[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۷
  • دوره جدید

بیماران در مهلکه سوداگران، روزنامه شیراز نوین

 سعیدرضا امیرآبادی- گروه گزارش
amirabadi_shznvn@yahoo.com

اشاره:
یک باند تبهکار واکسن تقلبی کرونا را به قیمت 20میلیون تومان می‌فروشد و آن یکی در زیرپله ای نمناک داروهای کمیاب تاریخ مصرف گذشته را با قیمت نجومی به بیماران درمانده عرضه می‌کند. دستیار پزشک با مترجم بیماران خارجی زد و بند مالی دارد و یک پزشک سوگندنامه حرفه ای اش را به خاطر یک مشت ریال به فراموشی سپرده است. گروهی از بیماران همه خدمات کادر درمان را به فراموشی می‌سپارند و پروتکل‌ها و فاصله گذاری‌ها را رعایت نمی‌کنند و شماری دیگر فقط به درآمد پزشکان بدون زحمات و خطراتی که متحمل می‌شوند، اشاره دارند. حاشیه‌های درمان بی شمار است و فقط از شاهراه ارتقای فرهنگ عمومی و اطلاع رسانی شفاف می‌توان بر آنها فائق آمد. در ادامه گروه گزارش روزنامه شیرازنوین نیم نگاهی بر حاشیه‌های این حوزه داشته است؛ مواردی که اهمیت آنها کمتر از متن نیست.
 فرسنگ‌ها فاصله تا استانداردهای جهانی
درد جانکاه بیماری یگانه چالشی نیست که جامعه بیماران با آن روبه‌رو هستند. سرانه تخت‌های بیمارستانی ما فرسنگ‌ها با استانداردهای جهانی فاصله دارد و هیچ کس از دولت‌هایی که عمر آنها سپری شده، نمی‌پرسد که چرا در این حوزه غفلت و کم کاری داشته اند. هزینه‌های درمان هم هیچ قرابتی با درآمد فرودستان و اقشار میانی جامعه ندارد و کمبود دارو و شلوغی مراکز درمان و هراس از ابتلا به بیماری کووید 19 نیز جامعه بیماران را با مشکلات بی شماری روبه‌رو ساخته است. در این میان شهر شیراز به همت کادر درمان ایثارگر و مجربش توانسته است لقب ارزشمند قطب پزشکی جنوب ایران و خاورمیانه را برایمان به ارمغان آورد. نیروی انسانی فداکار و توانمند و زیرساخت‌های پزشکی این کلان‌شهر در کشاکش کرونا میزبان جمعیت قابل ملاحظه ای از اهالی فارس و استان‌های هم جوار است که به امید درمان توسط کادر پزشکی مجرب و یافتن تخت خالی در بیمارستان‌ها مسافر شهرراز می‌شوند. البته مراجعه گردشگران سلامت به فارس منحصر به بیماری کووید 19 و سایر بیماری‌های سخت نیست؛ بلکه شمار زیادی از آن سوی آب‌های خلیج فارس برای پزشکی زیبایی همبه شهر ما می‌آیند. دیگر وجود اعراب حاشیه نشین خلیج فارس در مراکز پزشکی و پیراپزشکی شهر به امری عادی و روزمره بدل شده و بسامد حضور آنان چنان بالا گرفته که پزشکان، دستیاران و سایر افراد مربوط به درمانگاه‌‌های پزشکی و پلی کلینیک‌ها به یادگیری لغات عربی همت گماشته اند.
البته حضور بیماران داخلی و خارجی در شهر می‌‌تواند تبعات مثبت زیادی برای ما به همراه داشته باشد. یکی از این پیامدهای مثبت به مسئله رونق گردشگری سلامت و ارزآوری حاصل از آن بازمی‌‌گردد. نکته مشترکی که بسیاری از مسافران توریسم درمانی به آن اشاره می‌‌کنند، مخارج مقرون به صرفه اعمال پزشکی در ایران نسبت به سایر کشورهاست. البته نکته مهم تر از مسائل صرفه جویی مالی به تبحر پزشکان ایرانی بازمی‌گردد که توانسته اند به همت دانش رفیع خود شهر شیراز را به پایتخت درمانی جنوب غرب آسیا تبدیل کنند.
مسئله دوم که در قبال حضور گردشگران خارجی مورد توجه قرار می‌گیرد، مؤلفه اشتغال است. با ازدیاد مسافران توریسم درمانی در شهر انواع موقعیت‌های شغلی ثابت و موقت با رونق روبه‌رو خواهد شد و نرخ بیکاری دچار رکود می‌‌گردد. البته حضور گردشگران سلامت تبعات مثبت بی ‌شماری برای اهالی شهر و کشور در پی دارد، اما همواره عده ‌ای از افراد سودجو از این مسئله بهره برداری منفعت طلبانه انجام داده و موجب ارائه تصویری نادرست از مهمان نوازی ایرانیان و خدشه دار شدن خدمات ایثارگرایانه جامعه پزشکی و کادر درمان می‌گردند. امری که باید مقابله با آن را به صورت ویژه در دستور کار قرار داد.
 فرش قرمز برای دشداشه
همه ما با عبارت از پذیرش بیمار جدید معذوریم یا تا شش ماه آینده هیچ وقت خالی وجود ندارد از سوی منشی پزشکان حاذق روبه‌رو شده ایم. البته تعدد گروه بیماران سبب می‌شود تا همواره سالن انتظار پزشکان مجرب حتی در روزهای اوج کرونا هم سرشار از جمعیت باشد. اما گاهی موارد رفتارهایی از سوی معدودی از منشی پزشکان سر می‌‌زند که تاب و تحمل بیماران را طاق می‌کند.
در مطب پزشک متخصص گوارش جای سوزن انداختن نیست و تحمل بیماران پس از ساعات‌‌ها انتظار دیگر به سر آمده است؛ چراکه پزشک با طمأنینه و دلسوزی گوش شنوایی برای درمان درد بیماران دارد و از نسخه نویسی با چشمان بسته اجتناب می‌کند.در این میان فردی ملبس به پوشش اعراب حاشیه خلیج فارس  -بخوانید دشداشه- به همراه مترجمش به مطب وارد شده و یک راست به سوی منشی می‌‌روند. گویی منشی پزشک دیگر با مترجم به دلیل مراجعات متعدد آشنا شده و پس از چند جمله کوتاه آنها را بدون نوبت به دیدار پزشک روانه می‌‌کند. در اینجاست که طاقت پیرمرد شصت و چند ساله ای طاق شده و با کلام بلند بر سر منشی فریاد می‌‌زند که چرا نوبت را رعایت نکرده و برای این بیمار خارجی استثنا قائل شده است. منشی هم با فراموشی سن و سال پیرمرد با لحن بی ‌ادبانه ‌ای به او می‌گوید که نوبت‌‌ها رعایت شده و به دلیل وضعیت خاص بیمار او باید زودتر پزشک را ببیند. اما یکی از بیماران قدیمی این مطب می‌گوید که بسیاری از بیماران خارجی پس از خوش و بش با منشی می‌‌توانند بدون نوبت به دیدار پزشک بروند. اعتراضات متعدد بیماران سبب می‌شود تا پزشک با عصبانیت از اتاق بیرون آمده و ماجرا را جویا شود. پس از اطلاع از دلیل اعتراضات بیماران او منشی را به گوشه ای فراخوانده و با عصبانیت تذکراتی را به او می‌دهد. در مراجعه هفته بعد دیگر خبری از آن دستیار نیست و فرد دیگری به جای او نشسته است.
پدیده تطمیع برخی از دستیاران پزشکان از سوی بیماران اتباع بیگانه مسئله تازه‌ ای نیست و جامعه پزشکی می‌کوشند تا با رعایت اخلاق حرفه ای و راهکارهایی که برای مقابله با این پدیده مذموم اتخاذ کرده اند، از بروز چنین ماجراهایی پیشگیری کنند. اما در پاره‌ ای موارد مشغله‌‌های ذهنی و هجوم جامعه بیماران سبب می‌شود تا پزشک تمامی حواس خود را معطوف به روند درمانی بیمار کرده و برای مقابله با چنین مسائلی زمان به درازا بینجامد و حق و حقوق بسیاری از بیماران ضایع گردد. البته شاید تعدادی پزشک انگشت شمار نیز وجود داشته باشند که با به فراموشی سپردن سوگندنامه پزشکی به بسط این ماجرا دامن می‌زنند.
 کدام سوگند، کدام رسالت حرفه‌ای؟
یکی از مسائلی که در سوگند پزشکی موردتوجه قرار گرفته به نگاه یکسان پزشک به جامعه بیماران بازمی‌گردد. پزشکان مکلف ‌اند تا فارغ از نژاد‌، دین، ملیت رنگ پوست و هر ویژگی دیگری به درمان بیماران اقدام کرده و سطح تمول بیمار را در روند درمان نادیده بگیرند. خوشبختانه قشر وسیعی از پزشکان (شاید نزدیک به صددرصد) اخلاق حرفه ای را رعایت کرده و به همه بیماران اعم از متمول و مستمند و ایرانی و غیرایرانی با نگاه یکسانی می‌نگرند. اما از آنجایی که موارد استثنا و انگشت‌ شمار در میان تمامی اقشار و اصناف یافت می‌شود، در میان جامعه پزشکی نیز انگشت شمارانی هستند که اخلاق حرفه ‌ای را به فراموشی سپرده و بنا بر سطح تمول و جایگاه اجتماعی افراد خدمات ویژه‌ای را به آنها ارائه می‌‌کنند.
اینک پس از یک دوره انتظار 6ماهه زمان آن رسیده است تا به ملاقات یک پزشک شهیر برویم. اما خانم منشی به دلیل ازدیاد بیماران خارجی وقت قبلی را کنسل کرده و آن را به یک هفته دیگر موکول می‌‌کند. پس از اعتراض نسبت به این قضیه پزشک با عصبانیت از اتاق خارج شده و بر سر بیماران فریاد می‌‌زند که برای هیچ کس دعوت ‌نامه نفرستاده و همگی می‌‌توانند در صورت ناراحتی و اعتراض فوراً مطب را ترک کنند. هرچند که با چنین صحنه‌هایی از سوی جامعه پزشکی متعهد ایران بسیار به ندرت و به صورت انگشت شمار روبه‌رو می‌شویم، اما چنین پزشکانی مسبب نگاه بدبینانه جامعه بیماران به کادر درمان متعهد دلسوز و فداکار شده و آبروی گران‌مایه فعالان عرصه درمان و پزشکی را خدشه دار می‌‌کنند. البته در سوی مقابل هم اطبایی یافت می‌‌شوند که دانش رفیع پزشکی خویش را با مضامین انسان دوستانه در هم آمیخته و دعای خیر جامعه بیماران همواره بدرقه راه آنان می‌‌شود.
 اتوبانی برای سودجویی سوداگران
اما همیشه مسئله به پزشک و منشی او بازنمی‌گردد و گاهی دسترسی به آنها به یک معضل اساسی تبدیل می‌‌شود. خیابان زند در شهر شیراز میزبان بیشترین تعداد مطب اطبا و داروخانه‌هاست. جدا از این مسئله خیابان زند به عنوان یکی از شاهراه‌های ارتباطی مرکز شهر به حساب می‌آید که روزانه هزاران نفر از آن عبور می‌‌کنند. اما تراکم روزافزون این منطقه قرابتی با تعداد پارکینگ‌های عمومی که در آن احداث شده نداشته و بسیاری از مراجعه کنندگان مجبور هستند تا در کوچه پس کوچه‌‌های خیابان به دنبال فضایی چند متری برای پارک اتومبیل باشند. از سوی دیگر بسیاری از همراهان بیمار ناچارند تا به دلیل عدم توان جسمی بیماران اتومبیل را در نزدیکی مطب پزشکان قرار داده و او را همراهی کنند. 
این مسئله سبب شده است تا عده‌ ای سودجو از فقدان پارکینگ‌های عمومی سوءاستفاده کرده و مبالغ هنگفتی را بدون هیچ زحمتی به جیب بزنند. شاید شما هم با این صحنه مواجه شده باشید که نگهبان یک ساختمان پزشکی با قراردادن چند صندلی، آجر، بلوک پلاستیکی یا هر وسیله دیگری قسمتی از کوچه را اشغال کرده و برای بازگشایی آن و در اختیار قرار دادن جای پارک مبلغ غیرمتعارفی را از راننده طلب کند.
بررسی میدانی خبرنگار شیرازنوین نشان داده است که مبلغ درخواستی انان با توجه به انصافی که از آن برخوردار نیستند، از ساعتی ده‌هزار تا بیست‌هزار تومان برای یک جای مرغوب متغیر است. در صورتی که زیر بار پرداخت این مبلغ نروید و جای پارک را از لوث وجود موانع پاک کنید، پس از بازگشت با صحنه‌‌های ناخوشایندی از قبیل پنچری و صدمه به بدنه و رنگ اتومبیل روبه‌رو خواهید شد. البته افراد سودجویی از این دست همواره به صورت گروهی کوچه را قرق کرده و در صورت اعلام اعتراض به پشتیبانی یکدیگر با نیت زد و خورد به میدان می‌آیند.
مسلم است که پارکینگ‌های عمومی حدفاصل میدان نمازی و میدان امام حسین(ع) جواب‌گوی خیل عظیم مراجعه کنندگان نیست و نیاز به احداث پارکینگ‌‌های عمومی طبقاتی به شدت حس می‌‌شود. هرچندکه با بهره برداری از پروژه پارکینگ نشاط قسمتی از معضلات شهروندان و جامعه بیماران برطرف شده است. از سوی دیگر ارگان‌‌های مسئول در مقابله با سد معبر باید با سودجویانی که از فروش معابر مبلغ کلانی را به جیب می‌‌زنند، برخورد کرده و در زیبایی فیزیکی و معنوی شهر شیراز به عنوان پایتخت درمانی خاورمیانه نقش ایفا کنند.
 و بیمارانی که ریاضی‌دان می‌شوند
محاسبه درآمد پزشک در زمان انتظار در زمره عادت‌‌های همیشگی گروهی از بیماران به شمار می‌‌رود. آنها در ابتدا تعداد بیماران یک روز پزشک را در مبلغ ویزیت ضرب کرده و پس از آن همانند یک ریاضی دان متبحر درآمد او را در هفته و ماه و سال به ‌دست می‌آورند. پس از به دست آوردن این مبلغ دچار رشک شده و آن را با درآمد ناچیز خود مقایسه می‌‌کنند. 
بیماران محاسبه گر این مسئله را به فراموشی سپرده اند که یک پزشک متخصص همه سال‌های جوانی و میانسالی خود را صرف تلاش و مجاهدت در عرصه علم کرده و برای دستیابی به جایگاه فعلی و سطح درآمد قابل توجه دارای لیاقت و بنیه عمیق یادگیری و سخت کوشی بوده است. این اقشار فرهیخته و فداکار همانند گروهی از ژن‌های خوب از رانت بهره ای نبرده اند و با چند معامله دلالی که تیشه بر اقتصاد کشور می‌زند به جایگاه فعلی خود نرسیده اند؛ بلکه او در راستای خدمت به آحاد مختلف جامعه کوشیده است تا درد‌های مردم را در پناه دانش رفیع خویش و با استعانت از پروردگار شفا داده و دعای خیری بدرقه راه خویش کند. البته بسیاری از پزشکان با توجه به ساعات کاری پرمشغله ای که طی می‌‌کنند، دیگر فرصتی برای استفاده از ماحصل درآمدشان 
نخواهند داشت. 
به‌ طور مثال ‌متخصص چشمی را در نظر بگیرید که صبح‌ها در بیمارستان‌‌های دولتی و خصوصی به ویزیت بیماران مشغول است و پس از آن به اتاق عمل می‌رود تا روشنایی را به چشم خیل عظیم بیماران بازگرداند. پس از صرف یک ناهار کوتاه در بیمارستان او وظیفه اخلاقی و انسانی خویش می‌‌داند که بیماران منتظر در مطب را بیش از این در انتظار نگذاشته و تا ساعاتی پس از نیمه شب با خوش رویی و حوصله به ویزیت بیماران بپردازد. مسلم است که پس از رسیدن به خانه دیگر طفل او بیدار نیست تا از نعمت وجود پدر یا مادر برخوردار شود و همانند شب‌‌های دیگر در حالی که منتظر او مانده، به خواب رفته است. 
برای چنین پزشکانی به طور حتم عدد و رقم حساب بانکی دیگر اهمیتی نخواهد داشت و مسائل اخلاقی و انسان دوستانه سبب شده است تا آسایش فردی و خانوادگی خویش را در مقابل خدمت رسانی به بیماران در اولویت قرار ندهند و در اوج خستگی و دلتنگی با گشاده رویی و حوصله از بیماران 
دلجویی کنند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی