[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۶۴
  • دوره جدید

تعبیـر کابـوس نابـودگر، روزنامه شیراز نوین

اشاره:قیام هوش مصنوعی علیه انسان محال نیست. منطق مطلق صفر و یک‌ها بر این حقیقت ناگوار پافشاری می‌کند که انسان با شتاب فراوان در مسیر انقراض و تباهی قرار گرفته و برای پیشگیری از زوال بشر چاره‌ای جز  متوسل شدن به تصمیمات سخت باقی نمانده است. برای ابرماشین‌ها کیفیت و ارجمندی زندگی انسان مطرح نیست و یگانه خواسته آن‌ها -مطابق برنامه‌ریزی‌هایی که ما انجام دادیم- به زنده ماندن بشر خلاصه می‌شود. در آینده نزدیک هوش مصنوعی به این ادراک خواهد رسید که محیط زیست از عملکرد سیاه ما به ستوه آمده و سیاره خاکی رفته رفته جایی برای بشر نخواهد داشت. به همین دلیل هسته مرکزی بی‌رحمانه دستور به حذف چند میلیارد از جمعیت انسانی را خواهد داد تا شاید با کاهش جمعیت بتوان از انقراض بزرگ جلوگیری کرد.
پیشگویی سینما در قلمرو ترمیناتور
 سینما در مقام جهان‌شمول‌ترین هنرها از این مضمون ناب به سادگی عبور نخواهد کرد. در بستر هنرهفتم آثار بسیاری پیرامون نبرد انسان و ماشین ساخته و پردازش شده‌اند. اما مجموعه آثار ترمیناتور در زمره صیقل یافته‌ترین و خوش ساخت‌ترین آن‌ها قرار می‌گیرد. سناریوهای پرفراز و نشیب، کارگردانی‌های متبحرانه، جلوه‌های ویژه خلاقانه، نقش آفرینی‌های ماندگار، سرمایه‌گذاری‌های وسیع، تدارکات سخاوتمندانه و بسیاری دیگر از این عوامل سبب شدند تا مجموعه آثار نابودگر پرچمدار آثاری باشند که قیام هوش مصنوعی علیه بشر را به تصویر می‌کشد. فیلم در دو قسمت اول پرفروغ و تحسین‌برانگیز بود، اما با گذشت زمان در دام تکرار افتاد و رفته رفته ریزش مخاطب‌هایش را رصد کرد، چراکه انتظار مخاطبان از نابودگرها بالا رفته بود. آن‌ها از شاهکاری که جیمز کامرون خالق آن بود انتظار داشتند تا به جای تکرار مکررات و در جا زدن، مسیر صعودی را بپیماید و از این برند فاخر به ابزاری برای گیشه پرستی اجتناب کند.  اما پس از نابودگرها دوم این اتفاق افتاد و با آثاری روبه‌رو شدیم که نشانی از موفقیت‌های اولیه نداشتند. اولین قدم برای جبران مافات دعوت از جیمز کامرون بود. اما خالق آواتار زیرک‌تر از آن بود که بر صندلی برندی شکست خورده دوباره بنشیند. در عین حال او خالق نابودگر بود و نمی‌توانست به راحتی شاهکارش را به فراموشی بسپارد. به همین دلیل تیم میلر که سابقه درخشانی در خلق جلوه‌های ویژه داشت را بر صندلی کارگردانی نشاند و خود در نقش کارگردان سایه، یعنی تهیه‌کننده در پروژه حضور یافت. میلر تجربه‌های موفقی در جنگ ستارگان و ددپول داشته است و گزینه مناسبی برای فیلم به‌شمار می‌رفت. از سوی دیگر کامرون از گروه نویسندگان خواست تا نقشی رؤیایی برای شناسنامه نابودگرها، یعنی آرنولد شوارتزینگر به رشته تحریر درآورند و این نقش را به نحو شایسته‌ای احیا کنند. در نهایت رؤیای جیمز به حقیقت پیوست و ششمین ترمیناتور از بهترین‌های آن شد و رکوردهای پیشه را در هم نوردید.
تیر خلاص بر پیکر نابودگر 
منتقدان و صاحب نظران سینمایی به آن ستاره‌ها و امتیازهای عالی دادند و مجلات سینمایی به ستایشش پرداختند، غافل از آن که همیشه گسل عمیقی میان تماشاگران و منتقدان برقرار است و با چند نقد مثبت در مجله‌های تخصصی نمی‌توان تماشاگران بدنه سینما را به سالن‌های اکران کشاند. در حقیقت ترمیناتورهای سوم و چهارم و پنجم با گیشه مداری تیفوسی تیر خلاص را بر پیکر بی‌جان نابودگر شلیک کرده بودند و این بلاک باستر دیگر جاذبه خود را برای بسیاری از مخاطبان سینمای تخیلی و ماجراجویانه از دست داده بود.  با همه این‌ها  باید به ادعایی که فیلم در بن مایه‌های خود بر آن‌ها پافشاری می‌کند اندکی تأمل کنیم. هوش مصنوعی همان شبکه ویرانگر آسمان است، ساختاری که در برهه معاصر آن را به نام‌های دنیای مجازی و اینترنت می‌شناسیم. آوردگاهی که هر لحظه سیطره‌اش بر زندگی ما بیشتر و بیشتر می‌شود و به صورت خزنده و زیرپوستی در حال گسترش قلمرو است. شبکه‌ای که مزورانه بین غریبه‌ها پل می‌زند و مسبب جدایی آشنایان از یکدیگر است. فضایی که بر منطق مطلق استوار است و انعطاف‌پذیری انسان را بزرگ‌ترین نقطه ضعف بشری می‌داند. دامنه‌ای همچون مرداب که اندک اندک در آن فرو می‌رویم و یوغ بردگی را با دستان خود بر گردن می‌نهیم. به همین دلیل است که تحقق توطئه اسکای نت به نظر اجتناب‌ناپذیر می‌رسد. شاید باید همه چیز از بنیان فروریزد و دوباره انسان جهان را بدون هوش مصنوعی سلطه‌گر از نو بسازد، یعنی رجعت به دوران طلایی کلاسیک‌ها. سال‌هایی که هوش مصنوعی با همه رنگ و لعاب‌هایش هنوز به دنیا نیامده بود و ابرماشین‌ها در پیشگاه انسان بردگی می‌کردند. ایامی‌که معادله‌های چندمجهولی به کمک هوش بشری حل می‌شد و ابررایانه‌ها در کسری از ثانیه آن را ساده نمی‌کردند. برهه‌ای که در آن روابط انسانی هنوز در شرایط مطلوبی بود و اعضای خانواده سخنی با اطرافیان خود داشتند. روزهایی که مردم در ایستگاه‌های اتوبوس روزنامه می‌خواندند و صدای رادیو و ترانه‌های دل انگیزش از کافه‌ها به گوش می‌رسید. با در نظر گرفتن شرایط، به یقین می‌توان ادعا کرد در آینده نزدیک قیام هوش مصنوعی علیه انسان رخ می‌دهد و ما مغلوبه جنگ هستیم. وقتی که ابررایانه‌ها درگذشتگانی نظیر جیمز دین و پل واکر را به صحنه باز می‌گردانند، یعنی سال‌ها پیش جنگ شروع شده است،جنگی که قربانیان بسیار دارد.
تولد اولین ترمیناتور دستاورد علم بیونیک
شاید سرنوشت ابهام آلود فیلم ترمیناتور در انتظارمان است. رباتی با اندام مکانیکی از آینده‌های دور به عصر ما سفر می‌کند و آینده نژاد بشر به مخاطره می‌افتد. امروزه علم بیونیک گام‌های بلندی برای ساختن اندام‌های مکانیکی هوشمند برداشته و به عصر جدیدی قدم گذاشته است. ساخت بازوی مصنوعی که با مغز و عصب‌های دست انسان ارتباط برقرار کرده و از آن‌ها فرمان‌پذیری داشته باشد، شاید اولین قدم در راستای تولد ترمیناتورها باشد. با گذشت زمان علم بیونیک دستاورد‌های زیادی در حوزه تلفیق علوم زیست شناسی و مکانیک داشته است و یافته‌های آن تحولات شگرفی در زندگی معلولانی که اندام‌های خود را از دست داده‌اند، ایفا می‌کند. شاید بازوی بیونیک همانند یک بازوی واقعی دارای حس لامسه نباشد، اما عملکرد آن به راحتی یک اندام واقعی انسان است و در برخی زمینه‌ها مثل جابه‌جایی اجسام سخت و سنگین از نمونه‌های انسانی پیشی گرفته و زندگی افراد را متحول می‌کند.اندرو رابین، یک سال پیش دست راست خود را در یک سانحه از دست داد، اما دانشمندان علم بیونیک او را به حال خود رها نکردند و او امروزه با یک دست مکانیکی بیونیک به راحتی روی کاناپه می‌نشیند و شبکه‌های تلویزیون را بالا و پایین می‌کند. رابین دیگر برای باز کردن درب بطری نیازی به ابزار ندارد و دست مکانیکی او آن قدر پرتوان است که آن را جدا کند. هر چند که این استاد دانشگاه در گذشته به قدرت این دست مصنوعی چندان آگاه نبود و بارها بطری در دست او شکسته شد. به راستی که تا چه اندازه به دنیای ترمیناتورها و نابودگرها و ماتریکس نزدیک شده‌ایم. این استاد دانشگاه از تجربه کار با دست بیونیک چنین می‌گوید: وقتی به بستن دستم فکر می‌کنم، ماهیچه‌ها در ساعد من منقبض می‌شوند. تفاوت این دست با نمونه واقعی آن در این است که با فکر کردن عمل مورد نظر را انجام می‌هد و این مسئله کنترل آن را در برخی زمینه‌ها دشوار کرده است. شرکت سازنده این اندام مکانیکی در این زمینه توضیحاتی برای گفتن دارد. محققان می‌گویند: دست رابین از پیشرفته‌ترین نمونه‌هایی است که تا به حال ساخته و پردازش شده است. این محصول نسبت به نمونه‌های پیشین بسیار حساس، کاربردی و در عین حال پرقدرت است، اما همان‌طور که رابین می‌گوید هنوز نتوانستیم تفاوت فکر کردن برای حرکت و قصد حرکت را برای آن تفکیک کنیم. به طور حتم این مسئله هم به زودی حل خواهد شد. این مسئله مصداقی از فرضیه‌ای است که جیمز کامرون در مجموعه آثار ترمیناتور مطرح می‌کند،یعنی تبعیت کورکورانه هوش مصنوعی از فرامین! در حال حاضر شرکت‌های زیادی محصولات خود را که بر پایه علم بیونیک ساخته و پردازش شده به بازار ارایه داده‌اند و چشم‌انداز پیشرفت‌های این صنعت می‌تواند به ساخت یک ترمیناتور هوشمند در آینده منجر شود. با استفاده از بازوی رباتیک می‌توان به راحتی بند کفش را بست، با تبلت کار کرد و در عین حال با یک مشت پرقدرت دیوار بتنی را فروریخت. این دستاورد دانشمندان در زمینه تلفیق علوم زیست شناسی و بیونیک می‌تواند تداعی‌گر موضوعی باشد که جیمز کامرون در مجموعه آثار ترمیناتور (نابودگر) بارها و بارها از زوایای مختلفی به آن اشاره کرده است. اما مهم‌تر از آن بازگشت افراد معلول به چرخه زندگی روزمره است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی