[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۹
  • دوره جدید

انقضای برجام، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

شاید برجام آن خاصیت گذشته خود را نداشته باشد. گذر زمان بسیاری مسائل را روشن کرد؛ خصوصاً که بعضی اقتصاد‌های بزرگ در حال خردشدن هستند و بعضی اقتصاد‌های خرد در حال برچیده‌شدن. مثلاً اقتصاد بزرگ آمریکا در حال خرد شدن است؛ چراکه زیادی بزرگ شده و از سود‌های کلان فاصله گرفته است. اقتصاد متکی به بخش‌های خصوصی آمریکا این روزها در رقابت با اقتصاد جهانی، تشخیص داده که باید به سمت کوچک‌شدن و رفع توقعات بزرگ جهانی حرکت کنند. مدل اقتصاد نوین مدلی است که آمریکا در افغانستان پیاده نموده است...

خروج فیزیکی و کاهش هزینه‌های سربار و البته واگذاری امور اجرایی به نیروهای بومی و کاهش انتظارات قطب‌های تحول خواه سنتی و نیز تمرکز جمعیت و کاهش تقاضا برای مهاجرت. واکاوی پرونده لیدرهای تحول‌خواه نشان می‌دهد این لیدر‌ها تحت تأثیر سیاست‌های برون مرزی و فشارهای درون مرزها با انگیزه اصلاحات هستند و قادرند در مقطعی از زمان با ایجاد هیجان، ملت را با خود همراه کنند.
اگر خوب به اقتصاد آمریکا توجه کنیم، این اقتصاد را می‌توان به عنوان مخلوقی از اقتصاد یهود بررسی کرد. جمعیت آمریکا یک جمعیت چندملیتی است و اقتصاد مستقر در آن کشور نیز چندملیتی با محوریت اقتصاد یهود است. به خاطر داشته باشیم زمانی آمریکا مستعمره انگلستان بود و در مقطعی از زمان به لحاظ سیاسی دچار فروپاشی و اقتصاد آن با رویکری نوین پایه‌گذاری شد.
قبل و همزمان با پیروزی متفقین در جنگ دوم جهانی، اقتصاد یهود باعث شد اقتصاد در ایالات متحده آمریکا شکل دیگری به خود بگیرد. آمریکا در نیمه راه جنگ جهانی با قدرتی غیر قابل انتظار وارد میدان نبرد شد که کفه قدرت را به سمت متفقین سنگین کرد. در واقع یهودیانی که از میدان هلاکت نازیسم گریخته بودند، در این کشور اجتماع کرده و نقشه سرنگونی پیشوای آلمان و متحدینش را کشیدند.
آمریکا به جای انگلیس بر شمار مستعمرات خود پس از پایان جنگ افزود. جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شد. پیمان ورشو و ناتو بیانگر همین تقسیم بندی جهانی بود. در این بین رویارویی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در صدر اخبار سیاسی اقتصادی جهان بود. انگلیس به شمار کشور‌های اتحادیه اروپا پیوست و از هزینه‌های سنگین لشکرکشی به مناطق جهان شانه خالی کرد. هرچند حضور آن در پیمان ناتو محسوس و ملموس بود. در سال‌های جنگ سرد که با اشغال بعضی کشور‌ها و تبدیل آن به نیمه شرقی و غربی همراه بود، شوروی هزینه‌های سنگینی در بعد نظامی پرداخت. آخرین حضور مستقیم نظامی اتحاد جماهیر شوروی شاید در افغانستان بود. هزینه‌های سربار باعث خروج این کشور از افغانستان شد، اما تفکر برجای‌مانده از سلطه نظامی همان تفکر استعمار نو در غارت منابع این کشور بود.
اتحاد جماهیر شوروی در همان سال‌ها تصمیم به خرد نمودن اقتصاد خود گرفت. کشور روسیه با تمرکز بر جمهوریت شکل گرفت و دکترین اقتصادی با دیپلماسی فراگیر آغازبه‌کار کرد.
کشورهای کمونیستی چون چین از جمله هم پیمانان اقتصادی روسیه هستند. پایه گذاری منطقه اوراسیا و نفوذ حوزه یورو یکی از برنامه‌های اصلی این دو کشور در منطقه شرق است. هرچند خلاصی از دلار به موازات پوند کار چندان آسانی نیست.
چین نیز محور برنامه‌های خود را بر دیپلماسی اقتصادی پایه گذاری نمود و کشورگشایی خود را با نفوذ تولیدات انبوه آغاز کرد. تولید علم و تکنولوژی دستاورد بزرگ چین بود. چین توانست اقتصاد بزرگ غرب را به رویارویی سختی دعوت کند. جنگ سرد وارد فاز جدید خود شده بود و رقابت بنیان‌براندازی درگرفته بود. محصول این نبرد در دو سال گذشته و تهدیدات سخت فی‌مابین دو بلوک به انتشار کووید 19 ختم شد که به نوعی آغازگر جنگ جهانی سوم و وارد آوردن تلفات خاموش و سنگینی گردید؛ جنگی که دامنه آن دوست و دشمن نشناخت.
سال‌های سال بود که درمورد آلودگی زمین و ازدیاد جمعیت سخن گفته می‌شد و راهکارهای بسیاری موردتوجه قرار گرفت. تولیدات تسلیحاتی و میکروبی بیانگر آغاز جنگ‌های بزرگی بود که مخالفت‌های مردم در نقاط مختلف جهان را به همراه داشت. پیام مردم پایان خشونت و جنگ و دستیابی به رفاه و آسایش بود. در این میان دو بلوک غرب و شرق بر این باور که ملت‌ها زیر بار جنگ‌های جهانی و منطقه ای نمی‌روند، دامنه جنگ سرد را به جنگ بیولوژیک کشاندند.
هرچند دستیابی هرکدام به ویروس و پدافند در مقابل آن نوعی پیروزی محسوب می‌شود، اما انگار شرقی‌ها توانستند در این میدان پیش دستی کنند. پیش دستی که به شلیک موشک‌های بالستیک دارای کلاهک هسته ای ربطی ندارد و شاید به دوران گذر از نبردهای موشکی اطلاق شود.
حالا تمامی معادلات اقتصادی جهان دچار تغییر شده است. نه نفت می‌تواند فروش آنچنانی و تأمین کننده نیازهای اقتصادملی را داشته باشد و نه صنعت بزرگ گردشگری. در واقع اقتصاد جهان با انتشار یک ویروس زمین‌گیر شد. به طور قطع کلید خاتمه این جنگ نیز در اختیار ابرقدرت‌هاست و تاریخ خاتمه جنگ نیز پیش بینی شده است، اما باید دید کدام کشور در این میدان پیروز واقعی است.
کشوری که بیشترین پادزهر را فروخته و فروشنده اصلی مواد اولیه آن بوده است. دراین بین هم کشتار خاموشی را شاهد بودیم و هم درآمدهای سرشاری را برای خواص که در هر صورت باید به حال ملت‌ها تأسف خورد و اشک ریخت.
از این جهت و همانطور که در ابتدای مقاله اشاره شد، می‌توان با این پیش فرض که اقتصاد جهان تغییر ماهیت داده است، برجام را فرمولی غیر قابل تأثیر ارزیابی نمود. کش‌دار شدن مذاکرات خود حدیثی دگر از این ماجرا نقل می‌کند. شاید اگر برجامی در کار باشد، باید با تغییر ماهیت نسبت به گذشته به مذاکره گذاشته شود؛ هرچند اگر مذاکره ای برای توافق در بین باشد یا طرح این سؤال که کدام توافق و بر سر کدامین موضوع؟ 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی