[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۱۷
  • دوره جدید

آخرین روزهای زندگی هلاله، روزنامه شیراز نوین

 عطا نهایی؛ ترجمه رضا کریم مجاور؛ افراز: ۱۳۹4
هر روز که به اتاقم می‌آید و می‌خواهد داستانم را برایش بخوانم، هر بار که پس از روایت رویدادها، این پرسش و پاسخ‌ها در میان ما تکرار می‌شود، هر بار که از او می‌پرسم مگر خودش این حوادث را برای من تعریف نکرده است، خاموش می‌شود و لبخند چهره‌اش رفته رفته رنگ می‌بازد. خودش هم رفته رفته رنگ می‌بازد و بی‌آنکه صورتش را از من برگرداند و بی‌آنکه قدم از قدم بردارد، من و میز و اتاق و خانه را ترک می‌کند و برمی‌گردد. لابد به بیمارستان و به روی تخت و به زیر ملافه‌ سفیدرنگش برمی‌گردد.
در آنجا هم او را می‌بینم که در میان سفیدی ملافه‌اش رنگ می‌بازد و محو می‌شود. آنگاه من می‌مانم و این پرسش بی‌پاسخ. من می‌مانم و تمام این پرسش‌های بی‌پاسخ وحشتناک. من می‌مانم و مسئولیت حوادث این داستان، مسئولیت یک زندگی که به فاجعه ختم می‌شود.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی