[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۸
  • دوره جدید

آیا می‌توان حافظ را در جرگه وحدت وجودیان دانست؟، روزنامه شیراز نوین

دکتر محمدرضا خالصی استاد دانشگاه، نویسنده، پژوهشگر و حافظ‌شناس معاصر در نشست حافظ شناسی که به مناسبت سالروز بزرگداشت خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی در حافظیه برگزار شده بود، گفت: آیا می‌توان حافظ را در جرگه وحدت وجودیان دانست؟ او در پی این سؤال گفت: تاکنون پاسخ‌های فراوانی به این موضوع داده شده است و این مطلب موافقان و مخالفان بسیاری نیز دارد که هر کدام برای خود ادله‌ای می‌آورند. 
این حافظ شناس سپس ادامه داد: ابن عربی پایه گذار مکتب شهودی- فکری در عرفان است و من پیش از این در کتاب‌های خود به بعضی اندیشه‌های کلیدی او پرداخته و مستدل بیان کرده ام که پیش از او بعضی از این اندیشه‌ها در عرفان مکتب شیراز به جد وجود داشته است. عارفان نامی این خطه اصول و مبانی این محورهای فکری را بنیان نهاده و تبیین و تشریح کرده اند که اینجا بدان نمی‌پردازم. کسانی که علاقه‌مندند بدان کتاب‌ها رجوع کنند.
سپس خالصی به تشریح مبانی فکری ابن عربی پرداخت و گفت: نظام فکری محی الدین تنها بر عقل محض و علوم حصولی صرف بنیان نهاده نشده است؛ بلکه بنیان‌های فکری وی در بسیاری از موارد بر بن‌مایه‌های شهود و علم حضوری و تجارب عرفانی بنا شده است که من پیش از این در سخنرانی‌های متعدد درباره تجربه عرفانی سخن گفته ام.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اصطلاح پردازی‌های ابن عربی در عرفان اسلامی شگفت انگیز است و مکتب عرفانی او مبتنی بر سلوک، کشف و تجارب عرفانی است که در یک نظام استوار فکری بنا شده است. بدون شناخت این اصطلاحات نه می‌توان از شناخت افکار او سخن گفت و نه به تجارب او دست یافت.
وی سپس به صورت مختصر درباره وحدت وجود، نظریه خلع و لبس، عشق، وحدت یا کثرت موجود، احدیت و واحدیت، اسم و مسمی، حضرات خمس، فیض اقدس و فیض مقدس، حقیقت محمدیه، انسان کامل و ولایت توضیحاتی را ارائه داد و در ادامه گفت: شواهد تاریخی حاکی از آن است که در زمان حافظ، در شیراز اندیشه‌های ابن عربی به شدت وجود دارد و مورد اقبال و استقبال اندیشمندان این 
شهر است.
این پژوهشگر در ادامه گفت: از کسانی که در این زمان به اندیشه‌های ابن عربی معتقدند و در گسترش فکری او تلاش می‌کنند، می‌توان امین الدین بلیانی عارف مشهور وحدت وجودی که مورد ستایش خواجه است و حافظ بسیاری از ابیات او را مستقیماً اقتباس کرده و در دیوان خویش به کار برده است. 
وی سپس با تشریح اندیشه‌های وحدت وجود بلیانی، به اندیشه‌های وحدت وجودی خواجوی کرمانی شاعر مشهور و هم زمان حافظ پرداخت و افزود: خواجو از معتقدان بلیانی است و او را قطبِ یگانه و سرّ الله فی ارضه و سرّ خود می‌نامد. 
خالصی از نزدیکی زبان حافظ با خواجو سخن گفت و شواهدی بر این موضوع آورد و به اهم اندیشه‌های وحدت وجودی خواجوی 
کرمانی پرداخت.
این استاد دانشگاه در ادامه به بررسی و واکاوی اندیشه‌های وحدت وجودی سلمان ساوجی شاعر موردعلاقه حافظ پرداخت و گفت: سلمان در شیراز و در دربار فرمانروایان فارس و ایلکانان بوده است. حافظ از غزل‌های او استقبال کرده و او را ستوده است. 
وی سپس به استقبال‌ها و نزدیکی‌های اندیشه این دو شاعر پرداخت.
خالصی پس از این به اوحدی مراغه ای پرداخت و درباره او و حافظ سخن گفت و از میر سید شریف جرجانی نام برد که ادیب، عارف، حکیم، زبان شناس و فیلسوف بود و به تألیفات او اشاره کرد و گفت: بعضی حافظ را مصاحب یا شاگرد میر سید شریف دانستند و این نکته که میر بر این باور بود که شعر حافظ همه الهامات غیبی و حدیث قدسی و لطائف حکمی و نکات قرآنی است.
او در ادامه به رساله التعریفات میر پرداخت و کلیدواژه‌های مکتب ابن عربی را در این رساله تشریح کرد. 
این استاد دانشگاه از بابا رکن الدین شیرازی عارف قرن هشتم و هم‌عصر حافظ و شرح فصوص الحکم او نیز یاد کرد و از ارتباط نزدیک او با امین الدین بلیانی سخن گفت.
وی پس از این گفت که در شد الازار آمده است که در مجلس مولانا قوام الدین ممدوح حافظ اشعار ابن فارض خوانده و تشریح و توضیح داده می‌شده و سپس به اشتراکات فکری ابن فارض و حافظ پرداخت.
خالصی در ادامه به حضور شارحان فصوص در شیراز زمان حافظ پرداخت و از رساله الاحدیه اوحدالدین بلیانی نام برد که حتی تا مدت‌ها این رساله به ابن عربی منسوب بوده است. وی از عزیز الدین نسفی سخن راند که از بزرگ ترین نویسندگان وحدت وجودی است و مفاهیم فکری او و ابن عربی را تشریح کرد و گفت که او در سال 680 هجری 50 سال پیش از حافظ در فارس و شیراز بوده و استاد اول او نجیب الدین علی بن بزغش شیرازی است. وی در ادامه گفت که درمورد افکار او در کتاب مکتب عرفانی شیراز مفصل سخن گفته است. او از عبدالرزاق کاشانی شارح مشهور فصوص الحکم یاد کرد و به بهره برداری‌های او از روزبهان ثانی و از استفاده او از شیخ معین الدین ابوذرجنید کثکی که در مقبره شیخ کبیر ابن خفیف شیرازی مدفون است و از استاد دیگر او ابوالحسن مسعود بن محمود شیرازی نام برد و گفت: در همان زمان در حلقه مشایخ شیراز فصوص الحکم تدریس می‌شده است. وی از مولانا نورالدین عبدالقادر معروف به حکیم نام برد و که تدریس فصوص توسط او در شیراز انجام می‌شده و در سال 698 در شیراز درگذشته است.
خالصی در ادامه به اشعار حافظ استشهاد جست و به شواهدی از اشعار او که تم و اندیشه وحدت وجودی دارند، اشاره مفصلی کرد و در آخر به تشابهات اشعار ابن عربی و حافظ پرداخت.   

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی