[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۶۸
  • دوره جدید

زندان خلوت ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:
این روزها بحث بر سر اشتغال زندانیان گرم است؛ زندانیانی که پس از آزادی و اتمام دوران محکومیت باید به جامعه بازگردند و چون جامعه با دیده تردید به آنان می‌نگرد، طبعاً نمی‌توانند به‌لحاظ اقتصادی سر پا بایستند و دوباره باید به همان کار خلاف مشغول شوند تا اقتصاد خود و خانواده را تأمین کنند. در واقع راهی به‌جز بازگشت به کار خلاف باقی نمی‌ماند.
البته باید دید افراد به چه علت راهی زندان شده‌اند. بعضی جرائم غیرعمد در کشور ما موردحمایت خیران قرار می‌گیرد و بسیاری از خیران برای آزادی زندانیان جرائم غیرعمد پیش‌قدم می‌شوند...

اما باید دید این افراد به چه مشاغلی اشتغال داشته اند و آیا موضوع اشتغال آنان و کساد و ورشکستگی باعث به زندان رفتن آنان شده است یا تعاریف دیگری از جرائم غیرعمد وجود دارد. 
به طور مثال اگر فردی به صورت غیرعمد باعث مرگ فرد دیگری شده باشد یا در یک نزاع موجب مرگ دیگری شده باشد را چگونه باید تفصیر نمود و آیا جامعه نسبت به این فرد که کنترل خشم ندارد، به دیده اغماض خواهد نگریست؟ در کنار این موضوع باید به اقتصاد خانواده زندانیان توجه نمود؟ زندانیان از کدام دسته و با 
چه جرائمی؟ 
به طور مثال زندانیان مواد مخدر و نه آن دسته از معتادان تابلو که در زندان به سر می‌برند و دارای خانواده می‌باشند، چه سرنوشتی در این بین دارند؟ خانواده‌هایی که به صورت سلسله وار خرید و فروش مواد مخدر را انجام می‌دهند و فروش مواد مخدر و قاچاق آن در خانواده موروثی و دارای سلسله مراتب است که با زندانی شدن پدر خانواده، برادر یا فرزندان او کار فروش را 
دنبال می‌کنند. 
فروش مواد مخدر از آن دسته فعالیت‌های مخرب اجتماعی است که عرضه آن به نوع و میزان تقاضا بستگی دارد. هرچه گروه‌های آلوده کننده در جامعه بی‌پروا به جذب مشتریان اقدام کنند، واحد توزیع مواد مخدر فعالانه تر عمل می‌کند و به مشتریان جدید و قدیم سرویس می‌دهد.
برای کاهش جمعیت زندانیان مواد مخدر نیازمند سرمایه‌گذاری فرهنگی هستیم تا در گروه تقاضا کاهش ایجاد کنیم. شمار زندانیان و خانواده نیازمند آنان در این حوزه باید سرآمد شمار زندانیان باشد؛ چراکه ما در این مقوله به زندانیان سیاسی و آمارهای آنان نخواهیم پرداخت. زندانیان مواد مخدر و مشتقات آن که شامل سرقت، آدم ربایی، فروش سلاح و مشروبات الکلی و احیاناً فحشا می‌شود، به طور حتم دارای بیشترین جمعیت در زندان‌ها هستند. جرائم غیرعمد نیز به تازگی رشد قابل توجهی یافته است که بیشتر شامل زندانیان مهریه یا چک و تصادف می‌باشد. 
این نوع زندانیان دارای آبرو باید از احکام جایگزین حبس استفاده کنند و قضات باید برای این نوع جرائم احکام دیگری غیر از حبس صادر کنند. اگر ما در این بین مشکلات قانونی داریم، باید با فوریت به اصلاح قانون اقدام کنیم؛ چراکه عدم اصلاح قانون باعث ازدیاد جمعیت زندانیان می‌شود. 
طرح زندان باز شاید از یکی دو دهه گذشته بر سر زبان‌ها افتاد اما باید دید زندان باز تا چه میزان مورد استقبال قضات قرار گرفته و قوه قضائیه برای اجرای آن تا چه میزان اهتمام داشته است. یا استفاده از دستبند‌های ردیاب الکترونیکی که افراد را در حبس خانگی یا یک موقعیت جغرافیایی محدود می‌کرد.
به طور قطع زندان برای افراد خشن و غیر قابل کنترل لازم است اما نیازی نیست هر شهری دارای زندان باشد و آسیب‌های آن به شهروندان برسد. زندان‌ها را باید در مناطق دوردست و بدآب‌وهوا ساخت؛ مناطقی که دسترسی به آن سخت و حضور در آن طاقت فرسا باشد تا از میل به جرم در افراد کاسته شود. اینکه زندانی در شهر شیراز یا سایر شهرهای بزرگ فارس بسازیم و آماده پذیرایی از متخلفان و ناقضان امنیت عمومی باشیم، کاری بس اشتباه است. به نظر می‌رسد زندان باید محدودکننده و به نوعی تنبیه کننده افراد باشد؛ نه اینکه از یک نفر یک باند و یک اتاق فکر بسازد. به نظر می‌رسد با کاهش آمار زندانیان و صدور احکام جایگزین حبس می‌توان هم از آسیب‌ها جلوگیری کرد و هم هزینه‌ها را کاهش داد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی