مدیران ندارند که تمرین شده گفته می‌شود تا به تیتر راه یابند که خبرنگاران و عکاسان در این مسیر استخوان‌ها خرد کرده‌اند. روز خبرنگار جای تبریک ندارد تا زمانی که حرمت اهل رسانه حفظ شود، مشکلاتش دیده شود و صادقانه برای حل آن تلاش شود. روز خبرنگار تا آن روز تنها یک روز است در صفحه تقویم که هر سال می‌آید و بعد به سادگی فراموش می‌شود.

 حمیدرضا ثابت نسب
چندین سال است که گره زندگی من با خبر و رسانه در پایگاه‌های خبری و خبرگزاری‌ها بسته شده است. طی این سال‌ها، تک تک روز‌هایم را در برنامه‌های خبری، نشست مدیران، گفت‌و‌گو با فلان مسئولان و اقشار مردم و... سپری کردم و شاهد خیلی از اتفاقات بودم. گاهی شده که همکاران برای دفاع از حقوق مردم، افشاگری فسادی و مطالبه‌ای از مسئولی و مدیری داشته‌اند که با درب بسته، توهین، شکستن لنز دوربین و یا حتی نهایتاً با ضرب و شتم مواجه شدند. در بیرون از جو رسانه‌ای وقتی اسم خبرنگار و یا عکاس خبری به میان می‌آید، در ذهن مردم شخصی با وضعیت مالی متوسط رو به بالا و با برش بسیار عالی در ادارات تداعی می‌شود اما غافل از اینکه این چنین نیست! به پای درد دل اصحاب رسانه که بنشینید متوجه حقایقی خواهید شد که شاید در این متن قابل گفتن نباشد.مدافع حق اما مظلوم، چنان که با انواع تهدیدات مواجه هستند اما اندک توجهی از لحاظ معیشتی و... به آنان نمی‌شود. بعضاً خبرنگاران و عکاسان خبری بیمه ندارند، از تعاونی مسکن بهره‌مند نیستند و حقوق اداره کار هم معمولاً ندارند... از صبح تا شب، خواب و خوراک ندارند تا بتوانند از حق پایمال شده مظلومی‌ دفاع کنند و یا خبر مهمی ‌را به اطلاع مردم برسانند؛ در حوادث صف اول هستند اما در امکانات آخر... این همه گفتم ندارند اما مهم‌ترین سرمایه آن‌ها عشقی است که به هیچ زر و سکه‌ای نمی‌فروشند و محرک حرکت آن‌ها برای انجام رسالتشان است.سالیانی است که از درد خود می‌گویند اما گوش شنوایی نیست...روز خبرنگار و سالروز گرامیداشت شهادت شهید صارمی ‌را به همه همکاران خوبم تبریک عرض می‌کنم ،امیدواریم که در سال جدید، اتفاق مبارکی رقم بخورد.در پایان... نامه‌ام بايد کوتاه باشد، ساده باشد،بی‌حرفی از ابهام و آينه،از نو برايت می‌نويسم،حال همه‌ ما خوب است،اما تو باور نکن.

 حجت کهیاری
خبرنگاری رشته‌ای است که شاید هرکسی از بیرون به آن نگاه می‌کند فکر می‌کند مانند نامش حقوق بسیار زیادی هم دارد.حجت کهیاری فعال رسانه‌ای در یادداشتی اختصاصی برای روزنامه شیراز نوین در خصوص مسائل و مشکلات خبرنگاری نوشت، خبرنگاری یکی از رشته‌هایی است که علاقه‌مندان زیادی دارد و شاید یکی از دلایل آن هم این است که فکر می‌کنند مانند نامش حقوق دندان‌گیری هم دارد.البته باید به این نکته هم توجه کنیم که هر شخصی می‌خواهد برای خبرنگاری اقدام کند و در این عرصه فعالیت داشته باشد، دیگر وقت برای خودش ندارد اگر شخص متأهل شد دیگر بدتر، کسی که شغل خبرنگاری را قبول می‌کند علاوه بر اینکه شبانه روزی باید وقت برای این کار بگذارد باید به این هم توجه کند که حقوق آنچنانی هم ندارد.همچنین علاوه بر نداشتن حقوق، نه بیمه و نه مسکن، شاید اگر بخواهم در این یادداشت حقوق خبرنگار را بگویم باورش سخت باشد، اما به جرئت می‌گویم حقوق خبرنگار با سابقه چندین ساله شاید به یک میلیون تومان هم نرسد، فقط عشق و علاقه است که خبرنگار به دلیل آن قلم می‌زند،چراکه خبرنگاری انتظار و پشت درب ایستادن‌ها دارد، بی احترامی‌ها، آوارگی‌ها، قدم زدن و دویدن‌ها برای برنامه‌ها را دارد، راه ندادن‌ها در جلسات دارد و از همه این‌ها بگذریم رسیدن به جلسه سر وقت و از جلسه بیرون شدن‌ها را دارد. اما با این حقوق و مزایایی که بیان شد، نقش خبرنگار در جامعه بسیار زیاد است، عنوان راویان حقیقت شغل علمدار نیست که حرفه آن‌ها ظاهری پر از حرف دارد و پشت پرده‌ای پر از درد. روایت علم، علم بزرگیست که جز با قامت استوار خبرنگاری، حمل نخواهد شد. روز خبرنگار مبارک جامعه باشد...

 ساسان یگانه
اگر زحمات خبرنگاران نباشد، لحظه‌ها هرگز ماندگار نمی‌شود و خبرنگار است که آن را حفظ می‌کند و در اختیار افکار مردم قرار می‌دهد. دوربین‌ها، قلم‌ها و دلسوزی‌های اصحاب رسانه برای تهیه و تنظیم اخبار و مطالب، بها به فعالیت دستگاه‌های اجرایی و سازمان‌ها می‌دهد.

 محمد صادقی
آن‌قدر مشغول درد و مشکلات مردم می‌شوی که خود را فراموش می‌کنی، دغدغه داری و مطالبه‌گری، قلم می‌زنی و فریاد می‌کشی تا بشود آنچه مطلوب می‌دانی برای جامعه‌ات.آری تو خبرنگاری که حتی در روز خودت دست از دفاع و تلاش برای دیگران برنمی‌داری، تریبون در دستانت است اما برای خود خرج نمی‌کنی.شب و روز برایت معنایی ندارد، درحالی‌که با رقم بخور و نمیر حق‌التحریر روزگار می‌گذرانی، بیمه و امنیتی هم برایت متصور نشده‌اند اما همچنان هستی، تریبونی برای شنیدن صدای مردم.روز تو را چگونه کند وصف حاتمی؟روز تو بر تو باد مبارک خبــــــــرنگار.

 سعیده رضازاده
روزتان مباااااااارک که بر ما بس مبارکید.برای من که حرفه‌ام با حرفه‌ شما پیوندی جاودانه و ناگسستنی دارد؛ هر روز، روز خبرنگار است. شاکرم برای حضور پرمهرتان؛ خوشبختم از دوستی و همکاری با شما و دلگرمم به همیاری‌ و حمایت‌های همیشگی‌تان. شما شایستهٔ بهترین سپاس‌ها و‌ تقدیرهایید؛ قلم من اما قاصر است از بیان آن. تبریک کوچک مرا نیز پذیرا باشید. قلمتان نویسا،دوربین‌هاتان گیرا و درخشش‌تان روزافزون باد.شاد باشید و دیر زید.

 هاجر بیات
نوشته‌هایتان طلوع حقیقت و بیان دردهای کسانی است که نمی‌توانند بگویند و فریادشان بی‌صداست.روز خبرنگار مبارک.

 سعیدرضا امیرآبادی
از رنجی که ما می‌بریم شما خبر ندارید. ما تیترهای جذاب و خوش رنگ و لعاب می‌زنیم و در حالی که همه مسئولان با ما و شما رو راست نیستند آن‌ها را مخابره می‌کنیم. به همین دلیل هم هست که شما مردم از بسیاری از رسانه‌های صوتی، شنیداری و مجازی و مکتوب رویگردان شده‌اید. خیلی از آمارهایی که ارایه می‌شود مهندسی شده است. آن‌ها(یعنی شمار انگشت شماری از مدیران) آنچنان اوضاع را بر وفق مراد نشان می‌دهند که گویی ما و آن‌ها در دو وادی مختلف سیر می‌کنیم. به راستی چرا ما عملکردی از فعالیت‌های آنان با آمار‌های درخشان‌شان را در زندگی روزمره‌مان مشاهده نمی‌کنیم؟ گاهی هم تریبونی برای تسویه حساب می‌شویم و نفرت پراکنی. اما مردم بدانند در این روزهایی که اقتصادش بی‌شباهت به روز مبادا نیست ما هم بهره مالی چندانی نمی‌بریم. زندگی شبیه عمروعاص مثل جهنم است. ما روزنامه‌نگاران خوبی نیستیم. رسانه یکی از ارکان اصلی دموکراسی به حساب می‌آید و روزنامه‌نگار باید به سان دیده‌بانی تیزبین به رصد تحولات در حوزه‌های مختلف به فراخور تخصص خود بپردازد. خبرنگار موظف است با پاسداشت حرمت قلم از نارسایی‌های روزمره به آسانی عبور نکند و بنا بر منافع خویش، زنده بادها و مرده بادها را فریاد نزند. چرا که جانبداری کورکورانه مصداق بارز شعبان بی‌مخ‌هاست و این رویه در اصالت‌های رفیع روزنامه‌نگاری جایی ندارد. ما روزنامه‌نگاران بدی هستیم. برای نفی این ادعا گزارشی تأثیرگذار در حوزه اجتماعی ارایه کنید که سبب ساماندهی کودکان کار شده باشد. کدامیک از دست نوشته‌های ما توانست با نگاهی عمیق به مشکلات کارتن خواب‌ها و معتادان خیابانی بپردازد. 
آیا گزارشی بود که با صدایی رسا کمبود امکانات برای نگهداری آن‌ها را جار بزند و توجه همگان را به آن معطوف داشته و مسبب جهادی همگانی شود؟ ما پیرامون وضعیت زنان خیابانی چه کردیم؟ کدامیک از گزارش‌های ما با نگاهی انسان دوستانه و فارغ از جهت‌گیری‌های سرزنش آمیز به آن‌ها پرداخت و مسبب جریان‌سازی شد؟ شاید در بهترین حالت ممکن جوابیه‌ای از دستگاه مزبور ارایه شد و پس از آن سکوتی عمیق بر رسانه سایه افکند. در طی این همه سال که از فعالیت مطبوعاتی ما می‌گذرد آیا توانسته‌ایم مطلبی همانند گزارش گور خواب‌های پایتخت تهیه کنیم و مسئولان را به تکاپو واداریم. ما در حوزه فرهنگ هم روزنامه‌نگاران خوبی نیستیم، چرا که صاحبان صفحات فرهنگی هنوز نتوانسته‌اند اهمیت مضامین فرهنگی  را در ذهن مدیران به تفکر غالب تبدیل کنند و بسیاری از صاحبان میزهای فاخر مدیریتی برای تعریف جایگاه عظیم فرهنگی در بستر جامعه به تعاریف زیبا شناختی آن بسنده می‌کنند. در حالی که فرهنگ دارای قلمرو گسترده‌ای است و با سرمایه‌گذاری در آن می‌توان حال جامعه را خوب کرد. آیا در عرصه فرهنگ توانستیم آن مدیر استانی را پیرامون تعطیلی سینماهای شهر بازخواست کنیم؟ در مورد گروهکی که از آن به عنوان مافیای اکران یاد می‌شود چقدر تحقیق و تفحص کردیم؟ آیا نظرات مردم کوچه و بازار را پیرامون تعطیلی کنسرت‌ها جویا شدیم؟ ما درحوزه اقتصاد هم روزنامه‌نگار خوبی نبودیم. کدامیک از ما پیرامون بازگشایی و تعطیلی مؤسسه‌های مالی و اعتباری غیرمجاز گزارشی جامع تهیه کرد؟ آیا رسانه توانست خواسته برحق مردمی‌که پس‌انداز خویش را از دست رفته می‌دیدند، انعکاس دهد؟ همین مردمی‌که در همه دوره‌های انتخاباتی با قدرت پای صندوق‌های رأی حاضر شدند و پیش از آنکه به یک نامزد رأی داده باشند به مقبولیت نظام حاکم جمهوری اسلامی ‌و قانون اساسی  یک آری محکم  و مقتدرانه گفتند. کدام گزارش ما در حوزه اقتصادی سبب شد تا قوانینی پیرامون رشد لجام گسیخته اجاره خانه‌ها تصویب شود؟ آیا خبرنگاران اقتصادی اشاره‌ای به نوسانات اندک ارز در طی چند سال اخیر با نگاهی تحلیلی و کارشناسی محور داشتند؟ متأسفانه  در حوزه ورزش هم روزنامه‌نگاران خوبی نبودیم. مطالب و گزارش‌های تحلیلی ما نتوانست همچون مدعی‌العمومی‌دلسوز مدیران سرخابی که بیت‌المال را به هدر دادند، در مرکز توجه قرار داده و آن‌ها را وادار به پاسخگویی نماید. آیا توانستیم تحلیل جامعی پیرامون تیم‌های مظلوم شهرستانی که بدون حامی ‌مالی مانده‌اند، ارایه کنیم؟ کدامیک از گزارش‌های ما توانست در کوتاهی دست دلالان از ورزش کشور جریان‌سازی کند؟ برای اینکه یک روزنامه‌نگار خوب نباشیم دلایل مختلفی وجود دارد. نخست آنکه خطوط قرمز خیالی پیرامون قلم و اندیشه خود رسم کرده‌ایم که در واقعیت نشانی از آن نیست. گروهی از روزنامه‌نگاران ما تنها عادت به مدح و ستایش کرده‌اند و از هرگونه انتقاد برحقی بنا بر باور‌های نادرستی که در اذهان‌شان شکل گرفته، می‌هراسند. دوم آنکه عنوان روزنامه‌نگاری توسط گروهکی چند نفره اما ذی‌نفوذ غصب شده است. اگر چه آن‌ها می‌توانستند یک کارمند خوب و نمونه شوند، اما نگاه عامیانه و آمیخته با لمپنیسم‌شان به روزنامه‌نگاری مسبب افول رسانه شده است. گروهی از فعالان عرصه مطبوعات بیشتر از آنکه دغدغه مردم‌مداری در مخیله‌شان جریان داشته باشد، شیفته کسب درآمد در این حوزه‌اند. 
سوم آنکه روزنامه‌های ما به جای تکاپو حول محور بخش خصوصی به دنبال کسب درآمد از دستگاه‌های دولتی و شهری هستند. به همین دلیل قلم آن‌ها با وسواس دوچندان به حرکت در می‌آید تا مبادا آن مدیر دستور به حذف آگهی دهد. در حالی‌که می‌توان از محیط پیرامون انتقاد منصفانه کرد و برای کسب درآمد حول محور بخش خصوصی چرخید. ان‌شاالله که روزی همه ما روزنامه‌نگاران خوبی بشویم، اما از رنجی که ما می‌بریم شما خبر ندارید... 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی