[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۹
  • دوره جدید

تشخیص مرتبط، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

فارس نیازمند یک تشخیص درست برای درمان درد عقب‌ماندگی و رفع مشکلات است. باید دید لنگی کار استان فارس کجاست و اصولاً فارس و والیان آن تاکنون اختیاراتی در بعد توسعه‌یافتگی استان داشته‌اند یا اینکه فارس بخش‌نامه‌ای و بدون اراده والیان آن اداره شده است؟ پر واضح است که فارس به‌صورت بخش‌نامه‌ای اداره شده است و اگر نگاهی به سخنان آرشیوشده مدیران ارشد استانی در گذشته داشته باشیم، در خواهیم یافت که در فارس مجری پروژه داشته‌ایم تا مدیر پروژه!
هرچند در بعضی استان‌ها روند توسعه علی‌رغم بخش‌نامه‌ای‌بودن اما با شتابی خاص اتفاق افتاده و در فارس همان بخش‌نامه‌ها هم اجرا نشده است...

به گفته برخی نمایندگان شیراز، کار احداث راه آهن 
8 سالی می‌شود که تعطیل شده است؛ حالا فرض کنیم در یک خط یا چند خط، اما مهم این است که فارس به دریا متصل نشده است. کاری مهم و زمین مانده که دولتی‌ها و مجلسی‌ها در آن مقصران اصلی هستند و به واقع می‌توان گفت بخش‌نامه ای هم عمل نکرده اند و بیشتر به دنبال امتیازات خود بوده اند تا مطالبات استان فارس! در هر صورت و بدون تعارف مجریان ناکارآمدی به فارس آمده اند و توسعه را به تأخیر انداخته اند.
مجریانی که با جیب خالی آمده اند و با بدهکاری رفته‌اند! وجود 5هزار پروژه نیمه تمام در فارس هر انسانی را شوکه می‌کند. پروژه‌هایی زنگ زده و رنگ باخته که باید دید فایده اجرای آن با صرف هزینه‌های گران در این ایام سوخته چه خواهد بود و آیا این پروژه‌ها کماکان کارکردهای اصلی خود را دارند یا گذشت زمان و تغییر ماهیت در نیازهای روز، باعث شده اتمام آن بدون حاصل یا بازده زمانی باشد.
امروز غیر از توجه به زمان سوخته و فرصت‌های باخته، باید تشخیص درستی از مفهوم توسعه در فارس داشته باشیم و بدانیم نیاز امروز فارس چیست. در واقع شاه‌کلیدی که قفل عقب ماندگی فارس را باز کند، چیست؟ امروز نیازمند یک برنامه جامع و کامل در بعد دیپلماسی اقتصادی خارج از شعار هستیم و تا این برنامه ارائه و اجرایی نشود، قفل‌های عقب ماندگی باز نخواهد شد. 
با طناب خیران یا افراد خاص به درون چاه رفتن نیز کار عاقلانه ای به نظر نمی‌رسد؛ چراکه هر دریافتی به پرداختی خاص ختم می‌شود. در واقع نمی‌توان انتظار داشت که بعضی افراد بدون توقع کاری انجام دهند یا به صورت موردی شکمی را سیر کنند. دادن ماهی به افراد جامعه برای سیر کردن شکم‌های گرسنه چندان موجه نیست و باید دید چرا ماهیگیری به ملت آموخته نمی‌شود. ماهیگیری همان اشتغال پایدار و امنیت سرمایه گذاری است که در محاق باقی مانده است.
امروز شمار قابل توجهی از جوانان بیکار توان ازدواج ندارند و این بیکاری پاشنه آشیل شکست در برابر تهاجم فرهنگی و جنگ اقتصادی است. باید دید پیامد عدم ازدواج جوانان در پس پرده بیکاری و نبود اشتغال چه خواهد بود؟ هرچند پاسخی روشن وجود دارد و آن ترویج فحشاست. باید بدون پرده با مدیران دولتی که قدرت مطلقه را در اختیار دارند، سخن گفت و این وظیفه رسانه است که چند قدم آن‌طرف‌تر از تعارفات، به مدیران گوشزد کند که خطا‌های راهبردی بسیاری انجام شده یا خواهد شد که استانی مانند فارس هم بدون آب است و هم بدون صنعت؛ بدون ریل و آزادراه و اتصال به دریا؛ بدون توان جذب سرمایه گذار داخلی و خارجی که تماماً در پس شعار‌ باقی مانده است. 
بدون تعارف باید عرض کرد که اقتصاد مبتنی بر قاچاق و دادن امتیاز به قاچاقچی و واسطه گر برای تطهیر پول‌های حرام، راه به جایی نخواهد برد. بدون تعارف باید عرض کرد که کمک‌های موردی به فقرا و صدقه بگیر بار آوردن این قشر هنر نیست. باید ماهیگیری را به نیازمندان آموخت تا با عزت نفس بار بیایند. صنعت دوباره باید در فارس جان بگیرد؛ چه در بخش کشاورزی و چه سایر موارد. فارس برای ادامه حیات خود نیازمند توجه ویژه و اراده قوی مردان و زنان خود است. فارس را دریابیم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی