[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۷۱
  • دوره جدید

انقلابی باشیم ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

شعار یکی از مهلک‌ترین سم‌ها و عمیق‌ترین زخم‌ها بر پیکره جوامع، خصوصاً جوامع انقلابی است. با شعار می‌توان چند سالی دوام آورد، اما اعتماد و اعتقاد لطمه بسیاری خواهد دید. لطمه‌دیدن اعتماد به این سادگی‌ها جبران نمی‌شود؛ چراکه اعتماد یک مقوله فرهنگی است و تربیت بین‌نسلی را مخاطب خود قرار می‌دهد. 
باید به‌سرعت از شعار فاصله بگیریم. اینکه مقامات کشور همچنان از فعل باید استفاده می‌کنند که باید فلان کار انجام شود و کمیته پیگیری مصوبات این باید‌ها را ندارند، نمی‌توان امید چندانی به بهبود داشت...

حالا یک سال از استقرار مجلس انقلابی می‌گذرد؛ باید دید کدام کار به سمت بهبود متمایل شده است. دولت سیزدهم نیز که فریاد انقلابی بودن سر داده در ورطه روزمرگی‌ها گرفتار می‌شود؛ چراکه اصلاحات انجام نشده است. درواقع زیرساخت‌های کار انقلابی فراهم نیست. با شعار هم نمی‌توان کار انقلابی کرد؛ چراکه مردم را 
ناامیدتر می‌کنیم. 
همین اصلاحات که یک ضرورت اجتناب ناپذیر بود را به شدت سیاسی کردند و گروهی دست چپ و گروهی دست راست ایستادند و با اصلاحات ساختاری مخالفت کردند. این مخالفت و سیاسی کاری نتیجه اش همین شد که فساد به صورت سیستماتیک در حال گسترش است. روزی نیست که حسب نیاز زمان دزدی دستگیر نشود. دزد‌ها در لانه دولت خانه کرده اند و گاهی پول، گاهی طلا و سکه و گاهی دارو و واکسن می‌دزدند. از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در معرکه تجارت و بدون ملاحظه خرید و فروش می‌شود. نظارت‌ها یا وجود ندارد یا کارساز نیستند! در واقع ناظران حریف آقازاده‌ها نمی‌شوند و کار به چند گزارش ختم می‌شود. 
کابینه سیزدهم تشکیل شده است، اما این وزرا دارای پیشینه ای در دولت‌های نهم و دهم هستند؛ دولت‌های نهم و دهم که خود پدیدآورنده تورم بوده اند و همین عناصر سکان داران کشتی طوفان زده اقتصاد ایران بودند. در واقع اعضای کابینه سیزدهم همان افراد قدیمی خودمان هستند که حالا با سیل انتقاد به دولت یازدهم و دوازدهم اما روحیه جهادی و انقلابی دوباره به میدان آمده اند تا خرابی‌ها را ترمیم کنند. در مجلس هم همین اتفاق افتاد. نمایندگان ادوار گذشته دوباره وارد مجلس شدند و جالب آنجاست که به گذشته خودشان هم انتقاد می‌کنند؛ غافل از اینکه تاریخ حافظه دارد. 
در حوزه نیرو امید چندانی به بهبود نداریم؛ چراکه نیروگاه هسته ای احداث نشده و این گناه را باید در چهار دهه گذشته و دولت‌های دوازده گانه جست و جو کرد و مورد واکاوی قرار داد. در حوزه صنایع و تجارت چون از دیپلماسی اقتصادی و سیاسی کارآمدی برخوردار نیستیم، نمی‌توان امید داشت که بدون تعامل با جهان روند تولیدات صنعتی رو به بهبود گذارد؛ مگر آنکه تعاملاتی با جهان اتفاق بیفتد. در حوزه گردشگری نیز درآمد و رونقی در راه نیست؛ چراکه مقاومت در برابر دیپلماسی فرهنگی سیاسی ادامه دارد. در حوزه بهداشتی استاندارد‌های جهانی را رعایت نمی‌کنیم. همین موضوع واکسیناسیون باید مطابق نظر سازمان بهداشت جهانی باشد؛ در غیر این صورت ورود و خروج تجار و مسافران با زحمت و ممانعت توأم می‌شود.
باید پذیرفت ما نیروگاه هسته ای نساخته ایم که توقع داشته باشیم مشکلات برقی حل و فصل شود. بهبود روند دیپلماسی نداشته ایم که فکر کنیم اقتصاد ایران از تحریم خارج می‌شود و معیشت ملت بهبود پیدا می‌کند. پس همه وعده‌ها شعار‌های تکراری است؛ چراکه در مسیر جنگ قرار گرفتن هزینه دارد. جنگ‌های نوین هم نیازی به لشکرکشی و تیر و ترقه ندارد؛ همین کرونا یک جنگ تمام عیار بود که بعضی دولت‌ها از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کردند و پای مردم را به معرکه دفاعی کشاندند. در کشور ما علاوه بر اینکه تلفات سنگینی وارد شد؛ اما کشته‌ها شهید محسوب نشدند. هرچند ملاک بر سرکوب کرونا بود و کشور باید حالت دفاعی و پدافندی می‌گرفت، اما سناریوی تعریف شده به گونه ای بود که آغاز جنگ با سکوت و تکذیب همراه بود و در ادامه از کشته‌ها 
پشته ساختند. 
پدافند کرونایی حالا به یک تجارت بزرگ تبدیل شده است؛ جنگی نیمه عریان که دم خروسش بیرون زده است. بخش‌های درمانی ما آمادگی برخورد با موج‌های پی در پی را ندارد اما اخبار حکایت از روان سازی امور دارد. واکسیناسیونی که باید مطابق زمان‌بندی جهانی اتفاق می‌افتاد و نیفتاد. تولیدات داخلی هم یا سراب بود یا به موقع وارد بازار نشد؛ اما هرچه بود پیک پنجم کشتار عظیمی کرد. در این گیر و دار سرم که ابتدایی ترین درمانگر در بخش‌های اتفاقات محسوب می‌شود، نایاب اما با قیمت‌های نجومی در دسترس بود. کار به واردات سرم کشید و این نشان داد تا چه حد متکی به واردات هستیم. 
با همه این اوصاف باید از شعار فاصله جدی بگیریم. کار انقلابی هرچه هست اما اینگونه نیست که بعضی تظاهر می‌کنند. کار انقلابی به معنای حل مشکلات فوری ملت و جلب اعتماد آنان است. دوباره باید فرهنگ را بسازیم و از مفاسد فاصله بگیریم. آیا این امکان وجود دارد؟ 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی