[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۵
  • دوره جدید

در ستایش هنر، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی- روزنامه‌نگار: 

جایگاه دستگاه فرهنگ در جامعه ایران کجاست؟ مجموعه توانمندی که روح جامعه را جلا داده و زمینه بروز نشاط و تکامل را فراهم می‌آورد، یا خرده‌سازمانی که برچسب فعالیت‌های فانتزی و غیرضروری بر پیشانی‌اش حک شده و در هنگام تقسیم اعتبار و اقتدار به حیاط خلوت تبعید می‌شود؟ اندیشمندان و سرآمدان بر این باورند که تعالی جامعه از شاهراه فرهنگی عبور می‌کند. شاید خیل عظیمی از بحران‌های مدنی ریشه در ناکامی‌های اقتصادی و بی‌پولی داشته باشند و نتوان از اقشاری که به زیر خط فقر تبعید شده‌اند، انتظار تکامل و وسعت افق‌های فکری را داشت...

اما مثال‌های نقضی هم برای این برهان قاطع وجود دارد. در لایه‌های زیرین هرم اقتصادی، جمعیتی علی‌رغم همه فشارهای معیشتی همچنان به ارزش‌ها پایبند بوده و در زندگی آنها نشانی از زوال اخلاق دیده نمی‌شود.
به بیانی دیگر ارتقای فرهنگ عمومی تابع یگانه ای از مؤلفه‌های اقتصادی نیست و با سرمایه گذاری مادی و معنوی در حوزه فرهنگ عمومی می‌توان به دستاوردهای کلانی دست یافت. به نظر می‌رسد در میان همه عناصری که زمینه تعالی جامعه را پدید می‌آورند، مؤلفه‌های فرهنگی و هنری از جذابیت و ضریب نفوذ بیشتری برخوردار باشند؛ چراکه آستانه جبهه گیری مخاطبان در برابر مفاهیم زیبایی‌شناسی در کمترین حد خود قرار داشته و جذابیت‌های هنر همه مرزها و جبهه گیری‌ها را به سادگی درمی‌نوردد. با این مقدمه به طرح این پرسش می‌رسیم که جامعه ایران تا چه اندازه از پتانسیل‌های نهفته در مؤلفه‌های فرهنگی بهره برداری می‌کند و آیا دستگاه فرهنگ به عنوان پرچم دار خانواده هنرها در کشور توانسته در روزهای مبادای امروزی زمینه تکامل و تعالی جامعه را پدید آورد؟
متأسفانه با شواهد خوبی در این زمینه روبه‌رو نیستیم. معمولاً دستگاه فرهنگ در زمان تخصیص بودجه همیشه مظلوم واقع می‌شود و انگار هیچ گریزی از این تفکر فسیلی که عملیات‌های سخت افزاری باید همواره بر مفاهیم نرم افزاری ترجیح داده شوند، وجود ندارد. البته چانه زنی دستگاه فرهنگ با آبادانی و سازندگی نیست؛ بلکه یگان‌های موازی با داعیه فرهنگی در کشور ما بی شمار هستند و هم‌پوشانی مسئولیتی و عملکردی در حوزه کاری آنان به وفور دیده می‌شود.
با عبور از این چالش دیرینه، به پایتخت فرهنگی ایران می‌رسیم. شهر هفت‌هزارساله شیراز با مردمانی فرهنگ مدار و اصیل تشنه فعالیت‌های فرهنگی است و از هر رویداد شایسته ای که در عرصه هنرهای زیبایی‌شناسی برپا شود، با جان و دل استقبال می‌کند. مردم ایران و فارس و شیراز این روزها در معرض شدیدترین بحران‌های اقتصادی و فشارهای روحی قرار دارند و دهک‌های اقتصادی به سمت فرودست میل کرده اند. در کنار گسترش فقر، رسانه‌های معاند هم با سیاه‌نمایی‌های متبحرانه درصدد تضعیف روحیه جامعه برآمده و جامعه ایران از زاویه‌های گوناگون در معرض فشار قرار می‌گیرد. در این شرایط سخت مؤلفه‌های فرهنگی و هنری می‌توانند همانند یک ابرقهرمان از راه رسیده و مرهمی بر روح و جان مردم گذارند. با یادآوری سال‌های دفاع مقدس و شرایط همیشگی تحریم‌ها به این نتیجه می‌رسیم که چنانچه روحیات مردم ایران به انحای مختلف تقویت شود، آنها در شرایط دشوار پشتوانه محکمی برای آرمان‌های انقلاب خواهند بود. در برهه کنونی می‌توان با حربه‌های نرم فرهنگی به این مقصود گران‌بها دست یافت.
البته کمبود منابع اعتباری یگانه چالشی نیست که پیش روی دستگاه فرهنگ قرار دارد. متأسفانه بارها و بارها اقتدار این دستگاه به انحای مختلف زیر سؤال رفته و شاهد توقیف رویدادهای فرهنگی مجوزدار از سوی نهادها و دستگاه‌های مختلفی بوده ایم. این در حالی است که چنین برخوردهای خودسرانه ای جایگاه دستگاه فرهنگی را در مقام سازمانی فرمایشی تنزل می‌دهد. شاید بهتر باشد در زمان بروز تخلف و هنجارشکنی از دستگاهی که مسئول صدور مجوزهاست، از مجراهای قانونی توضیح خواسته و پس از بررسی‌های موشکافانه، تقاضای توقیف و توقف را مطرح کرد.
استقبال گسترده از رویدادهای فرهنگی نشان داده است که اهالی شیراز و فارس همچنان بر مدار هنر می‌چرخند و به دنبال دستاویزی هستند تا مرهمی بر دردهای خود گذارند. با در نظر گرفتن مقتضیات دوران معاصر باید این تصورات جاهلانه را از سر بیرون کنیم که مفاهیم رفیع هنری پدیده ای غیرضروری، فانتزی و ارزش ستیز هستند و بود و نبود آنها گرهی از کار مردم نمی‌گشاید.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی