[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۹
  • دوره جدید

بازدارندگی ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

رشد کشفیات مواد مخدر در فارس حکایت از رشد تقاضای مصرف آن دارد. رشد کشفیات حکایت از عرضه بالای مواد مخدر دارد؛ عرضه‌ای که بر مبنای تقاضا موردسنجش قرار می‌گیرد. رشد 15درصدی کشفیات پلیس فارس از ابتدای سال 1400 تاکنون نسبت به مدت مشابه در سال گذشته حکایت از توجه به عرضه و تقاضا و البته بی‌توجهی به حوزه اجتماعی، معیشتی و اقتصادی دارد.
هرچه ما میدان را بیشتر خالی می‌کنیم، سوداگران مرگ بیشتر پیش می‌آیند و گروه‌های سنی پایین‌تر را آلوده می‌کنند...

با گسترش بیکاری در جامعه نه به عنوان دلیل اصلی اعتیاد، بلکه به عنوان دلیلی برای مشارکت در باندهای تهیه و توزیع مواد مخدر روبه‌رو هستیم. در واقع خرید و فروش مواد یکی از دروازه‌های اشتغال است که بیکاران را به خود جلب می‌کند. باید به گروه‌های سنی تهیه و توزیع کننده مواد مخدر توجه ویژه داشت و این مورد را آسیب شناسی نمود؛ چراکه بسیاری از جوانان بیکار در جریان شدت یافتن بحران اقتصادی جذب گروه‌هایی می‌شوند که یکی از آنان تولید و عرضه کنندگان مواد مخدر است. 
سیاست تولید و توزیع مواد مخدر سیاستی کلان و جهانی است. مواد مخدر در کشتزارهای شرقی تولید می‌شود و راه ترانزیت برای حمل آن به شاهراهی تاریخی تبدیل شده است. هرچند سازمان‌هایی برای مبارزه با مواد مخدر تأسیس شده اند، اما در سنوات گذشته این سازمان‌ها توفیقی در امر مبارزه نداشته اند؛ چراکه سیاست تهیه و توزیع و جلب مصرف کننده با کارایی بالاتری نسبت به گروه‌های مبارز در حال فعالیت است. 
باندهای تهیه و توزیع مواد مخدر این روزها به صورت بین‌المللی با شبکه‌های قوی انسانی و ارتباطی در حال فعالیت هستند و برای خود مرزهای جغرافیایی ترسیم کرده اند. سؤال اینجاست که چرا با مزارع کشت مواد مخدر برخورد نمی‌شود و تولید مواد مخدر را در نطفه خفه نمی‌کنیم. این در حالی است که مناطق کشت مواد مخدر مشخص و دارای مختصات خاص جغرافیایی است.
ما عادت کرده ایم که در ایست و بازرسی‌ها با عوامل انتقال دهنده مواد مخدر برخورد کنیم که دانسته یا ندانسته به حمل آن اقدام کرده‌اند. در مناطق مرزی و ایست و بازرسی، عوامل اصلی و سرکردگان باندهای مواد مخدر حضور ندارند؛ بلکه تنها مجریانی حضور دارند که برای لقمه نانی ناچار به انتقال مواد مخدر می‌شوند. در واقع این جوجه قاچاقچیان مورد ضربه نیروهای پلیس قرار می‌گیرند تا مهره‌های اصلی؛ پس باید فکری به حال ریشه‌های مواد مخدر و توزیع آن کرد. 
ما از طرفی با یک نظام تهیه و توزیع اقتصادی و جهانی طرف حساب هستیم و از طرفی با بحران هویتی و روانی برخی متمایلان به مصرف مواد مخدر. گاهی گروه‌های اجتماعی مصرف مواد مخدر را یک سبک زندگی می‌دانند و گاهی از درد و رنج به آن پناهنده می‌شوند. در هر صورت مواد مخدر مانند باتلاق است و هرکسی وارد آن شود چه مصرف کننده و چه توزیع کننده، راه 
برگشت ندارد. 
اغلب محلات در شیراز گرفتاری مواد مخدر را تجربه کرده اند. این آلودگی از محلی به محل دیگر سرایت می‌کند و البته نقش مراکز تجمع مانند مدارس و دانشگاه‌ها و نیز محیط‌های کارگری بسیار تأثیرگذار است. 
برای مبارزه با مواد مخدر نیازمند بستر‌های فرهنگ‌ساز هستیم؛ هم تقویت اعتماد به نفس و هم تقویت فرهنگ کار و تلاش. در جوامعی که اقتصاد آن فلج است و خبری از علم و صنعت نیست، گرفتاری‌های مواد مخدر به عنوان یک راهکار اقتصادی مورد توجه است؛ گرفتاری برای مصرف کنندگان و خوش اقبالی برای توزیع کنندگان. 
قوانین مبارزه با مواد مخدر چندان بازدارنده نیست. در زندان‌ها می‌توان اغلب توزیع کنندگان را یافت که به حبس‌های کوتاه و بلندمدت محکوم شده اند. تجمیع این افراد در کنار هم به نوبه خود آسیب‌زاست. زندان باید محلی برای تحمل محکومیت جرم باشد و البته گذران زمان برای افراد گرفتار نمی‌تواند به تنبیه آنان ختم شود. این در حالی است که کشور به نیروی کار یدی به شدت نیاز دارد و می‌توان از این گروهای زندانی برای کار در معادن سخت و راهسازی استفاده نمود؛ نیروی کاری که نیازمند دستمزد نیستند و از این جهت هزینه‌ها را 
کاهش می‌دهند. 
گروه‌های زندانی را می‌توان به کار در مراکز درمانی و ترک اعتیاد، مراکز نهگداری معلولان ذهنی و جسمی یا کانون‌های سالمندی وادار نمود. توسعه فضای سبز در مناطق دشوار نیز از دیگر پیشنهاداتی است که حضور این افراد به کاهش هزینه‌ها منتهی می‌شود. شاید در نگاه اول این پیشنهاد تأمل برانگیز باشد، اما نباید اجازه داد این افراد ساعت‌ها و روزها را به بطالت بگذرانند. کار با اعمال شاقه بهترین راه و نه تنهاترین راه برای 
مجازات است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی