[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۹
  • دوره جدید

قهرمان پشت خاکریز شیراز، روزنامه شیراز نوین

اشاره: وقت ان رسیده است که در بحبوحه جنگ نرم به مؤلفه‌های زیباشناسی متوسل شویم. مدت‌هاست که دسیسه‌های ناجوانمردانه بر خشونت طلبی و تمدن بدوی و فرومایگی فرهنگ ایرانیان استوار شده و برای مقابله با این دروغ‌های بزرگ چاره‌ای جز به نمایش کشیدن فرازهای ارزشی و نشانه‌های تاریخی و اندیشه صلح دوستی مردمان این سرزمین کهن در آوردگاه‌های جهانی نداریم.
بی دفاع در برابر مدیوم سینما
به راستی در بحبوحه جنگ نرم از پدافند غیرعامل چه می‌دانیم. اگر جبر زمانه آنچنان عرصه را بر ما تنگ کرده که فرصتی برای مطالعه و تعمق پیرامون آن نداریم، حداقل به آثار پرهیاهویی نگاه کنیم که علیه تمدن و فرهنگ دیرینه ایران زمین در آوردگاه‌های جهانی ساخته و اکران شده‌اند. هدف از ساختن آثار فرومایه‌ای نظیر سیصد، ظهور یک امپراتور، بدون دخترم هرگز، اسکندر، آرگو و بسیاری دیگر از آن‌ها این بود که با عقبه‌ای مزورانه و مزدورانه، ملت مسلمان و فرهنگ مدار ایران را در حد اقوام بدوی، متوحش، زن باره، متحجر و با مجموعه‌ای از خصلت‌های مذموم به نمایش گذارند. اتاق فکرهای ایران ستیز به خوبی دریافته‌اند که قشر وسیعی از همه جوامع در برابرمدیوم سینما بی دفاع‌اند و به راحتی می‌توان هر محتوایی را به ضمیر آگاه و ناخودآگاه جامعه جهانی تزریق کرد. باید پذیرفت که دستگاه‌های تبلیغاتی ما به سردمداری رسانه ملی در آن سوی آب‌ها از گستره مخاطبان پرشماری برخوردار نیست و در داخل هم چنانچه رویکرد مخاطب مداری را تقویت نکنند، با ریزش گسترده هواداران مواجه خواهند شد. بنابراین در حوزه جنگ نرم تبلیغاتی و کارزار فرهنگی از جنگ افزار کافی برخوردار نیستیم و باید از خرده امکانات موجود، بیشترین بهره‌برداری را انجام دهیم.
دفاع همچنان پابرجاست
به راستی تا چه اندازه شرایط شبیه دوران دفاع مقدس شده است. روزگاری که بهترین فرزندان میهن با نارنجک به زیر تانک چیفتن می‌رفتند و در میدان مین سلحشورانه قدم می‌زدند و برای دفاع از میهن از گاز خردل هم نمی‌هراسیدند. در روزگار کنونی هم صدای بلندگوی تبلیغاتی ما در آوردگاه‌های جهانی طنین انداز نیست و هر روز یکی از شبکه‌های ایرانی به بهانه‌های واهی از مدار خارج می‌شوند. این در حالی است که لابی‌های متخاصم، ابزارهای پرقدرت و بلندگوهای تنومند و پرزرق و برقی در اختیار دارند که با سلاح جذابیت و بهترین تکنیک‌های بصری مجهز شده و با شتاب در عرصه جنگ نرم در حال تولید محتوا علیه ملت‌های آزادی خواه هستند.
در این جنگ هم نمی‌بازیم
اما کشور ایران هیچ گاه در عرصه نبرد یک بازنده تمام عیار نبوده است. ما از زاویه برندگی مدیوم‌های ارتباطی در فقر سخت افزاری نسبت به خاکریز روبه‌رو به‌سر می‌بریم، ولی از نظر نیروهای مستعد و معتقد انسانی در بهترین شرایط قرار داشته و متخصصان ایرانی در همه رشته‌ها حرفی برای گفتن دارند. در کنار کوچ بسیاری از استعدادهای درخشان، هیچ گاه از پدیده قحط الرجال در عذاب نبوده‌ایم و همیشه بزرگانی پرچم ایران را در آوردگاه‌های جهانی به اهتزاز در آورده‌اند. در عرصه سینما هم رسم بر این است. پس از سعدی سینمای ایران تصور بر این بود که با فقر محتوایی در عرصه فیلم‌نامه و کارگردانی روبه‌رو خواهیم شد. اما بزرگانی راه علی حاتمی را ادامه دادند و سینمای ایران همیشه در آوردگاه‌های داخلی و خارجی حرفی برای گفتن داشته است. روزی روزگاری عباس کیارستمی‌ فقید نام ایران را در عرصه‌های جهانی مطرح کرد و پس از او نوبت به فرهادی رسیده است تا نماینده شایسته‌ای از سینمای ایران در آوردگاه‌های معتبر جهانی باشد.
نمایش روشنی از رابطه‌های تاریک
سینمای ایران قدمتی به درازای معماری‌های چشم نواز، نقاشی‌های بدیع، آثار خوشنویسی، دستگاه‌های آواز و سایر هنرهای مسحور کننده ندارد؛ با این وجود در عرصه هنرهفتم کاهلی پیشه نکرده‌ایم و به صورت تمام عیار متکی به آثار فرامرزی نیستیم. هنرمندان ایرانی طی دهه‌های معاصر موفقیت‌های شگفت انگیزی را برای کشور به ارمغان آورده‌اند و در معتبرترین آوردگاه‌های جهانی برای هنر ایرانی کسب افتخار و اعتبار می‌کنند. اصغر فرهادی در زمره موفق‌ترین فیلم‌سازان ایرانی قرار می‌گیرد که هنر فیلم‌سازی وطنی را در کانون توجه جهانیان قرار داد و با نگاه آیینه واری که به جامعه و چالش‌های اجتماعی دارد، داستان خود را به پیش می‌برد. فرهادی به سیاق شماری از کارگردان‌های غیرمتعهد برای موفقیت و جلب نظر جشنواره‌های خارجی سیاه نمایی و تزویر پیشه نمی‌کند، بلکه با نگاهی منصفانه می‌کوشد تا نقاط روشن و تاریک روابط انسانی را در بستر خانواده‌های ایرانی به تصویر کشیده و در پی پر رنگ نمودن چالش‌های زیر پوستی و خزنده باشد. مشکلاتی که در جامعه ایران رو به فزونی گذاشته‌اند و بحران‌های اقتصادی مجالی برای پرداختن به آن‌ها باقی نمی‌گذارد. به همین دلیل فیلم‌ساز که اتفاقاً سناریست متبحری نیز هست دغدغه پرداختن به بحران‌های اجتماعی پیشه کرده و می‌کوشد تا با بهره گیری از توانمندی‌هایش سهمی ‌در بهبود حال مدنی ایفا کند.فرهادی به خوبی براین حقیقت واقف است که نتیجه نسخه پیچی و نصیحت مداری در سینما چیزی به جز جبهه گیری مخاطب و دلزدگی او نیست. به همین دلیل دوربین را بر شانه گذاشته و برشی از زندگی‌های مردمان کشورش را به تصویر می‌کشد و از آن‌ها به شیوه غیر مستقیم و ناملموس می‌خواهد تا رفتار خود را مورد بازبینی قرار دهند. او همواره از قضاوت درباره رفتار کاراکترها طفره رفته است و ریشه کنش‌های آنان را در خاستگاه فرهنگی و تفکراتی‌شان ارزیابی می‌کند. فرهادی بارها و بارها در آثارش بر این نکته تأکید داشته که برای بهبود وضعیت جامعه باید بر مؤلفه‌های فرهنگی و اقتصادی سرمایه‌گذاری کرد؛ چرا که حال بد اقتصادی و افول فرهنگی سد مستحکمی ‌در برابر تعالی جامعه خواهند بود. 
موفقیت در پرتو مردمان خاکستری
از سوی دیگر کارگردان درباره الی تبحر زیادی در آفرینش شخصیت‌های خاکستری دارد. مردمانی که به قطب‌های سپید و سیاه رادیکالی وابستگی ندارند و رفتار آن‌ها بسته به شرایط تغییر می‌کند. به همین دلیل است که در هیچ یک از آثار فرهادی با شخصیت‌های نیک و پلید به صورت یک سویه مواجه نیستیم. شیوه‌ای که فیلم‌ساز برای خلق کاراکترها و روایت آثارش برگزیده است شاید تکامل یافته‌ترین شیوه قصه‌پردازی باشد. کارگردان انگشت شماری در معتبرترین آوردگاه‌های جهانی توانایی بازگویی روایت‌های موازی، خلق کاراکترهای خاکستری، نقد منصفانه چالش‌های اجتماعی و پرهیز از شعارگرایی و جاه طلبی‌های رایج را دارند و به همین دلیل باید با تمام قوا نسبت به فراهم آوردن شرایطی برای ماندگار شدن آن‌ها در بحبوحه سینمای ایران همت گماشت. جایزه گرفتن فرهادی از جشنواره‌های بین‌المللی، تداوم فیلم‌سازی او در ایران، احترام به هنجارهایی که برای مردم قابل احترامند باعث می‌شود تا او را فرسنگ‌ها دور از دشمن دانسته و مدال افتخار وطنی را به موازات موفقیت‌های جهانی‌اش از آن خود کند.فرهادی در حالی جوایز بین‌المللی را ربود که اصالت ایرانی را به نمایش گذاشت و در برهه‌ای که از سوی رادیکال‌ها متهم به سیاه نمایی شد فقط حقایق را به تصویر کشید. نمایش پسری که با جان و دل از پدرش مراقبت می‌کند از عالی‌ترین سکانس‌هایی است که مخاطبان جهانی باید از مخاطب ایرانی به یاد بسپارند.فرهادی در حالی جایزه گرفت که شماری از جشنواره‌های جهانی نگاهی به کیفیت آثار ارایه شده ندارند؛ بلکه جوایز خود را به مرسوله‌های سفارشی اختصاص می‌دهند که چهره‌ای سیاه و سمی ‌و دروغین از جامعه ایران به نمایش گذاشته و تمدن و فرهنگ ملت دیرینه ایران را با وطن فروشی به زیر سؤال می‌برند. این نکته‌ای است که اصغر فرهادی با ادراک عمیقی که از فستیوال‌های آلوده دارد، به آن توجه ویژه‌ای می‌کند. در حقیقت نگاه او به جامعه ایران از مثبت اندیشی‌های افراطی و اندیشه‌های خام بالیوودی و سیاه نمایی‌های رادیکالی و مضامین خیانت کارانه مبراست و می‌کوشد تا حقیقتی آینه وار از مردمی ‌را نشان دهد که تحریم‌های ناجوانمردانه زندگی را بر آن‌ها سخت کرده و با تیزهوشی به این نکته اشاره کند که تحریم‌های بین‌المللی بیش از آن که برای اهالی قدرت مایه عذاب باشد، مسیر زندگی را بر مردم سخت و سنگلاخ می‌کنند. شاید فعالیت در این عرصه، نوشداروی ما برای روزهای معاصر باشد. جامعه جهانی باید به واسطه این گونه آثار از حقیقت ماجرا با خبر شود و بداند که ادعاهای دروغین اثر «بدون دخترم هرگز» یک سیاه نمایی بزرگ و کذب محض است و مردم ایران با پشتوانه ارزش‌های دینی و فرازهای تمدنی همچنان بر مدار فرهنگ ایستاده‌اند.
از کلاشینکف روسی تا سرنیزه چینی
فرهادی با موفقیت در اسکار به راحتی می‌توانست در سینمای بین‌الملل برای یک عمر ماندگار شود و قید هویت ایرانی خود را بزند، اما ترجیح می‌دهد پس از تجربه‌های بین‌المللی به ایران و پایتخت فرهنگی‌اش بازگردد. حال برای رویارویی با او دو گزینه پیش رو داریم. در نگاه اول می‌توان اصغر فرهادی را با نگاهی متحجرانه و تفکری مبتلا به توهم توطئه به عنوان جاسوس  خودفروخته غربی و عنصر ابتذال و اهل فتنه و ارزش ستیز و اتهام‌های مضحکی از این دست محاکمه کرد یا در نگاه دوم می‌توان به مؤلفه‌های هوشمندانه‌ای نظیر جنگ نرم و پدافند غیرعامل نیم نگاهی گذرا داشت و بر این باور بود که سلاح دشمنان در این عرصه همانا ارایه تصویری تمدن ستیز از جمهوی اسلامی‌ایران است و برای مقابله با این توطئه شوم و ناجوانمردانه نمی‌توان با کلاشینکف‌های روسی و سرنیزه‌های چینی به پیروزی رسید، بلکه باید با توسل به مردان عرصه فرهنگ و هنر و با ابزار درایت و خردمندی به میدان نبرد مجازی رفت و تصویری حقیقی از آن چه در جامعه ایران می‌گذرد را پیش روی جهانیان گذاشت. در حقیقت تاریخ و فرهنگ و ارزش‌های ایرانی فاصله بسیار زیادی با آن چه که در آثارمسموم «سیصد» و «ظهور یک امپراطور» به نمایش در آمده دارد و ما با سلاح مدیوم‌های ارتباطی می‌توانیم تار و پود این توطئه شوم را از هم دریده و ذخایر تمدنی خود را به رخ بکشیم.به همین دلیل باید از دستگاه فرهنگ و هنر در مقام طلایه دار جنگ نرم درخواست که زمینه حضور پررنگ‌تر بزرگان این عرصه را فراهم آورد و با گستراندن فرش قرمز از آن‌ها بخواهد تا نظام از مردم برخاسته جمهوری اسلامی ‌ایران را با تقویت مفاهیم پدافند غیرعامل در جبهه جنگ نرم یاری رساند. چنانچه ملت‌های جهان - نه حاکمان جور و دیکتاتورهای دوران- از حقایقی که در جامعه ایران در جریان است به واسطه آثار فرهنگی و هنری باخبر شوند، دیگر سردمداران و خدمتگزاران لابی‌های منفور صهیونیستی به راحتی نخواهند توانست تا تحریم‌های غیرقانونی و ضدانسانی غذا و دارو و تکنولوژی را بر ملت ایران تمدید کنند و در جامعه جهانی شاهد  اتحاد ملت‌ها با کشورهای آزادی خواه و استقلال طلب علیه استعمار پیر و جوان خواهد بود.
همدلی، پرده آخر
شهر شیراز همانا پایتخت راستین فرهنگ و هنر ایران است. گنبد ملکوتی شاهچراغ(ع) بر بلندای شهر شش هزار ساله می‌درخشد و حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی با صدایی رسا نوای صلح دوستی و مروت را نجوا می‌کنند. بافت سنتی و کوچه باغ‌های کاه گلی خاطرات بی شماری از عاشقیت‌ها دارند و اینجا همیشه مردم به داد مردم می‌رسند. چه سیل باشد و چه کرونا؛ چه تحریم و چه جنگ؛ چه تورم و چه قحطی؛ مردم شیراز در درازای زمانه همیشه نوع دوست و شیفته فرهنگ می‌مانند. حتی اگر نوستالژی‌ترین تماشاخانه‌های شهرشان در آتش بی مسئولیتی و بی کفایتی و بی مبالاتی جرگه‌ای قربانی شود. حتی اگر اقلیتی از اهمیت پدافند غیرعامل و جنگ نرم با اتهام پراکنی‌های بیهوده هیچ ندانند.  در حالی که همچنان بر این باور هستیم که فرهادی می‌تواند ظرفیت‌های گرانبهای شهر راز را جهانی سازد، اینک فیلم قهرمان به فرصتی برای دستگاه فرهنگ بدل شده تا با حمایت از کارگردان فروشنده زمینه را برای نقش بر آب کردن دسیسه‌های دشمنان و متجلی ساختن ظرفیت‌های این مرز و بوم فراهم سازد. کارگردان درباره الی می‌تواند فرهنگ غنی، نوع دوستی، پاکیزگی روابط، تکریم سالمندان، نجابت بانوی ایرانی، اهمیت بنیان خانواده در جامعه ایرانی و بسیاری دیگر از مؤلفه‌هایی که در آداب رسوم این سرزمین پاک نهاد به یادگار مانده را جهانی سازد. 
پی نوشت: یک روز پیش از آغاز اکران سراسری فیلم «قهرمان» در سراسر ایران، اهالی شیراز به تماشای آخرین ساخته اصغر فرهادی خواهند نشست. مجموعه سینمایی هنرشهرآفتاب به عنوان نخستین مجموعه سینما، فیلم «قهرمان»، برنده جایزه بزرگ جشنواره کن ۲۰۲۱ و نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۲۲ را از چهارم آبان اکران می‌کند. این فیلم، از پنجم آبان‌ماه در سینماهای ایران اکران خواهد شد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی