[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۴۲
  • دوره جدید

خودکشی؛ مذاکره نافرجام، روزنامه شیراز نوین

گروه گزارش: فرزاد وثوقی

خودکشی در شمار آمارهای پنهان دولت‌ها قرار دارد. هرچه این آمارها پنهان‌تر، از رشد بالاتری برخوردار هستند و هرچه آگاهسازی دراین خصوص افزایش داشته باشد از رشد کمتری برخوردار خواهند بود.
در حوزه‌های اجتماعی سالی یک بار هم در مورد خودکشی آمار داده نمی‌شود. این یک حوزه پنهان اجتماعی سیاسی است که در مورد آن کمتر حرف زده یا فیلم و سریالی ساخته می‌شود. حتی در تریبون‌های نمایندگان مردم در مجلس هم سراغی از آمارهای خودکشی نمی‌توان گرفت. شاید در یک فرصت کوتاه مناسبتی یکی از کمپین‌های نه به خودکشی آمارهای تکان دهنده ای را در این مورد منتشر کند و آن وقت است که پی به وجود یک بحران بزرگ اجتماعی می‌بریم. اینکه زنان بیشتر تمایل به خودکشی دارند یا مردان یا این بحران روحی روانی منحصر به کدام گروه سنی است را باید مورد کنکاش قرار داد.
 کدام روش برای انجام خودکشی موثرتر است و اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرد. یا اینکه کسی که اقدام به خودکشی می‌کند کدام هدف را دنبال می‌کند آیا هدف او جلب توجه است یا واقعا قصد ترک دنیا را دارد؟ آیا هدف او اعتراض به روش‌های اجتماعی‌، اقتصادی‌، سیاسی است. مع الوصف باید هوشیار بود و نسل جوان را هوشیار کرد. اگر ما آمارهای ایدز را در سالیان گذشته محرمانه اعلام نکرده بودیم امروز شاهد این آمارها نبودیم. پنهان سازی آمارهای ایدز واعتیاد و نبود برنامه در حوزه روابط سالم جنسی و افزایش ازدواج همه باعث گسترش آسیب‌ها شده اند و باید در جستجوی راهکارهای موثر بود که البته از شعارزدگی فاصله داشته باشد.
در این راستا نیازمند رک گویی کارشناسان و اساتید دانشگاهی هستیم تا اگر ما را یاری کنند‌، جامعه را یاری و ایمن کنند. حالا شسته ایم پای صحبت‌های استاد عبدالحسین مولا روانشناس و استاد دانشگاه تا شاید حرف‌های او چراغی در این تاریکی روشن کند و هشدارهایش کارساز بیفتد. دراین گفتگو پرداخته‌ایم به بررسی علل و عوامل خودکشی در بین نوجوانان و جوانان‌، نگاهی به آمارهای موجود در ایران و جهان‌، نگاهی به مسایل اقتصادی‌، اجتماعی‌، فرهنگی‌، خانوادگی‌، ارتباطی و مذهبی و ردیابی سایه خودکشی در این حوزه ها، نقش خانواده به عنوان اولین تاثیرگذار تربیتی‌، نقش دولت‌ها و تشکل‌های مرد می‌، چگونگی تولد ناهنجاری‌ها و توسعه آن در جامعه‌، شکل گیری بن‌بست‌های روحی روانی‌، نبود مدیریت در بحران‌های روحی روانی‌، آیا خودکشی نوعی انتقام گیری از خویشتن است یا انتقام از پیرامون‌، با خودکشی چه پیامی ‌را به پیرامون خودمان صادر می‌کنیم آیا خودکشی نوعی اعلام اعتراض است؟
و با این پرسش‌های جورواجور صحبت‌های استاد عبدالحسین مولا را ثبت کردیم. وی گفت: تمام ناهنجاری‌های اجتماعی تابعی از شرایط خانوادگی و اجتماعی پیرامون ماست. بخصوص تاثیر مسایل فرهنگی‌، اجتماعی‌، سیاسی و مذهبی که در پیرامون ما در جامعه در جریان است. ما اگر شاهد ناهنجاری‌های اجتماعی دراین روزگار هستیم‌، آن بازتابی از مسایل روز جامعه ماست که درحال اتفاق است. وقتی شرایط سیاسی‌، اقتصادی‌، فرهنگی‌، اجتماعی و مذهبی ما مناسب و مطلوب باشد آسیب‌ها در روند کاهشی و برعکس آن اگر شرایط نامناسب باشد آسیب‌ها در حال افزایش بوده و گسستگی اجتماعی وتربیتی بیشتری را شاهد خواهیم بود.  
به همین دلیل اگر ما بخواهیم ببینیم چرا یک نوجوان یا جوان به مرز خودکشی رسیده است درواقع باید وضعیت عمومی ‌جامعه را در حوزه‌های اعلام شده بالا جستجو کرد که البته راس آن مسایل و مشکلات و الگوبرداری‌های خانوادگی است. هرچه نوجوان در کانون خانواده درست تربیت شده باشد و مانند فولاد آبدیده تر باشد وقتی وارد جامعه و مشکلات جاری می‌شود مدیریت بهتر و هوشمندانه تری در مواجه با بحران‌های اجتماعی دارد.
 اگر شرایط زیستی در یک جامعه خوب باشد آمارها کاهشی و اگر بد باشد آمارهای بزهکاری افزایشی است.
ما دراین رابطه با دو موضوع سر وکار داریم اول بررسی علل خودکشی قشر جوان و دوم بررسی علل خودکشی در جامعه که ممکن است در گروه‌های سنی دیگر هم اتفاق بیفتد حتی در بین زنان که آمارهای جداگانه و بیشتری دارد.
من اینگونه شروع می‌کنم که متاسفانه در حال حاضر شرایط اجتماعی مطلوبی نداریم ناهنجاری‌ها بدلیل مقایسه‌های غلط در حال افزایش است و این روند بزهکاری آمارهای خوبی در حوزه اجتماعی از خودنشان نمی‌دهد. ما شاهد افسردگی زیادی در بین مردم هستیم که نوجوانان و جوانان تابعی از آن هستند. روی همین اصل اگر بخواهیم یک نتیجه گیری دقیق داشته باشیم باید حال روز جامعه را بررسی کنیم. دراین راستا وقتی حال عمومی‌ جامعه را بررسی می‌کنیم مشاهد می‌شود که وضعیت اقتصادی مناسبی در جامعه وجود ندارد در پی آن مشکلات تحصیلی‌، ازدواج‌، اشتغال‌، ارتباطات جنسی توام با اختلالات زیاد بروز می‌کند و با توجه به اینکه جوانان قدرت تاب آوری اجتماعی ندارند و هیجانات دوران جوانی نقطه ضعف‌های او را برجسته می‌کند با مشکلات بزرگ توام با بحران‌های روحی روانی مواجه می‌شویم که بروز این هیجان مرز‌های خودکشی را برای او هموار و عبور را آسان می‌کند. 
در بحث خودکشی اگر به آمارهای جهانی نگاهی داشته باشیم‌، سازمان بهداشت جهانی جستاری به آن دارد و آمارهای وحشتناکی را منتشر می‌کند. بطور مثال هر 40 ثانیه یک نفر در دنیا در حال خودکشی است و این آمار سالانه را به مرز یک میلیون نفر می‌رساند و درهمین آمار اعلام شده است تا سال 2020 میلادی به یک ونیم میلیون نفر خواهد رسید.
این آمار نشان می‌دهد همزمان با رشد اجتماعی و جمعیتی مشکلاتمان هم افزایش یافته و این جریان مدرنیسم نتوانسته رفاه و آسایش انسان را فراهم کند بلکه بعضی‌ها نمی‌توانند با این رشد‌، رشد کنند و دست به انتحار می‌زنند. البته علل خودکشی در افراد جامعه مختلف است افراد مجرد خودکشی می‌کنند و افراد متاهل هم خودکشی می‌کنند گاهی افراد شاغل هم خودکشی می‌کنند و این مطلق در گروه بیکاران اتفاق نمی‌افتد. شاید در زندگی کسی یک مشکل عشقی پیش آمده باشد که همین شکست عاطفی فرد را به مرز خودکشی کشانده باشد اما بررسی همین روند هم باید در کانون خانواده آغاز شود. آیا به این فرد در محیط خانواده میدان بروز شخصیت داده شده است یا او با هر بحرانی به مرز نمی‌توانم می‌رسد و این ذهنیت نقطه عدم اوست.
در جامعه هزاران مشکل وجود دارد از جمله مشکلات تحصیلی و مشکلات معیشتی و جنسی و نوع ارتباط با جنس مخالف پس اگر بخواهیم به داستان با دقت نگاه کنیم باید به سراغ سرچشمه برویم که خانواده است. ما باید امنیت عاطفی فرد را در خانواده کنکاش کنیم. پس از دید من به عنوان یک روانشناس باید زمینه‌های این بحران روحی روانی را در خانواده جست.
پدر و مادر روابطشان با فرزندان چگونه است؟ با چه دیدگاهی خواستن و توانستن ویا خواستن و نتوانستن، او را راهی جامعه کرده اند. گاهی به او گفته اند می‌توانی‌، تو قادری و موفق خواهی شد یا دایم در حال سرکوب توانایی‌های او بوده‌اند و فرزند خودرا به عنوان یک شکست پذیر راهی جامعه کرده‌اند. ما پس از بررسی این فاکتورها وارد مسئولیت دولت و موسسات فرهنگی اجتماعی می‌شویم که آنها چه میزان مقصر هستند. ما شاهدیم افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند از نظر خودشان به آخر راه رسیده اند؛ یعنی هیچ راهی بجز مرگ نمی‌تواند مشکل آنان را حل کند و از این مخمصه نجات دهد. آنان احساس می‌کنند پشتیبانی وجود ندارد یا احساس می‌کنند همه در‌ها بسته شده و پشت درمانده‌اند. در این افراد احساس شکست و آنچه در واقعیت است باعث خودکشی می‌شود. این یک اشکال در ساختارشناختی فرد دارد. یعنی اینکه فرد در هر گروه سنی سیستم شناختی اش دچار مشکل می‌شود‌، یعنی فکر می‌کند راهی نیست و مددی نمی‌رسد؛ درحالی که واقعیت این است که اگر بخواهد مددی هست. چون راه وروش مدیریت بحران روانی را بلد نیست و نیاموخته دراین روند سرکوب می‌شود.
ما یک نگاهی به آمارهای سازمان بهداشت جهانی داشته باشیم که معمولا خودکشی را در بین دختران وزنان بیشتر دیده است چرا که این جسارت دربین زنان بیشتر است تا مردان. درواقع زنان قربانیان اصلی این داستان هستند که دلایل آن را می‌توان در فشارهای خانوادگی اجتماعی جستجو کرد. هر چند نوع خودکشی در مردان خشونت آمیزتر است.
افراد با انگیزهای متفاوتی دست به خودکشی می‌زنند یکی از این انگیزه‌ها رهایی از درد و وحشت و فشارهای زندگی است. بعضی افراد با انجام خودکشی پیامی‌ را منتشر می‌کنند و به نوعی نمایش می‌دهند تا دیده شوند. ما دو نوع خودکشی از نظر آکادمیک داریم‌، آنان که خودکشی می‌کنند و آنانکه اقدام به خودکشی می‌کنند یا همان خودکشی نافرجام‌، خودکشی که 20 برابر خودکشی‌ها موفق است.
در گروه خودکشی‌های نافرجام دو گروه را می‌توان مورد مطالعه قرار داد. آنان که می‌خواستند خودکشی کنند و موفق نشدند و گروهی که نمی‌خواستند خودکشی کنند اما کشته شدند به همین منظور ما یک خودکشی داریم و یک اقدام به خودکشی. در این رابطه خودکشی زنان و دختران در سطح جهان نسبت به مردان بیشتر است؛ اما خودکشی مردان فجیع تر و سخت تر است. نوع دیگر یا روش سوم خودکشی اعلام اعتراض است که شخص از این طریق می‌خواهد با بلندترین صدا فریاد اعتراض بکشد. فرد خودکشی کننده با این عمل به دنیا اعلام می‌کند من اعتراض دارم یا ناراضی هستم. فردی که خودسوزی می‌کند چرا این روش خشن را انتخاب می‌کند برای اینکه بهتر وبیشتر دیده شود. خودسوزی یعنی من به شدت اعتراض دارم و جامعه باید شاهد آن باشد.
ما در ادامه این بحث با گروهی برخورد می‌کنیم که هدف از خودکشی در آنان گرفتن انتقام است. این انتقام از دیگران گرفته می‌شود و فرد خودکشی کننده با خودکشی از پدرش یا از دیگر نزدیکانش انتقام می‌گیرد. بعضی افراد خودکشی‌کننده هم دچار اختلالات روانی شخصیتی هستند که مهمترین وجه آن افسردگی شدید است. در کشور ما بیشترین علل خودکشی وابسته به مسایل اقتصادی‌، خانوادگی و عاطفی است اما در بسیاری نقاط جهان علل اصلی مشکلات روحی روانی بخصوص افسردگی است.
ما باید روی مسایل اقتصادی‌، خانوادگی و عاطفی در کشور خودمان دقت نظر بیشتری داشته باشیم. فردی که در جامعه پذیرفته نمی‌شود حس خوبی ندارد‌، فردی که شغل مناسبی برای او پیشنهاد نمی‌شود و سهمی‌ در بازار اشتغال ندارد حس خوبی ندارد. شخصی که قابلیت‌های او دیده نمی‌شود به ارزش‌هایش احترام نمی‌گذاریم حس خوبی ندارد. دراین شرایط او با نقیصه تربیت خانوادگی اش شکست را می‌پذیرد و درپی آن اقدام به خودکشی می‌کند.
ما در جامعه نیازمند اشتغال مناسب‌، ازدواج با دوام و احترام به قابلیت‌های افراد هستیم‌. فرد باید دیده شود و نادیده گرفتن او مخاطراتی به همراه دارد. اگر سیستم ادراکی و شناختی فرد دچار مشکل شود و او واقعیت را نبیند و تصویر غلطی از واقعیت در ذهن خود ارائه دهد بحران‌های شخصیتی و اجتماعی بروز می‌کند. ما باید در بین افراد جامعه احساس امنیت روانی ایجاد کنیم. اگر فرد احساس عدم امنیت کند درحالی که امنیت دارد این یعنی فاجعه شخصیتی و او دائم احساس بی کسی می‌کند و به سمت خودکشی گرایش می‌یابد. این فرمول خودکشی است که در ذهن انسان پیدایش و حل می‌شود و متاسفانه در جامعه ما به‌شدت دیده می‌شود؛ چراکه روابط عاطفی در حال کمرنگ شدن است. ما نیازمند توجه به برنامه‌های پیشگیری از وقوع آسیب‌های اجتماعی هستیم که هرچند به آن پرداخته شده است اما کافی نبوده و این بحران را در روابط اجتماعی‌، بروز خودکشی و طلاق و اعتیاد می‌توان دید.
درواقع هر کجا با ضعف پیشگیری همراه بوده ایم آمار بحران‌های اجتماعی فزونی داشته است. ما همیشه در مورد راهکارهای پیشگیری با جامعه صحبت می‌کنیم اما در عمل ضعف داریم. ما هرچه شرایط پیشگیری را پررنگ تر کنیم شرایط بهتری را فراهم کردیم. سازمان بهداشت جهانی هم هر ساله 10 سپتامبر را روز پیشگیری از وقوع خودکشی نامگذاری کرده است تا شاید بتوان جلوی پیشرفت این اقدام را بگیرد؛ ولی به هر دلیل آمارهای خودکشی بالاست.
یکی از بزرگترین علل ناکامی ‌در این پیشگیری، پنهان‌سازی آمار خودکشی از سوی دولت هاست و نیز از طرف خانواده. اگر کسی اقدام به خودکشی کند این کانون خانواده است که سعی دارد خبر خودکشی را انکار کند. مثلا می‌گویند سکته کرده یا تصادف کرده است. ما پیوسته در حال انکار آمارهای فزاینده هستیم به همین دلیل درمان درستی ارائه نمی‌شود. متاسفانه سال‌های سال در مورد ایدز پنهان سازی آماری شد با سکوت نگذاشتند برخورد درستی با موضوع انجام شود. اینکه انتشار بعضی آمارهای چهره جامعه را زشت می‌کند یا نباید این اخبار به بیرون درز پیدا کند، راهکار درستی نبود؛ بلکه باید با انتشار آمار و راهبردهای تربیتی مانع گسترش آسیب شد. در کشور ما متاسفانه این نقیصه وجود دارد و آمارها پنهان می‌شوند. ما امروز هم آمار درست و حسابی از میزان خودکشی فزاینده نداریم؛ چراکه آمارها را پنهان کردیم اما می‌دانیم این یک خطر در حال افزایش است. وقتی آمارهای طلاق بالا رفت معاونت پیشگیری از وقوع آسیب‌های اجتماعی تاسیس می‌کنیم؛ آنهم چندان فعال نیست. وقتی ساختمان پلاسکو فروریخت دنبال جریمه کردن ناایمن‌های دیگر هستیم آنهم به صورت احساسی و می‌بینیم هنوز ناایمن‌ها وجود دارند با همان ساختار غلط‌، در فیلم‌های سینمایی هم می‌بینیم پلیس آخر داستان وارد ماجرا می‌شود. چراکه ما پلیس توقع داریم بخش‌های پیشگیری‌اش فعال‌تر و هوشمندانه‌تر باشد. پلیس باید یک یا چند قدم از مجرمین جلوتر باشد. درواقع باید منسجم تر و هوشمندانه‌تر درزمینه مشکلات اجتماعی ورود کنیم. ما امروز برای پیشگیری تنها یک بخش اداری درست کردیم نه یک بخش عملیاتی مبتنی بر راهکارهای علمی‌، اگر معاونت‌های پیشگیری فعال بود این همه آمارهای بلند بالا نداشتیم. پس هر موقع خواستیم عملکرد دولت در حوزه پیشگیری را رصد کنیم و مورد ارزیابی قرار دهیم باید به حجم آسیب‌ها توجه کنیم. این یک نشانگر از عملکرد دولت‌ها و موسسات غیر دولتی است.
اما در خاتمه بر این اصل تاکید دارم که قبل از دولت و موسسات نامی ‌دیگر، این کانون خانواده است که در ایجاد و گسترش آسیب‌ها نقش دارد و ما باید شخصیت افراد را در گذشته او پیدا کنیم. برای پیدا شدن گذشته و ریشه آسیب‌های اجتماعی باید به مراکز مشاوره ای مراجعه کرد تا با مشاوره صحیح وکارشناسانه پی به ریشه‌ها برد. 
برای این منظور مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی باران، واقع در خیابان باغشاه نبش کوچه پنج ساختمان پارت طبقه سوم را معرفی می‌کنم. دراین مرکز انواع مورد لزوم مشاوره برای بهتر شدن زندگی ارائه می‌شود.

farzad_vossoghi@yahoo.com

رحمان محمدی اصل
۱۳۹۶/۰۳/۱۱

آقای حسن روحانی : ملت مظلوم ایران شما را مجدداً با لباس پیامبر به عنوان رئیس جمهور انتخاب نمودند تا دیگر با تبعیض و بی عدالتی روبرو نشوند تا دیگر به خاطر فقر و ناداری و ... خودکشی نکنند پس لطفاً برای رضای حق تعالی از محلی که 9 هزار میلیارد بدون سود ، بدون کارمزد و بدون وثیقه از سال 92 به مفسدان بانک تجارت کرمان پرداخت نمودید مبلغی نیز از همان محل بدون سود به ملت بی پناه و ستم دیده ایران پرداخت نمائید، ضمناً به یقین می دانید زلزله زدگان خراسان ، سیل زدگان آذربایجان ، سیستان و خانواده های آسیب دیده معدن گلستان و ... منتظر کمک های دولت هستند هر چند در دولت شما پرداختی های بدون سود ، آن هم هزار میلیاردی مختّص مفسدان است ولی ملت ایران نیز سهمی در بیت المال داشته و چشم به راه کمک شمایند پس علی برکت الله

ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی