[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۱
  • دوره جدید

بیژن سمندر ، روزنامه شیراز نوین

زاده ۱۳۱۶ خورشیدی در شیراز، شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است. او به سرودن شعر با گویش شیرازی مشهور است.

خاکو با مُژگون بوروفَم، اشک پاشَم با پِشِنگِه
تا غبار راه تو بر ماه رخسارِت نَتِنگه
غم تو قلبم کُلمه کُلمه، می‌زنه رودار سُقُلمِه
شیشه‌ی دل نازکه، در انتظارِ یِی پِلِنگه
باز سرِ شو شد، دلم اُو شد، نَمی‌دونَم چِطو شد
که همه مووُی جونُم، بونِه‌ی تو دارن لنگه لنگه
سِی خوشه‌ی زُلفِت چه با ناز اوزیده کنج قپ تو
آرمِه داره مرغ دل از باغ زلفت یِی تِلِنگه
دَرمَدم گفتم یخ ما نمسُوِه بو قلب سنگت
گفت ها آ؟ گفتم ها بله، دل که نیس ئی سنگ دنگه
من صَبو یو پس صَبو لَملوش می‌شم از غصه اَمّو (اما)
تا آمُخته‌ی آتیشم، امشب نخواهم داد مِنگه
گوش شیطون کر ماشالو، نومخُدو (خدا)، الله اکبر
آفتاب عشق سمندر، تا قیومت جِنگ جِنگه

معنی 
خاک را با مژگانم جارو می‌کنم و بعد با قطرات اشک آب‌پاشی می‌کنم تا گرد و خاک راه بر چهره‌ات ننشیند.
غم‌هایی که در قلبم جمع شده‌اند، دائم ضربه می‌زنند، دلم نازک است و با کوچک‌ترین ضربه‌ای می‌شکند.
دوباره شب فرا رسید و دل من آب شد، نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که تمام موهای بدنم تک تک بهانه‌ تو را می‌گیرد.
نگاه کن که موهای جلوی سرت چه قشنگ آویزان شده روی گونه‌ تو! دل من مشتاق دیدن زلف تو است حتی اگر کم باشد.
گفتم: ما چاره‌ قلب سنگ تو را نمی‌کنیم. گفت: راست می‌گویی؟ گفتم بله، راست می‌گویم. این‌که در سینه‌ تو است دل نیست، بلکه سنگ سفت و سختی است.
من فردا یا پس فردا از غصه و ناراحتی ضعیف و ناتوان می‌شوم، تا کم‌کم عادت کنم، امشب هم غرغر و ناله نخواهم کرد.
گوش شیطان کر شود، ماشاءالله، نام خدا به میان، الله اکبر که آفتاب عشق «بیژن سمندر» تا قیامت داغ و درخشان است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی