[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۷
  • دوره جدید

داستان مردم ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

اولویت‌ها در جهان و در تبادلات سیاسی به موضوع مهم مردم نمی‌پردازد.
اگر دقت کنیم، هیچ‌کدام از تحولات سیاسی به آسایش خلق منتهی نشده است؛ تحولات با برچسب‌های مردمی اتفاق می‌افتد، اما تهی از آنچه به‌عنوان آرمان‌های انسانی برشمرده می‌شوند، است.
در کشور‌هایی که به نام مردم‌، تحولات سیاسی بیشتری رقم می‌خورد و البته خواهد خورد، عقب‌ماندگی چندبرابری است. در این کشورها پس از تحولات سیاسی بیشترین اتفاق ممکن ایجاد چندقطبی در جامعه است. در واقع برنامه‌های کلان پس از تحولات سیاسی برای سران، اقتصادی و برای عوام، اجتماعی و فرهنگی است...

در این کشور‌ها مردم دچار درگیری شدید فرهنگی اجتماعی می‌شوند و در واقع به جان هم می‌افتند.
شیوه ای که در دکترین استعمار نو بیشتر پاسخ منفعت‌طلبانه را به سران استعمار و نوچه‌های آنان 
داده است.
خاورمیانه یک محدوده پر منابع و منافع برای مصرف کنندگان ‌انرژی در جهان است.
سیاست‌ها همان سیاست‌های معروف و قدیمی است که کاربرد خود را حفظ کرده است. سیاست معروف تفرقه بینداز و حکومت کن؛ شیوه ای عجیب که کهنگی در آن راه ندارد؛ چراکه ماهیت خاورمیانه ماهیتی سنتی و بدون میل به پیشرفت است.
خرافه وآمیختگی آن با سیاست فرصت‌های بسیاری نصیب استعمارگران کرده است. اگر بخواهیم‌ ماهیت تحول و تحولگرایان را در یکی دو قرن گذشته بررسی کنیم، در خواهیم ‌یافت که اتفاقات از بیرون هدایت می‌شود و سران تحول نیز از بیرون برای هدایت آنچه پیش بینی شده، به تحولگران داخلی ملحق می‌شوند.
در واقع همه چیز برای جهان سومیان وارداتی است؛ هم تفکر و هم‌ صاحبان تفکر. ما هیچ گاه انشا نمی‌نویسیم و پیوسته در حال نوشتن دیکته هستیم و این دیکته نویسی به معنای اطاعت از گفتاری است که ما را جهان سومی نگه می‌دارد.
حربه همان حربه برنده و برنده بنام مردم است. رفاه اجتماعی نیز کلید واژه تطهیر جریاناتی است که شاید تکراری اما هیجان برانگیز است.
استقاده از کلید واژه قانون نیز چاشنی حرکت‌های بعدی در سطح جامعه است.
بدون شک با این شیوه تحولی در حوزه سازندگی اتفاق نخواهد افتاد و برای نخبگان‌ علمی مصلحت در همان مهاجرت خلاصه می‌شود. زندگی بهتر را باید در نقطه ای به نام غرب جست و جو کرد؛ پس الزاماً با ایجاد محدودیت‌ها، بازار مهاجرت بر رونق و سکه است.
جهان‌ سوم‌ جایی است که شعار بر عمل پیشی دارد. وعده‌ها شاید به طول یک قرن معطل مانده اند. عامل این تأخیر هم ‌روشن است؛ پدیده ای به نام خیانت که در دایره تکرار، مدام در حال اتفاق است.
در مشرق آدم‌ها به جای سینه بر پشت جای گلوله دارند.ای کاش می‌شد به جای تمام تحولات سیاسی که با صدای گلوله همراه است، شاهد تحولات فرهنگی می‌بودیم‌ اما کنار هم ‌نشستن‌ حتی در سازمان ملل متحد هم محال است!

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی