[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۶۴
  • دوره جدید

باخت انسانیت، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

جای بسی شک و تردید باقی ماند که در کشور همسایه افغانستان با پیشینه آشفتگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود، تصرف استان به استان با چنین سرعتی اتفاق بیفتد و گروه طالبان قادر باشند از خطوط دفاعی این کشور ایجادشده توسط ارتش و بسیج مردمی، عبور کنند و به‌قولی ظرف 30 ساعت 9 استان را تصرف نمایند. در واقع انگار تصرف استان‌ها توسط خودرو‌های طالبان و به‌صورت تخت‌‌گاز اتفاق افتاده است؛ چراکه با معادلات نظامی نمی‌توان چنین پیشبردی را عقلانی توصیف نمود؛ مگر با ترک مخاصمه توسط ارتش افغانستان؛ ارتشی که حتی یک پرواز جنگی علیه نیروهای طالبان نداشته است...

هرچند در اخبار گذشته آمده بود که خلبانان نیروی هوایی ارتش افغانستان در راه خانه به پادگان توسط شبه نظامیان طالبان به ضرب گلوله ترور می‌شدند. 
افغانستان معادن بسیار غنی دارد. از طرفی سیل مواد مخدر به سمت اروپا و آمریکا از این کشور و خط ترانزیتی آن اتفاق می‌افتد. مردم افغانستان بیشتر از چهار دهه بدون امنیت و به صورت مهاجر در سایر کشور‌های جهان سکونت دارند؛ پناهجویانی که زمانی برای بازگشت را پیش بینی نمی‌کنند و از طرفی این مهاجرت هزینه‌های بسیاری به کشور‌های مهاجرپذیر وارد کرده است. افغانستان سرمایه داران بسیاری را پس از جنگ با روسیه تقدیم کشورهای مهاجرپذیر کرده است. ثروتی مردمی که توسط سرداران افغان و خانواده‌هایشان از کشور خارج شده و هرگز باز نگشته است. همچنین سرمایه داران افغان که از پس جنگ با روسیه به ثروت‌های بادآورده رسیدند، هرگز به کشورشان باز نگشته و نخواهند گشت. افغانستان را کشوری دزدزده می‌توان دانست؛ مردمی فقیر با روحیه مذهبی و باورهای خاص خود؛ مردمی مسلمان که با سلاح‌های جنگی خارجی چه آمریکایی و چه روسی یکدیگر را می‌کشند. تصمیمات برای این مردم نیز در خارج از مرزها و حدود اختیارات مردم گرفته می‌شود؛ چراکه مهم ترین بحران در این کشور آموزش و ارتقای آموزشی است و البته نخبگان علمی این کشور نیز در خارج سکونت دارند. افغانستان یک کارگاه بزرگ برای استخراج منابع معدنی و نیز یک کشتزار بزرگ برای استحصال مواد مخدر است.
مذاکرات پیش از تهاجم طالبان و پس از خاتمه کار تماماً در خارج از کشور انجام شده است و حالا رئیس جمهور سابق افغانستان به یکی از کشور‌های همسایه پناهنده شده است تا راهی مقصد دیگری شود. این صادرات و واردات رئیس جمهور و نیز گروه‌های شبه نظامی و سران آنان به شدت سؤال برانگیز است؛ چراکه تصمیمات در خارج از مرز‌ها گرفته می‌شود و رهبران گروه‌های شبه نظامی و سیاسی تصمیمات خود را بدون حضور مردم می‌گیرند. در اینجا جمهوریت با اشکالات بسیاری همراه است وقتی قدرت توسط اسلحه مستقر می‌شود و مشروعیت خود را در سایه سلاح به انتخاب می‌گذارد. 
بحران در افغانستان تا ماه‌های آتی ادامه خواهد داشت؛ چراکه در پس این اتفاق سهم خواهی اتفاق می‌افتد و در پس سهم خواهی و منافع طلبی، حذف درون گروهی اتفاق خواهد افتاد. در واقع این جنبش باید در انتظار اختلافات داخلی و حذف بعضی سران خود باشد. همین داستان ایجاد امنیت برای مردم را به تأخیر خواهد انداخت؛ چراکه در مدت زمانی که مردم در انتظار ایجاد و حفظ امنیت هستند و شاید تنها خواسته آنان امنیت باشد، سیاست‌های پشت پرده اتفاق می‌افتد و مردم همچنان باید در تنگنا‌های اقتصادی و فرهنگی باقی بمانند. 
جنبش فقر در جهان و اجرای آن در جهان سوم به تولید قوای شبه نظامی می‌انجامد. اینکه یک گروه یا حزب قادر باشند خطوط دفاعی ارتش منظوم یک کشور را اینچنین در مدت زمانی کوتاه بشکنند و فتوحات بی نظیری به دست آورند، نشان از اجرای پروژه فقیرسازی ملت‌ها و سربازگیری از صفوف آنان دارد. شاید اگر ارتش افغانستان باارتش یکی از کشورهای منطقه درگیر می‌شد این درگیری ماه‌ها و سال‌ها به طول می‌انجامید تا اینچنین توسط نیروهای شبه نظامی داخلی در ساعات اولیه تهاجم منحل شود. مهم حفظ فرماندهی مرکزی قوا بود که اتفاق نیفتاد و این امر حکایت از تزلزل قوا در کشورهای جهان سوم دارد. 
به حکم انسانیت برای ملت افغانستان آرزوی صحت و سلامت داریم؛ زنان و کودکانی که در این نبرد قربانی می‌شوند؛ خشونت‌هایی که اتفاق می‌افتد و افرادی که در این گیرودار همه چیز خود را می‌بازند. ای کاش انسانیت به مرزهای جنون لشکرکشی می‌کرد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی