[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۹۴
  • دوره جدید

تکیه بر واردات ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

در یک نگاه کلی به اقتصاد ایران می‌توان دریافت که واردات همچنان حرف اول را می‌زند. تولید نیز همچنان گرفتار بحران بوروکراسی است و با این بدهکاری بزرگ نمی‌تواند قد راست کند. واردات حدوداً 32 درصد رشد داشته است و باید به آمارها نگاهی داشته باشیم تا دریابیم این رشد چه سخنی با ما دارد.
کالا‌های اساسی همچنان در اولویت واردات هستند. ذرت دامی، روغن آفتابگردان، جو، کنجاله، گندم، دانه سویا، شکر و برنج عمده‌ترین کالاهای وارداتی به کشور هستند؛ کالاهایی که شاید مواد اولیه تولید نیز محسوب می‌شوند و بدون آنان نمی‌توان بر تولید ملی تکیه زد...

در کنار آن کالاهای لوکس نیز دیده می‌شود و غیر از کالاهای لوکس کالاهای غیرضرور نیز به هر طریق و با ارزهای مشکوک و رانتی وارد کشور می‌شوند. در کنار این امور باید به ضرورت واردات دارو خصوصاً در زمان کرونا توجه نمود. 
واکسن و سرم‌هایی که می‌بایست در داخل تولید می‌شدند و نشدند. اختاپوسی در این بین در لابلای اقتصاد ایران لانه کرده است. هرکجا نظر می‌اندازیم، یک سلطان نشسته است و تجارت را سکانداری می‌کند و دست آخر آدرس آن را می‌توان در بدنه دولت یافت نمود. در مسیر برخورد‌های قضایی با مصائب اقتصادی رشد دستگیری‌ها از بدنه دولت خودنمایی می‌کند؛ رشدی که با سکوت مجلس همراه بوده، چراکه مجلس دستگاه نظارت بر دولت است و باید بر عملکرد وزرا نظارتی اصولی و بدون اغماض داشته باشد. 
روابط نماینده و وزیر به یک بحران بزرگ تبدیل شده است. نماینده ای که برای گرفتن امتیاز، شاید برای حوزه انتخابیه خود و شاید برای افرادی خاص ناچار به ایجاد رانت است. در مقدمه این رانت باید به لابی‌های رأی اعتماد مجلس به دولت توجه نمود که کدام وزیر برای جلوس بر صندلی وزارت تلاش غیراصولی می‌کند و کدام نماینده برای رأی اعتماد اکثریت لابی‌ها را تشکیل می‌دهد. 
ما این روزها مشکل بزرگی در روابط داریم. روابط ناسالم بزرگ‌ترین آسیب را به سیاست‌ها و اقتصاد و معیشت ملت وارد کرده است. پر واضح است که ناکارآمدی قانون و عدم اصلاح آن توسط قانونگذار باعث شده تا مسیر‌های شفاف منتهی به توسعه عدالت مسدود شود و مبحث دور زدن چه در روابط خارجی و چه داخلی 
بحران آفرین گردد.
اینکه کشور متکی به واردات است، به معنای مرگ تولید داخلی است. علی رغم تمامی آنچه درمورد تولید تذکر داده می‌شود، اما سنگ بزرگی به نام نبود اراده مانع توسعه یافتگی می‌شود. در کنار رشد واردات باید به رشد مهاجرت از کشور نیز توجه نمود. ما برای جوانان تاریخ گذشته اشتغال درست نکردیم؛ از طرفی اشتغال شاغلان پیر ما با تهدید همراه است و منابع سازمان تأمین اجتماعی در خطر است. در نبود تولید منابع مالی سازمان تأمین اجتماعی مورد تهدید قرار می‌گیرد؛ چراکه با کاهش آمار کارآفرینان، اشتغالی خلق نمی‌شود و شمار بیمه بگیران از شمار بیمه پردازان فزونی خواهد یافت. دولتی نیز بدهی سنگینی به سازمان تأمین اجتماعی دارد و قرار بود در بودجه 1400 مبلغی بالغ بر 150هزار میلیارد تومان به این سازمان پرداخت شود که گویا این رقم در مجلس به 89هزار میلیارد تومان کاهش یافته است. در واقع نمایندگان ملت علیه ملت و در حمایت از سیاست‌های دولت، این امید را برای رفاه جامعه هدف کور کرده اند. دولت حالا ابربدهکار به سازمان تأمین اجتماعی است و این سازمان مستقیماً با صنعت کشور در ارتباط می‌باشد و صنعت کشور به شدت آسیب دیده و به زانو درآمده است. رفع موانع تولید به نفع صنعتگران نیز در چاله بوروکراسی گرفتار شده و به وضوح موانع جدی و اصلاح نشده همچنان گریبان صنعت کشور را گرفته است. سهم تعاون در اقتصاد ایران کمتر از 2 درصد گزارش شده و این بدان معناست که مردم را در بازی اقتصاد و اشتغال به یاری نگرفته اند. 
باید دید با این شیوه رفتاری، دولت چه آینده ای را برای اقتصاد ایران ترسیم نموده است. آیا به جنگ بیولوژیک برای کاهش شدید جمعیت دل خوش کرده ایم تا از زیر بار مسئولیت‌ها شانه خالی کنیم؟

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی