[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۹
  • دوره جدید

جنجال در کاخ جشنواره، روزنامه شیراز نوین

راد به میدان آمد
سعید راد سابقه کار طولانی با مسعود کیمیایی دارد و قسمت عمده‌ای از موفقیت خود را در عرصه سینما وامدار کارگردان گوزن‌هاست. وی در خصوص حواشی فیلم سینمایی «قاتل اهلی» نیز گفت: آقای کیمیایی استاد بنده و دیگران هستند و حق بزرگی بر سینمای ایران دارند. چطور می‌شود که امروز اینگونه به او توهین می‌شود؟ این جرئت‌ها را چه کسانی از کجا می‌آورند که جلوی او می‌ایستند؟ فیلم آخر ایشان را ندیده ام اما ایشان 2سال پیش روی من فیلمنامه‌ای نوشته بود که به هر دلیلی تولید نشد به اسم «دست تنها»! قصه براساس من بود و قرار بود پولاد کیمیایی هم در فیلم بازی کند. من با پولاد هم صحبت کردم و گفتم نباید انقدر به پدر وابسته باشی و باید سعی کنی مستقل شوی. متأسفانه اطمینانش تنها روی پدرش است و اعتماد به نفسی که دارد را به کار نمی‌گیرد. این بازیگر با انتقاد از پرویز پرستویی گفت: امروز از اینکه حرمت بزرگان سینما چون کیمیایی را نگه نمی‌داریم، ناراحتم. از پرویز پرستویی انتظار نداشتم؛ هرچه قدر هم دلگیر بود نباید چنین تند برخورد کند! من او را با اخلاق خوبش می‌شناختم.
وی درخصوص این دوره از جشنواره گفت: فیلم «اِو (خانه)» برای من بسیار جالب بود. این فیلم به نوعی سینمای نئورئالیست ایتالیاست. کستینگ فیلم حیرت انگیزاست و نمی‌توان از کنار آن ساده گذشت. من نه ترکی بلد هستم و نه آشناییتی با عوامل فیلم دارم. اما به همه پیشنهاد می‌کنم از تماشای یک سینمای خوب لذت ببرند. وی افزود: اما امشب فیلمی دیدم که اصلا سینما نیست. «شماره 17 سهیلا» که اصلاً قابل درک نبود و اصرار دارند مخاطب از دیدن آن بخندد. وقتی بزرگانی مثل آقایان تقوایی، کیمیایی، شما، حاتمی کیا و... فیلم نسازند این می‌شود.
فراستی وارد می‌شود
برنامه هفت در ادامه در میزگرد‌های بررسی آثار جشنواره به نقد فیلم‌های سینمایی جشنواره سی و پنجم پرداخت. در ابتدا قطبی زاده درخصوص فیلم سینمایی «شماره 17 سهیلا» گفت: من احساس کردم در این فیلم تعمدی وجود دارد. اولاً شروع فیلم و بازیگر اصلی آن خانم داودنژاد برایم جالب بود. فیلم اصلاً سعی نداشت لوکس، شیک و دلبرانه باشد. فیلم ایده بود. یک ایده خوب داشت که در 1ساعت اول تنها با این ایده بازی می‌کرد. طرح موضوع خوب بود، پرداخت در مواردی خوب بود. اما در جاهایی زیادی از حد فیلم را شل گرفته بود. نورپردازی، بلندی برخی پلان‌ها و... اذیت‌کننده بود. فیلمی بود که تا حدی 50-50 بود و حالتی میانه داشت.
در ادامه مسعود فراستی نیز گفت: ایده برای بیرون است. فیلمساز عزیز ما پیش خود گفته وای عجب ایده‌ای! همین و تمام. یعنی ایده اصلاً مسئله اش نشده و از سینما هم چیزی نمی‌داند. در نمایی از فیلم در یک کافه، یک سوم قاب از پایین پر است و دو سوم قاب از بالا خالی است! این یعنی چی؟ کارگردان می‌گوید خواستم کاراکتر از فیلم بیفتد و تعمدی است. اما اصلاً بی معنی و بد است. ایده که می‌آید تازه باید شروع شود. باید با آن مأنوس شوی. معلوم است فیلمساز نه آشنایی با زن دارد و نه دغدغه مسئله و دارد تمرین فیلمسازی می‌کند؛ از دوربین رو دست‌های بی معنی تا قاب بندی‌های غلط! فیلم کاراکتر نمی‌سازد. در صورتی که این زن می‌توانست، دردش، تنهایی اش و مسئله مهمش یک کاراکتر مستقل شود. قطبی‌زاده نیز گفت: البته در پلان سکانس‌هایی از فیلم که بابک حمیدیان بازی می‌کرد، بازی خوبی داشت و بجا بود.
قطبی زاده در نقد فیلم سینمایی «دعوتنامه» ساخته مهرداد فرید نیز گفت: این فیلم برایم مفرح بود و تا آخر نشستم و خوشحال که این فیلم را دیدم؛ برای اینکه خیلی ابتدایی بود و هیچ چیز از قصه، کارگردانی، بازی و... نداشت و همین فضای کمدی ناخواسته‌ای ایجاد کرده بود که بسیار بخندم. یک ایده با روایت بد فیلم فارسی!
مسعود فراستی نیز در خصوص این فیلم گفت: شخصیت مرد فیلم مقواست. جامعه فقیر مفلوک بدبخت و... . اصلاً نمی‌فهمم فیلمساز کِی زندگی می‌کند، کجا زندگی می‌کند، چرا زندگی می‌کند؟ فیلم خیلی خیلی بدی شبیه به فیلم فارسی‌های دهه ۳۰ است. مهرداد فرید جسارت فیلمسازی ندارد و فکر می‌کند یک موضوع یا قصه جنوب شهر می‌تواند فیلم را نجات دهد! مشخص است از فیلم اول تا این فیلم هیچ فیلمی ندیده است و کارگردانی یاد نگرفته است. فیلم اساساً قصه ندارد و دارد هیچی را می‌پیچاند. این حس به مخاطب دست می‌دهد که پایان فیلم از ابتدا معلوم است!
قطبی زاده نیز خاطرنشان کرد: فیلم به شدت شعار می‌دهد. از آن شعارهایی که قرار است شعارهای سیاسی و اقتصادی باشد و اساساً فیلم خیلی بدی است. اما چون کارگردان زبان قصه و سینما را بلد نیست و مرز اغراق در بازی‌ها و هدایت بازیگر را نمی‌داند، فیلم این چنین می‌شود. به نظرم اشکال از کارگردان است، همین قصه را می‌توان بهتر تولید کرد. فیلم بیش از پایان معلوم، معلول بود.
دعوت به صلح و دوستی
پژمان بازغی، دیگر میهمان «هفت» بود. وی درخصوص فیلم‌های خود در جشنواره سی و پنجم فجر گفت: امسال با 3فیلم از 3کارگردان زن در جشنواره حاضر هستم. انتخاب هایم براساس فیلمنامه است و ارتباطی با کارگردان خانم بودن آنها ندارد. به نظرم می‌رسد انتخاب‌هایم درست بوده و هر دو فیلم بخش مسابقه ام یعنی «اسرافیل» و «فصل نرگس» فیلم‌های خوب، احساسی و با لایه‌های زیرینی هستند. فیلم‌هایی با هیاهوهای الکی نیستند.
وی ادامه داد: معتقدم دعوای بین جشنواره و انجمن منتقدان به نظرم به ضرر سینمای ایران است و به نظر می‌رسد باید طی تجربه 35ساله جشنواره فجر، بخش‌هایی از آیین نامه این رویداد سینمایی اصلاح شود و فیلم‌ها صادقانه برای بخش مسابقه جشنواره کاهش یابد. اتفاق خوبی هم که امسال افتاد این بود که بخش «فیلم اول» حذف شد و این بی معنی بود و هرکسی که فیلم می‌سازد، فیلمساز است و اول و دوم در آن معنی ندارد.
بازغی درخصوص ساخته جدید آیدا پناهنده گفت: نکته خوب خانم پناهنده این بود که با وجود اینکه فیلم «ناهید» در جشنواره‌های متعدد جهانی حضور یافت، اما متأثر از این جوایز قرار نگرفت و فیلم خود را در «اسرافیل» ساخته است. ژانر سینمای اجتماعی بیش از هر چیزی در انتخاب‌های سینمایی ام مهم است. کار هنرمند این است که بخشی از جامعه اش را منعکس کند. لذا گمان می‌کنم با ساخت فیلم اجتماعی بخشی از دغدغه‌های مردم را تولید می‌کنیم که ماندگاری و تأثیرگذاری بیشتری بر مردم دارد. البته فیلم‌های بفروش هم بازی کرده ام و مثلاً سال گذشته با فیلم «بارکد» در جشنواره حاضر شدم. اما به طور کلی دغدغه اولم فیلمسازان اول 
است.
این بازیگر درخصوص تجربه کارگردانی در سینما گفت: آرزوی این را داشتم که در 40سالگی اولین فیلمم را بسازم اما حس می‌کنم هنوز ولع بازی در نقش‌های جدید را دارم. اما اگر روزی فیلم بسازم، هرگز در آن بازی نخواهم کرد و تمام تمرکزم را بر فیلمنامه و کارگردانی خواهم گذاشت. به نظرم ما قصه‌های ساده‌مان را در سینما فراموش کرده ایم.
حساسیت به آوینی
مسعود فراستی در ادامه به نقد مستند «انحصار ورثه» درباره زندگی شهید آوینی پرداخت. وی گفت: من غیر از مسئله فیلم مستند و ساختار آن، به سوژه یعنی مرتضی آوینی هم حساسیت زیادی داشتم. با این حساسیت زیاد در حین تماشای فیلم، اذیت نشدم. در صورتی که منتظر بودم اذیت شوم. فیلم علی رغم ضعف‌ها و لَختی‌ها در بیان و میزانسن‌ها، اما حرف‌هایی می‌زند که برایم اذیت‌کننده نیست و تازگی دارد و با تمام حجب و حیاها، روایتی تازه از آوینی را تشریح می‌کند که قبول دارم. قطبی زاده نیز در این خصوص بیان داشت: من وقتی فیلم را در جشنواره سینماحقیقت دیدم، برایم خیلی جالب بود کسانی دارند آوینی را از شمایل اسطوره‌ای درمی‌آورند و حرف‌های تازه می‌زنند که از نزدیک‌ترین دوستان و رفقایش بوده‌اند! نظیر تو، حاتمی کیا و... . در این فیلم حرف‌های حاتمی کیا برایم به شدت تکان دهنده بود. خود فیلم یک مستند پرتره معمولی است. این در محتوا و قصه خیلی خوب مانور داده است اما اجرا، ظاهر و مونتاژ فیلم بسیار ساده 
آمد.
فراستی نیز نهایتاً بیان داشت: به نظرم صادق زیباکلام به کل در این فیلم پرت است. چون نه مرتضی را می‌شناسد و نه مسئله مرتضی را دارد. من طرفدار این هستم که آقای قوچانی درباره فیلم حرف بزند، چون نظر دارد اما این شخص اساساً هیچ ربطی به ماجرا ندارد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی