[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۹۴
  • دوره جدید

حاشیه حرم‌، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

مردادماه ۱۳۹۵ روزی که سردار هاشم غیاثی فرمانده سپاه فجر فارس شده بود، اولین واکنشی که نشان داد و رسانه‌ای شد، توجه ویژه به حاشیه حرم مطهر شاهچراغ(ع) در شیراز بود و آسیب‌های اجتماعی شدیدی که در این منطقه با بازدید میدانی مشاهده کرده بود. در واقع یک گزارش کامل از بافت قدیم شیراز در اختیار داشت؛ در حالی که به گفته خودش با لباس شخصی به این بازدید میدانی رفته بود. این فرمانده ارشد در آن تاریخ ابراز تأسف شدیدی از وضعیت بحرانی پیرامون حرم داشت. سردار غیاثی از خراسان به شیراز آمده بود؛ از حرم تا حرم. برای او بسیار تأسف‌برانگیز بود که با این حجم از آسیب‌های اجتماعی در این نقطه معنوی مواجه شود...

در اولین جلسه دیدار جمعی با سردار غیاثی من به نوبه خودم شرمنده شدم که با وجود بچه‌های انقلاب در سمت‌های مختلف مدیریتی چرا باید وقتی مسئولان جدید وارد شیراز می‌شوند، با این حجم از خرابی‌ها مواجه شوند. در مردادماه 1399 سردار غیاثی از 
فارس رفت. 
اینکه مثالی از جنس مردان بی ادعا زدم، به خاطر حضور نیروهای مردمی و انقلابی در صف مردم و برای خدمت به مردم بود. بچه‌های سپاه خصوصاً قدیمی ترها از همان جنس هستند. سپاه در تمامی بخش‌ها سعی در ورود جدی داشته و با ایجاد بسیج اقشار عملاً حضور خود را ثابت کرده اما باید دید به جریان‌های خالص تا چه میزان میدان می‌دهند.
امروز حسینه ثارالله(ع) گامی بزرگ در اجرای واکسیناسیون برداشت. مشاهدات روزانه من در حاشیه اجرای کار، از این مرکز که متعلق به سپاه فجر است، نشان می‌داد که کار بسیار سخت، طاقت فرسا و پرحجمی آغاز شده بود. در واقع انگار جلوی یک سیل‌بند را بازکرده بودند و حجم گسترده ای از مردم آن هم به‌صورت 24ساعته به سمت این مرکز روان شده بود. علاوه بر کنترل ترافیک و ایجاد نظم، صبر مجریان تحسین برانگیز بود. بچه‌های سپاه مثل همان روزهای دفاع، در میدان حضور پیدا کرده بودند و با صبوری پاسخ‌گوی ارباب رجوع بودند؛ ارباب رجوعی که از سطح نگرانی بسیار بالایی برخوردار بود و انگار همه چیز با استرس هماهنگ شده و در حال اجرا بود. اما کار شدنی بود؛ چرا که اراده ای قوی پشت داستان 
قرار داشت.
هرچند مراکز دیگری نیز به شیوه 24ساعته وارد مدار واکسیناسیون شد، اما خط شکنی با سپاه بود و مردم در حسینیه ثارالله(ع) احساس امنیت و خاطرجمعی داشتند. در واقع سپاه یک نیروی مردمی است و مردم احساس می‌کردند در میان فرزندان خود قرار گرفته اند.
در مقوله اقتصادی و اجتماعی نیز از این نیرو می‌توان استفاده کرد. هرچند سپاه سال‌هاست در مناطق بافت قدیم شیراز حضور دارد اما باید دید تا چه میزان به او میدان داده اند. اطلاعات بسیار وسیعی از این منطقه جمع آوری شده است. شخصاً سال‌های سال به تهیه گزارش از بافت در روزنامه‌های مختلف اقدام و آسیب‌های جدی را گزارش می‌کردم. گذرگاه‌هایی که باید باز می‌شد و نشده بود، امنیتی که باید ایجاد می‌شد و نشده بود، آبادانی که باید می‌شد و نشده بود و سخنرانی‌های بسیاری که در جراید ثبت شده است، همه حکایت از آن دارد که بافت قدیم شیراز در یک کوچه بن‌بست قرار گرفته است. البته مهم‌ترین نکته درمورد بافت امنیت است، اما نه برای شهر و شهروند؛ بلکه با پوشش فراگیر آسیب‌ها برای مقاصد بزرگ‌تر و افراد خاص. گویی چیزی در بافت احتکار شده که شبیه زمین است؛ زمینی که چند پلاک فرسوده را در خود جای داده که البته قابلیت تجمیع دارد. 
این کوچه بن بست بسیار تاریک و پررمزوراز است. زمانی که بسیاری طرح و برنامه ارائه شده بود تا بافت آماده و پذیرای گردشگران باشد، اما باز هم بحران‌های بافت به کفه آبادی‌اش می‌چربد! زمانی که نسخه دادند تا ساکنان قدیمی بافت یعنی همان شیرازی‌های اصیل به بافت بازگردند تا آبادانی بازگردد. اما این سؤال دائم مطرح بود که از ساکنان بافت چه تعداد باقی مانده اند تا به خانه‌های ناایمن و زیرساخت‌های پوسیده اعتماد کنند؟ هشدارهای ایمنی در کنار دعوت از شیرازی‌ها و جایگزینی آنان با مستأجران مهاجر و مهمانان نشئه همچنان صادر می‌شد! هشدار نسبت به وجود دیوار‌های فرسوده و کج شده؛ دیوار‌هایی کج که در انتظار یک زلزله برای سقوط است؛ سقوطی که سقف را بر سر صاحب خانه پایین بیاورد. 
در این کوچه بن بست پررمزوراز گاهی شاهد سرمایه‌گذاری‌های خاصی هستیم؛ مثلاً خانه ای که سقفش به سرقت رفته یا با اطلاع دیگران برش خورده و به شهر دیگری برده شده؛ بازسازی‌هایی که مخارج سنگین دارد و شاید غیراصولی است.
باید به این نکته اشاره کرد که اگر قرار است بافت احیا شود، چرا این همه فرصت سوزی داریم. پناه دادن به معتادان و فروشندگان مواد مخدر، مشروبات و فحشا چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ این در حالی است که مانور‌های سالانه برای پاک‌سازی بافت انجام می‌شود اما شکل بافت به لحاظ هویتی همان است که قبل از پاک‌سازی بوده است. دوباره می‌آیند و نشئه در کنار دیوارهای بافت می‌افتند.
حالا برای مسکن ملی با وجود زیرساخت‌های فرسوده اما تجمیع پلاک در بافت مورد توجه قرار گرفته است. شاید این بار بافت با تحولی غیر از مجتمع‌سازی تجاری روبه‌رو شود. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی