[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۷
  • دوره جدید

تباهی، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی- روزنامه‌نگار:

زنجیره‌ای از بحران‌های اجتماعی می‌تواند ارکان هر جامعه‌ای را به سمت فروپاشی سوق دهد. در میان همه بحران‌هایی که در کشاکش آنها گرفتار آمده‌ایم، چالش اعتیاد هم علت است و هم معلول. بدین معنا که از سلسله ناکامی‌ها تغذیه کرده و جان می‌گیرد و زمینه‌ساز بروز آسیب‌های مهلکی می‌شود. برای رویارویی با این‌گونه ابرچالش‌ها نمی‌توان با راهکار تحکم‌آمیز و دستورات قهری به سمت‌وسوی شرایط مطلوب رهسپار شد؛ بلکه باید رشته اقدامات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری را به‌صورت متوازن به کار بست و منتظر نتایج ماجرا ماند...

بهره برداری از خرد جمعی، ایجاد زیرساخت‌هایی برای عقده گشایی، استفاده از شیوه‌های علمی و کاربردی درمان روج و جسم و مهم‌تر از همه تلاش برای ریشه کنی فقر از مهم‌ترین اقداماتی ارزیابی می‌شوند که می‌توان از آنها برای ریشه کنی اعتیاد یاد کرد.
با مطالعه تاریخ چهل سال اخیر درمی‌یابیم که کارنامه جمهوری اسلامی ایران در زمینه مبارزه با اعتیاد فراز و فرودهای بی‌شماری داشته است. از یک سو با عملکرد درخشان و جان‌فشانی‌های قوای انتظامی و اطلاعاتی کشور روبه‌رو هستیم که برای سالیان متمادی رتبه نخست کشف و امحای انواع مخدر را در جهان از خود کرده و از سوی دیگر با انبوهی از معتادان متجاهر و تفننی در اقصی نقاط کشور مواجه می‌شویم که هر روز بیشتر در گرداب اعتیاد قربانی می‌شوند. با مشاهده این رویه به این نتیجه خواهیم رسید که چشم انداز عملکرد ما در حوزه مقابله سخت درخشان است ولی در برهه ای که به مفاهیم نرم افزاری و دانش بنیان می‌رسیم، از دانش اساتید و کارشناسان این عرصه برای مقابله و پیشگیری از اعتیاد بهره برداری لازم را نکرده ایم و این مسئله سبب شده تا با ابربحران‌هایی نظیر اعتیاد زنانه، اعتیاد دانش‌آموزی، اعتیاد همسران و پدیده‌های مذمومی از این دست روبه‌رو باشیم.
بر اساس اسناد بالادستی هیچ ارگان و هیچ جناحی در مقابله با آسیب‌های اجتماعی بی مسئولیت و خنثی نیست و تمامی دستگاه‌ها و نهادها وظیفه دارند در زمینه مبارزه هوشمندانه با اعتیاد و درمان معتادان گام بردارند. حال پرسش‌هایی مطرح می‌شود. آموزش و پرورش ما در کتاب‌های درسی تا چه اندازه این ابربحران را به صورت علمی و عملی برای دانش اموزان کالبدشکافی می‌کند و در زمینه آگاهی آنها از مواد مخدر و آسیب‌های مهلک آن نقش دارد؟ آیا دستگاه‌هایی نظیر بهزیستی از امکانات لازم برای جمع‌آوری و درمان بیماران برخوردار هستند و آیا نظارت کافی بر کمپ‌های ترک اعتیاد صورت می‌گیرد تا معتادان را به افرادی بزهکار و جانی تبدیل نکنند؟ نقش شورا و شهرداری‌ها در این زمینه چیست؟ آیا مدیریت شهری که بی واسطه از درآمدهای مردمی برخوردار است، راهکارهای هوشمندانه ای برای مقابله با این بجران برگزیده است؟
پاسخ این پرسش‌ها در یک نگاه کلی آشکار است. نگاهی به پستوهای کلان‌شهرها داشته باشیم؛ جایی که معتادان با سرنگ‌های مشترک نوشداروی مرگ را تزریق می‌کنند. با وخیم شدن وضعیت اقتصادی جامعه بر شمار معتادان افزوده خواهد شد و همه جامعه به نوعی تاوان آن را پس می‌دهند. زنجیره ای از بحران‌های اجتماعی می‌تواند ارکان هر جامعه ای را به سمت فروپاشی سوق دهد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی