[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۸
  • دوره جدید

طلوع عاشقانه‌های حماسی، روزنامه شیراز نوین

داستان فیلم سینمایی «روز سوم» داستانی عاشقانه در بستر حصر خرمشهر است و ماجرای عاشقانه بین یک فرمانده عراقی و زنی ایرانی است. به گزارش فارس،کم نیستند فیلم‌های سینمایی دفاع مقدسی که جنگ را از زاویه خاص خودشان و آنچه در آن برهه به عنوان دغدغه از آن یاد می‌شد، روایت کردند. فیلم‌هایی که یکی در میانه جنگ رقم می‌خورد و دیگری آسیب‌های جنگ و بعضی هم اسیر شدن رزمنده‌ها توسط عراقی‌ها را نشان می‌داد. اما فیلم سینمایی «روز سوم» به کارگردانی محمدحسین لطیفی علاوه بر اینکه اولین تجربه کارگردانی لطیفی در این ژانر بود، شاید یکی از آثار ماندگار او در این قالب باشد. در این گزارش، سکانس‌های ملتهب و نحوه ساخت فیلم در فضای جنگی را در گفت‌وگو با تهیه کننده «روز سوم» بررسی خواهیم کرد. داستان این فیلم برداشتی آزاد از یک ماجرای واقعی است با این تفاوت که در آن داستان واقعی همه شخصیت‌ها زنده می‌مانند اما در فیلم روز سوم نه. حمید زرگرنژاد نویسنده و مستند ساز، مستندی با نام روز سوم قبل از ساخت فیلم سینمایی آن ساخته بود و در اصل می‌توان گفت فیلم روز سوم را از روی مستند زرگرنژاد ساختند. پوریا پورسرخ در این فیلم نقش رضا را بازی می‌کند و اغلب بازیگران این فیلم سینمایی دارای لهجه جنوبی هستند. برزو ارجمند در سکانس ابتدایی فیلم به طور موقت از زندان آزاد می‌شود. او چند سال پیش به طور سهوی با ماشین کسی را زیر می‌کند و او می‌میرد و خانواده‌اش رضایت نمی‌دهند و همین باعث می‌شود تا او به زندان بیفتد. امیر از هم محله‌ای‌های قدیمی خانواده رضا است و رضا خواستگار خواهرش بوده است. بخش مهمی از این فیلم به مقاومت مردم خرمشهر در مبارزه با سربازان عراقی می‌پردازد. تصاویری از جنگ در خط مقدم و اسلحه به دست‌هایی که اغلب مرد هستند و در بین آن‌ها خانم‌هایی با اسلحه هم دیده می‌شود. سربازان عراقی با تانک و سلاح‌هایی که در دست دارند سعی دارند تا این شهر را محاصره کنند. رضا با بازی پوریا پورسرخ در میانه نبرد با دشمن عراقی به فکر خواهرش می‌افتد که با پای شکسته در خانه مانده است. به دنبال سمیره می‌رود اما در راه بازگشت از خانه به سمت پناهگاهی که در نظر دارند، با اتفاق‌هایی روبه‌رو می‌شوند. این فیلم سکانس‌های ملتهبی را از جنگ میان ایران و عراق نشان می‌دهد و با برخی از این سکانس‌ها احساسات مخاطب را جریحه‌دار می‌کند. سمیره به خاطر شکستگی پا نمی‌تواند به درستی راه برود و فرار کند. در شرایطی که هر لحظه ممکن است دشمن وارد خانه آن‌ها شود، زمان زیادی ندارند و سمیره از رضا می‌خواهد تا او را بکُشد اما رضا فکر دیگری به سرش می‌زند و تصمیم می‌گیرد برای در امان ماندن خواهرش از دست سربازان عراقی، سمیره را در باغچه حیاط خانه‌شان خاک کند تا بعد از رفتن آن‌ها به سراغش بیاید.با اینکه بهداد در این سال‌ها نقش‌های متفاوتی را بازی کرده است اما شاید بازی در نقش فؤاد معلم یا فؤاد که فرمانده سربازان عراقی است، جای دیگری از کارنامه کاری او را به خود اختصاص دهد. او در این فیلم با گریم ویژه‌ای که داشت و از همه مهمتر لهجه ایرانی - عراقی که برایش انتخاب شده بود، به خوبی در قامت یک سرباز عراقی نشسته بود. 
بخشی از این فیلم به روابط دوستانه بین رضا و هم محلی‌هایش برمی‌گردد. مجید یاسر، شهرام قائدی، مهدی صبایی، برزو ارجمند، مرتضی زارع، مالک سراج از این افراد هستند که تا لحظه آخر پای همدیگر می‌ایستند و برای زنده ماندن یکدیگر تلاش می‌کنند. در سکانس‌های پایانی فیلم همه این‌ها در کانالی پناه می‌گیرند و هر کدام برای وداع با عزیزترین زندگی‌شان صحبت می‌کنند. در کنار اینکه فیلم در ژانر دفاع مقدسی ساخته شده است اما در سکانس‌های مواجهه با این جمع دوستان قدیمی رگه‌هایی از شوخی و طنز دیده می‌شود که در آن شرایط بحرانی مخاطب را به خنده وادار می‌کند. 
این فیلم در دوره ۲۵ جشنواره فیلم فجر موفق شد در بخش بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول زن بدرخشد. همچنین «روز سوم» در یازدهمین جشن خانه سینما در بخش بهترین جلوه‌های ویژه میدانی تندیسی دریافت کرد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی