[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۹۴
  • دوره جدید

مهره‌های سوخته ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

استفاده از مهره‌های سوخته و آزمون‌پس‌داده در اداره امور کشور فرصت‌سوزی است . اما این فشارهای سیاسی و سهم‌خواهی‌ها باعث تداوم استفاده از مدیران ناکارآمد و خسته در بدنه اجرایی کشور شده که توان اقتصادی را نیز فلج نموده است. بن‌بست‌های اقتصادی و معیشتی کج‌راهه‌ها را به نمایش می‌گذارد. امور به سمت صلاح پیش نمی‌رود و باید دید در انتهای این بن‌بست چه چیزی در انتظار ماست.
برای به‌قدرت‌رساندن ناکارآمدان تلاش می‌کنیم تا شاید راه گریزی پیدا کنیم، اما این ناکارآمدان در گذشته ناتوانی خود را به ثبوت رسانده‌اند...

مثلاً در انتخابات مجلس به افرادی میدان می‌دهیم که در دوره‌های گذشته مجلس نشین بوده اند و متأسفانه کارایی نداشته اند. افرادی که به‌صورت متداوم کاندیدا می‌شوند و مجلس را در انحصار شغلی خود می‌بینند.
در ادوار گذشته مجلس حتی قادر به حل و فصل اختلافات و مشکلات جامعه کارگری و کارفرمایی نبوده است؛ طبقه بیمه‌پردازی که منابع عظیم یک سازمان را تأمین می‌کند تا به ریخت و پاش‌های قوه مجریه وام بلاعوض بدهد. بیمه پردازان پینه بسته بر دست که حقوقشان در انحصار طالبان قدرت است. در انتخابات ریاست‌جمهوری هم به سراغ مهره‌های سوخته می‌رویم. حتی گاهی از جمهوریت پا فراتر می‌گذاریم و به یاد دوران پیش از جمهوریت می‌افتیم و شعار می‌دهیم؛ در حالی که خودمان مشروعیت جمهوریت را تضمین کردیم.
به بهانه امید 
به سراغ رؤسای جمهور دو دوره ای می‌رویم که در هشت سال به‌دست‌گیری قدرت مطلق در قوه مجریه آجر روی آجر نگذاشتند و گواه این داستان وضعیت موجود اقتصادی و معیشتی در کشور است.
حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا به فکر مهره‌های سوخته می‌افتیم؟ پاسخ واضح است؛ قدرت در انحصار است و وضعیت اقتصادی آنقدر خراب و پیچیده و لاینحل است که ملت در افسوس گذشته سیر می‌کنند. این افسوس تنها یک بعد دارد و آن ویرانی مضاعف است وقتی نه به آینده نگاهی داریم و نه به نخبگان در حاشیه مانده. 
به واقع هیچ کدام از رؤسای جمهور دارای کارنامه مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیستند. مجلس نیز کارنامه اقتصادی معیشتی مثبتی ندارد.
در این بین بیشترین لطمه به جامعه ضعیف کارگری از سمت مجلس وارد شده و از طرفی بیشترین آرای انتخاباتی نیز از طرف همین کارگران به صندوق‌های رأی ریخته شده است. این روزها خاندان هاشمی، شخص خاتمی و احمدی نژاد به عنوان نماد تکرار در رسانه‌ها حضوری فعال دارند. سیاست موضوع عجیب و پیچیده ای است. شاه مهره یکی در زندان است و به مرخصی‌های جنجالی می‌رود و یکی ممنوع‌التصویر و در حال صدور بیانیه؛ یکی در تضاد با اصل حاکمیت و سخنرانی‌های شهر به شهر و البته گذر زمان باعث شده تا تصور کنند مردم‌ دچار فراموشی شده اند. اما مردم فراموش نمی‌کنند که آنان می‌توانستند و نکردند.
بهره‌گیری از اصل فراموشی و به تحرک واداشتن اقلیت‌های بیکار خیابانی که برای تجمعات محلی و اخذ مواجب آمادگی دارند، به یک سنت و ابزار سیاسی تبدیل شده است؛ سنتی به نام گرم کردن تنور سیاست و انتخابات. درواقع افرادی دور این سخنرانان حلقه می‌زنند که انگار حلقه بردگی بر گردن دارند و سفره آنان از سفره عام رنگین تر است.
باید دید دستاورد دولت‌های گذشته برای ملت چه بوده است؟ دستاوردی که شبیه گرانی و بی ارزشی پول ملی است. بزرگ‌ترین محصول هشت سال تکیه بر قوه مجریه توسط ناکارآمدان ضربات کاری و جبران ناپذیر اقتصادی معیشتی بوده است. تعطیلی تولید و خداحافظی با اشتغال و جالب آنجاست که این تخریب‌چیان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دوباره سودای حضور بر مسند قدرت دارند و با صدور بیانیه و شرکت در محافل برای «تکرار» اعلام آمادگی می‌کنند. 
حالا صندوق‌ها خالی از اعتماد است، اما صندوق بیت المال همچنان مملو از ثروت است؛ چراکه همچنان رقابت برای به‌دست‌گیری قدرت منهای مشروعیت ادامه دارد.
چرا‌های بسیاری باقی مانده که هیچ‌کس پاسخی برای آنها ندارد. با این تلفات اعتقادی من مانده ام که تخریب‌چیان اعتماد و اعتقاد با چه رویی میدان‌داری می‌کنند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی