[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۷
  • دوره جدید

مفهوم نقد در فرهنگ ایرانی، روزنامه شیراز نوین

سیصدوچهل‌وچهارمین نشست علمی‌مرکز حافظ‌شناسی-کرسی پژوهشی حافظ، موضوع «مفهوم‌شناسی نقد در ادبیات حافظ» روز سه‌شنبه 25آبان‌ماه ۱۴۰۰ برگزار شد.دکترحسن بلخاری، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، به‌عنوان سخنران این نشست، به مفهوم «نقد» در دیوان حافظ پرداخت. وی در مقدمه سخنان خود گفت: مفهوم نقد را در حوزه‌ ادب و هنر ترجمه‌ critical می‌دانیم که اساساً کلمه‌ای یونانی است و این به فعل کشاورزانه‌ای اطلاق می‌شده است، زمانی‌که کشاورزان محصول دروکرده‌ خود را در باد پرتاب می‌کردند تا باد، کاه را جدا کند، پس نقد یعنی جداکردن سره از ناسره. وی ادامه داد: در ادبیات و فرهنگ ما نیز یکی از معانی بنیادین نقد، ارزیابی و تمیزدادن است و به همین معنی در کتاب‌های ابن‌قتیبه و جاحظ و قدامه مراد شده است؛ یعنی تمیز سره از ناسره و شعر و نثر خوب از شعر و نثری که خوب نیست. اما در فرهنگ اسلامی‌نقد معنای دیگری دارد. نقد به معنای امر حاضر یا امر ظاهر نیز به‌کار می‌رود. به نظر می‌رسد این مفهوم از اقتصاد به فرهنگ وارد شده یا برعکس. نقد را در اقتصاد در برابر نسیه به کار می‌برند. در چنین حوزه و قلمرویی منظور از نقد چیزی است که مابه ازای آن حاضر و ظاهر است. بنابراین، بنیادی‌ترین مفهومی‌که در حوزه‌ فرهنگ متأثر از این معنا می‌تواند به وجود بیاید، نقد حضور و نقد حاضر است. دکتر بلخاری توضیح داد: واژه‌ نقد 22بار در غزلیات حافظ به‌کاررفته است. در قلمرو مفهوم نقد در فرهنگ ایرانی اسلامی‌وقتی در مثنوی معنوی در بیان حضرت عشق می‌گوید: شاد باش ای عشق خوش‌سودای ما، چون عشق امری مجرد است و تا کسی عاشقی نکند، آن را درک نمی‌کند، مولانا آن را نقد می‌کند تا آن امر باطنی را بشکافد و ظاهرش کند. نقد در این فرهنگ به معنای افشاکردن، آشکارکردن، به حضور درآوردن و ظاهرکردن امر مکنون است. استاد دانشگاه تهران با این مقدمه درباره‌ تعریف نقد، به اصل سخنش وارد شد و اظهار داشت: اگر قرن‌های هشتم و نهم را سده‌هایی بدانیم که متأثر از فضای اقتصاد، نقد را به معنای امر سرمایه‌ای می‌داند، آن وقت این مسئله دور از ذهن نیست که بخش مهمی‌از کاربرد نقد در دیوان حافظ اشاره به همین مفهوم نقدینگی و سرمایه باشد. حافظ متأثر از فرهنگ رایج زمانه خودش، اما در قاموس خودش، یعنی در فضای عرفانی و قرآنی خودش این واژه را وارد می‌کند و به کار می‌برد. مبنای اثبات این مسئله دو چیز است: 1. قراین مشهود و آشکاری از واژه‌ای اقتصادی که به هنگام کاربرد از نقد حافظ استفاده کرده 2. بنا به مفهوم و بنا به آنچه هنگام خوانش این ابیات شما مفهوم آن را استنتاج می‌کنید که چیزی است که حاضر و ظاهر است. دکتر بلخاری توضیح داد: در غزل مشهور «به حُسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد/ تو را در این سخن انکار کار ما نرسد»، می‌گوید: «هزار نقد به بازار کائنات آرند و یکی به سکه‌ صاحب‌عیار ما نرسد»، در این بیت کلمه‌های بازار و سکه قرینه‌ خوبی است که نشان بدهد جناب حافظ به این مفهوم اقتصادی نظر دارد. هرچند بیت در وصف حضرت یار است، اما حافظ برای تبیین مطلب خود از مفهوم رایج استفاده می‌کند. یا در ابیات دیگری چون «نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان» و «چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید/ نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت» واژه‌های بازار و نسیه قراینی است که نشان می‌دهد حافظ نقد را در معنای اقتصادی و رایج خود به‌کار برده است. هرچند در ترکیب «نقد روان» در بیت «گر نقد دلم را ننهد دوست عیاری/ من نقد روان در دمش از دیده شمارم» اشک را مراد کرده است.گفتنی ا‌ست، این نشست به‌صورت مجازی و با همکاری اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی‌فارس، مدیریت فرهنگی و مرکز پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز و شرکت دانش‌بنیان ابردراک برگزار شد.
 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی