[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۶۹
  • دوره جدید

وقتش رسیده که مطالبات واقعی و به حق خودمان را مطالبه کنیم، روزنامه شیراز نوین

 مریم افشاری - کارشناس ارشد ارتباطات
به گمانم وقتش رسیده است که در روز روابط عمومی به جای صحبت کردن‌های کلیشه‌ای و تکراری درباره زنجیره اتصال، بازوی ارتباطی و دروازه بانی سازمانی و فلان و بهمان بودن روابط عمومی‌ها، کمی هم مطالبات واقعی و به حق خودمان را مطرح و مطالبه کنیم. غم انگیز است اما ... مدت‌هاست که دیگر کسی داوطلب کار در روابط عمومی‌ها نیست. جذابیت‌هایی که پیش از ‌این نیروهای خوش ذوق، هنرمند،خلاق و بعضاً نویسنده را به فضای روابط عمومی‌ها می‌کشاند حالا چندان چنگی به دل نمی‌زند. سختی‌ها، استرس‌های تمام نشدنی، ساعات کاری بی‌برنامه و سنگین، هزینه‌های سرسام آور تلفن و ‌اینترنت و مسئولیت‌های یک طرفه و بی‌پشتوانه معنوی و مالی که از سوی ارگان‌ها به مسئولان و کارکنان حوزه روابط عمومی عطا می‌شود دیگر کوچک‌ترین جذابیتی برای فعالین ‌این حوزه باقی نگذاشته است. اگر هنوز تعداد اندکی به طور تخصصی در‌این حوزه مانده‌اند یا از سر عشق است یا ناچاری و آن‌هایی که غیر تخصصی مانده‌اند نیز روابط عمومی را درگاهی برای ورود به حوزه‌های دیگر می‌دانند. به طور مثال مشاهده می‌شود در برخی ارگان‌ها حقوق یک کارمند متخصص روابط عمومی که تحصیلات عالیه دانشگاهی و سال‌ها تجربه کار تخصصی دارد با یک کارمند دیپلم که شغلی ساده، بی‌حاشیه و بی‌مسئولیت دارد برابر است. دلیل ‌این امر شیوه‌های غیرعادلانه در بخش حقوق و دستمزد و انواع و اقسام قراردادهای شرکتی است که در ‌این سازمان‌ها رواج دارد و بیانگر ضعف‌های مدیرانی است که برای پر کردن چنین چالش‌هایی تا امروز هیچ تدبیری اتخاذ نکرده‌اند. در واقع اگر بخواهیم مطالبه‌گری کنیم باید بخشی از کار در روابط عمومی را با خبرنگاری مقایسه کنیم. مگر خبرنگاری جزء مشاغل سخت نیست؟ پس چرا شخصی که در حساس‌ترین پست خبری یک سازمان قرار دارد و باید سایت‌ها، فضای مجازی، روزنامه‌ها، فضاهای شهری، تابلوهای اعلانات و...  را به طور مداوم با اخبار و مطالب گوناگون تغذیه و از سازمان متبوع خودش در برابر حواشی خبری محافظت کند زیر پوشش مشاغل سخت و زیان‌آور قرار نمی‌گیرد؟از سوی دیگر کار در برخی پست‌های کارگری مثل امور شهر، ساختمان سازی، بخش‌های عمرانی، آسفالت و ... نیز جزء مشاغل سخت است و کارکنان ‌این حوزه از خدماتی مثل حق کشیک، ساعات تعطیل کاری و درصد سختی کار برخوردار هستند ، اما کارمند روابط عمومی که برای تهیه عکس و فیلم و مستندات می‌بایست پابه‌پای تمام ‌این مشاغل در محل حاضر شود؛ کوچک‌ترین سهمی از ‌این پرداخت‌ها و حمایت‌های قانونی ندارد!!! در واقع کارمند روابط عمومی باید علی‌رغم تمام خطرات از ساختمان‌های در حال ساخت، از پروژه‌های صعب‌العبور، از پل‌های بی‌حفاظ از گل و لای به جا مانده از سیلاب، از خیابان‌های تاریک و نقاط پرت و دور افتاده از مسیل‌ها و پرتگاه‌ها و پل‌ها و ... که در حریم حوزه کاری او واقع شده‌اند به طور مرتب دیدن و مستند سازی و خبرنویسی نماید. کارمند روابط عمومی باید خیس شدن زیر باران و سوختن زیر آفتاب را خوب بلد باشد. باید بتواند ساعت‌ها همپای لاستیک‌های پهن جرثقیل و لودر و بیل مکانیکی بدود تا تصویر مناسبی ضبط کند. باید بلد باشد که زیر آفتاب چهل درجه تابستان، گازهای متصاعد از قیرها و آسفالت‌ها را تنفس کرده و تخت کفش‌های عزیزش را توی آسفالت و قیر داغ بچسباند.کارمند روابط عمومی باید آن‌قدر قوی باشد که بتواند ساعت‌ها تراشکاری، برشکاری و جوشکاری را بدون حفاظ و عینک به تماشا بنشیند و ضبط کند. او باید آن‌قدر وقت داشته باشد که آخر شب‌ها بنشیند تکه‌های قیر را از کفش‌ها و لباس‌هایش بتراشد و برای از بین بردن جای لکه‌های رنگ و آهک و سیمان هربار ترفند جدیدی را بیازماید.کارمند روابط عمومی باید آن‌قدر مهربان باشد که هر روز مادرانه بنشیند بر پاهای ورم کرده، پوست آفتاب سوخته و گردنی که زیر سنگینی دوربین عکاسی مهره‌هایش به صدا آمده‌اند، روغن سیاه دانه و مرهم گذاشته و به دروغ به خودش بگوید من عاشق کارم هستم تا کمی دلش آرام شود. بدون شک فقط مدیران دلسوز و آگاه و افرادی که سال‌ها در‌این حوزه بوده‌اند و در خط مقدم ارگان یا سازمانی ‌ایستاده‌اند معنای ‌این نوشته‌ها را می‌فهمند. پس آرزو می‌کنم مدیرانی که اهل درک و عمل هستند به مطالبات اهالی ‌این حوزه رسیدگی کرده و با‌ ایجاد راهکارهایی عملی، تجدید نظر در شیوه قرارداد و پرداخت حقوق و ارائه تسهیلات به بخش روابط عمومی، آن را به یکی از جذاب‌ترین حوزه‌ها برای جذب نیروهای کارا و متخصص تبدیل کنند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی