[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۳۰
  • دوره جدید

تیراژ مرگ در جاده لار، روزنامه شیراز نوین

 حسین فرزانه- گروه گزارش
«خواستن توانستن است». ضرب‌المثلی قدیمی ‌و پرکاربرد؛ آیا همه خواستن‌ها به توانستن ختم می‌شود؟! پاسخ منفی است و اثبات آن آسان.کافی است کمی‌ وقت بگذارید و در طول زندگی خود به آرزوهای برآورده نشده‌‌تان فکر کنید. چه بسیارند «خواستن»هایی که در قالب آرزوها و اهداف کوچک و بزرگ ماندند و هرگز به «توانستن» ختم نشدند.
طرح ملی چهارخطه لار- جهرم- بندرعباس مصداق بارزی از این ضرب المثل است. ۹ سال است مسئولین شهرستانی، استانی و ملی همه می‌خواهند این جاده استراتژیک را بسازند اما نمی‌توانند! همه آن‌ها مدعی‌اند فعل خواستن را خوب صرف کردند؛ البته نتیجه کاملاً هویداست. تقریباً روزی نیست که چنگال بی‌رحم مرگ راه نفس‌های جوانی را در این راه نگیرد. این جاده استراتژیک که مرکز ثقل و نقطه اتصال شمال به جنوب کشور است روزهای تلخ و سیاه کم نداشته است.
روایت قصه پر غصه آن، سال‌هاست تیتر یک روزنامه‌ها و رسانه‌های استانی و کشوری است.
یکی از پرترددترین، خطرناک‌ترین، پرحادثه‌ترین، پرحاشیه‌ترین، باریک‌ترین، غم انگیزترین، گران‌ترین و معروف‌ترین جاده‌های ایران، جاده جهرم- لار- بندرعباس است، جایی که روزانه بیش از صدها خودرو تریلی در کنار هزاران خودرو شخصی در مسیر تنگ و باریک و پرپیچ و خم برای رسیدن به مقصد، هراسناک از کنار هم رد می‌شوند و بسیارند کسانی که هرگز به مقصد نمی‌رسند. 
حسین‌زاده نماینده شهر لار و عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی ‌می‌گوید: این محور به جاده مرگ مشهور است و گواه آن فوت بیش از 120 نفر و مجروح شدن بیش از 700 نفر در سال‌های ۹۸ و ۹۹ است. معاون فرمانداری ویژه لار می‌گوید: بر اساس بررسی‌های آماری میزان تلفات و فوتی‌های جاده‌ای در پنج ماه گذشته سال جاری به سه برابر همین مدت در سال گذشته رسیده است!
 از سال ۹۱ قرار بود این محور ۴۰۰ کیلومتری ۲ استان فارس و هرمزگان را به صورت ۴ خطه به هم وصل کند. حالا پس از ۹ سال، پیشرفت این مسیر حیاتی به زحمت به ۳۰ درصد می‌رسد. به گفته مدیرکل راه و شهرسازی لارستان، یکی از مهمترین دلایل کند شدن روند اجرایی این پروژه مهم و حیاتی احداث پل‌ها، ابنیه و تونل‌های در طول مسیر از جمله تونل منصورآباد و وجود برخی گردنه‌ها است.
بی‌تردید اما مهمترین گردنه، کمبود اعتبار است. اعتبارات ناچیز و تزریق قطره چکانی آن در مقابل اسب سرکش تورم جایی برای پیشرفت نمی‌گذارد. مدیرکل راه و شهرسازی لار می‌گوید: برای تکمیل این بزرگراه به ۱۴۰۰ میلیاردتومان اعتبار نیاز است. در سفر مهرماه رئیس‌جمهور به استان فارس، برای تکمیل ۵۰ کیلومتر از این جاده، ۳۰۰ میلیارد تومان اختصاص پیدا کرد که ۱۰۰ میلیارد آن از محل بودجه دولتی و ۲۰۰ میلیارد از محل تسهیلات ماده ۵۶ خواهد بود. 
رصد رسانه‌ها نشان می‌دهد این مصوبه و اختصاص بودجه توسط دولت سیزدهم بزرگ‌ترین تأمین مالی این پروژه از ابتدای آن تاکنون بوده است.
سه دولت میراث‌دار این جاده‌اند. هر دولت دستی به سر و روی آن کشیده و به بعدی تحویل داده است. اگر وضعیت فعلی تزریق بودجه ادامه یابد و سالی حتی ۱۰۰ میلیارد تومان وارد پروژه شود با فرض محال ثبات تورم، ۱۴ سال مردم ایران به خصوص ۳ شهر جهرم، لار و بندرعباس با این کابوس سروکار دارند. کم کاری‌های صورت گرفته با وضعیت فعلی درآمدهای دولت قابل جبران نیست. در واقع فعل نخواستن را نه دولت فعلی و قبلی که دولت اسبق صرف کرده است. رئیس دولت دهم مبدع کلنگ زنی‌های بی‌سرانجام، صدها پروژه را بدون ابتدایی‌ترین الزامات شروع و رها کرد.
در مقابل این همه کم کاری و بی‌تفاوتی و بی‌اهمیتی مسئولان به ۴ بانده کردن این محور، مردم جهرم و لار و بندرعباس سخت پیگیر و مطالبه‌گر بودند. مردم لار اما فعال‌تر و پیگیرتر. بارها مقابل اداره راه و شهرسازی شهرشان تجمع کردند. طومار نوشتند و پویش راه ‌انداختند و حتی چند روز پیش داد خود را در مقابل ساختمان وزارت راه و شهرسازی فریاد کشیدند! ساختمان و وزارتخانه‌ای که حالا مستأجر آن تقریباً همشهری مردم لار است و بهتر از هر کسی درکشان می‌کند.
مردم این منطقه سخت امیدوارند دولتی که خود را اصحاب ما می‌توانیم معرفی می‌کند و اولویتش را تکمیل پروژه‌های نیمه تمام گذشته می‌داند، خیلی سریع و انقلابی این پروژه را به سرانجام خوبی برساند. ای کاش مردم منطقه بندرعباس و جهرم و شیراز و... همه به‌اندازه مردم لار همت می‌کردند تا عناصر تصمیم‌گیر کشور را متوجه نارسایی‌های این جاده کنند. این مسیر با اهمیت، متعلق به استان فارس و یا یک شهرستانی همچون لارستان و جهرم نیست بلکه بسیاری از هموطنان  به ویژه مناطق جنوبی کشور از مزایای چهار بانده شدن این مسیر و ایمنی این جاده مهم بهره‌مند خواهند شد.
ای کاش برخی مسئولین محلی به جای ارسال تاج گل و پیام تسلیت و شرکت در تدفین قربانیان بی‌گناه این جاده برای تأمین اعتبار خود را به آب و آتش می‌زدند؟!
ای کاش حداقل نقاط حادثه خیزش اصلاح می‌شد؟ ای کاش سازندگان«اطلس مال» گوشه چشمی ‌هم به این پروژه‌ها می‌داشتند؟!
از همه مهمتر ای کاش به جای ضربه زدن با تبر به درخت، ابتدا تبر را تیز می‌کردند تا بعد در زمان کوتاه‌تری درخت را با تبر قطع کنند.
«قرارداد، اسکوپ مشخص و واضح و منشور پروژه»، «تعیین تکلیف دقیق برنامه تأمین مالی پروژه»،«برنامه زمان‌بندی، نقشه، طرح و مدارک مهندسی برای فازهای ابتدایی پروژه،» «متریال و تجهیزات، ابزار و منابع کافی حداقل برای شروع کار»، ۵ الزام اصلی برای کلنگ زدن یک پروژه هست. صرفاً جهت اطلاع و یادآوری! نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار/ دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی