[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۹۵
  • دوره جدید

دعوت دوباره زیر سایه بروکراسی ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

بروکراسی مانع جدی دربرابر تولید است حتی مانعی بزرگ‌تر از بهانه‌های تحریمی. اگر باور کنیم اقتصاد یک امر رقابتی است باید امضاهای طلایی بعضی گردن کلفت‌های حوزه اقتصاد سیاسی را حذف کنیم . باید دید چه کسی قادر است امضاهای طلایی را از گردن کلفت‌های تولید در حوزه اقتصاد سیاسی بگیرد. 
اگر باور داریم باید فرش قرمز در برابر سرمایه گذاران خارجی و داخلی پهن کنیم، باید به سرمایه گذار میدان بدهیم و او را آزاد بگذاریم در یک فضای رقابتی بستر تولید را فراهم و هم اشتغال آفرینی کند و هم به صادرات مبادرت ورزد...

سرمایه گذار یا همان کارآفرین را باید آزاد گذاشت تا به مجامع اقتصادی جهانی پیوند بخورد. این عمل باعث می‌شود اقتصاد از سیاست جدا شود. درواقع وقتی سرمایه گذار ما به تولید اقدام کرد، باید برای فروش محصولاتش به هر طریق ممکن با مجامع بین‌المللی اقتصادی ارتباط بگیرد و این ارتباط وقتی از سوی سرمایه گذاران داخلی و خارجی دارای برش بین المللی اتفاق بیفتد، به طور قطع نمی‌تواند با مانع تحریم مواجه شود. به طور مثال ما اگر به یک سرمایه گذار خارجی یا ایرانیان مقیم خارج که تمایل دارند در ظرفیت‌های تولید داخلی مشارکت کنند، مجوز فعالیت بدهیم، به طور قطع او با چراغ سبز مجامع بین المللی اقتصاد جهانی وارد ایران خواهد شد و خودبه‌خود موضوع تحریم برچیده می‌شود.
برابر آنچه تا امروز مطلع شده ایم، تحریم‌ها و داستان برجام یک داستان سیاسی است که ربطی به اقتصاد ندارد. هرچند این داستان سیاسی به قصد فلج کردن اقتصاد نوشته شده، اما می‌توان آن را کمرنگ و بی اثر نمود. امضا‌های طلایی یک مانع جدی بر سر راه سرمایه‌گذاری و تولید است. افرادی در صدر نشسته اند تا مانع تولید و سرمایه‌گذاری شوند و تنها دلخوشی‌شان واردات است. اخیراً طرحی در مجلس رونمایی شده یا تصویب شده که برای آغاز تولید و شروع سرمایه‌گذاری مجوزی نیازی نیست مگر در موارد خاص. اگر این طرح اجرایی شود، کسی دنبال اجرایی شدن این طرح یا مصوبه باشد، خواهیم توانست از رکود خارج شویم. ما برای خروج از رکود نیازمند اراده هستیم. 
انقلابی بودن به معنای داشتن اراده است. اگر در کارها اراده ای برای بهبود باشد، بدان معناست که ما انقلابی کار کرده ایم؛ در غیر این صورت خبری از انقلابی گری نیست. یکی از بحران‌های فرهنگی پیش رو استفاده از نام انقلابی در حوزه سیاست است. بعضی بر این تفکرند که افرادی تاکنون بر مسند قدرت بوده اند که با انقلاب بیگانه بوده اند. واقعیت این است که این افراد تماماً انقلابی و دارای سابقه پیش از پیروزی انقلاب در نهضت اسلامی بوده اند و هم در دوران پس از پیروزی انقلاب دارای سوابق مدیریتی و حضور در جبهه‌های نبرد هشت ساله بوده اند.
باید دید چرا بعضی افراد در جنگ اقتصادی ناموفق عمل کردند و بیشتر در صف زندان و اختلاسگران فراری قرار گرفتند. پر واضح است که ماجرای اختلاس، ویژه مدیران و دست اندرکاران حوزه اقتصاد سیاسی است و مردم کوچه و بازار نقشی در این شبه خیانت ندارند؛ مدیرانی که در باتلاق فساد گرفتار آمدند و شاید از گردون خارج شدند. اقتصاد ایران گرفتار امضاهای طلایی است؛ هرچند تا مدتی قبل نام آقازاده‌ها بر سر زبان‌ها بود، اما با چرخش صد و هشتاد درجه ای این گناه به گردن امضا‌های طلایی افتاد. اینک باید دید چه کسانی صاحب امضای طلایی در کشور هستند و جلوی تولید و سرمایه گذاری و اشتغال را گرفته اند و اصولاً از کدام بلوک خط و ربط می‌گیرند. وقتی برجام در وین امضا شد، همه به ایران آمدند؛ همه برای کار اقتصادی و استفاده از فرصت بازار هشتاد میلیونی در ایران. اما باید دید چرا اتحادیه اروپا و غربی‌ها عقب زده شدند و شرقی‌ها خصوصاً چینی‌ها قدرت را به دست گرفتند و به هر شیوه علی رغم پروژه تحریم در این میدان ماندند. 
فعالیت چینی‌ها در بازار ایران هیچ‌گاه قطع نشد. شاید در برخی موارد سیاسی این حضور کمرنگ شد، اما با قطع رابطه مواجه نشدیم. آیا ایران بازار کالاهای مشرق است؟ انحصارطلبی در اقتصاد به نفع ملت ایران نیست؛ چراکه بعضی کشورها تنها می‌خواهند صادرکننده محصولات خود به ایران باشند و تنها از منابع خام ایرانی استفاده کنند و تولید در ایران را از نفس بیندازند. این در حالی است که ایرانیان عمده تولیدکنندگان جهانی بوده اند. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی