[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۵
  • دوره جدید

مردی بدون میمیک ، روزنامه شیراز نوین

ترجمه و تألیف: سعیدرضا امیرآبادی
آفتاب سوزان آریزونا و بیابان‌های بی آب و علف تگزاس سبب شده اند تا چشمانش تنها به اندازه ضخامت یک سکه طلا باز شوند و ماهیچه‌های صورتش در شکل یک انقباض خشک شوند. آنقدر در ردای کابوی تنهای جایزه‌بگیر، خوب ایفای نقش کرده است که فرم کاراکترهایش بر محتوای وجودیش قالب شده و تا پایان عمر چاره‌ای جز یدک کشیدن همان پرسوناژ جذاب و گیرا ندارد. سخن از کلینت ایستوود افسانه‌ای است. مردی که در جلو و پشت دوربین میمیک ندارد. در بحبوحه نقش آفرینی همه تلاش نویسندگان بر این بود که دیالوگ‌های او را به شیوه‌ای به رشته تحریر در آورند که امکان ادای آنها با اکت بدنی و حرکات مردمک قابل انجام باشد. چرا که قهرمان قصه «خوب، بد، زشت» برخلاف دیگر همتایانش علاقه چندانی به گفتن ندارد و دلباخته سینمای سکوت است. البته او بر این باور است که در سینمای وسترن، آوای تاخت اسب ها، نواخت گلوله‌های کالیبر هشت و موسیقی دلهره اور انیوموریکونه گویای همه چیز هست و نیازی به بازگویی دیالوگ هایی که انسجام فیلمنامه را خدشه دار می کند وجود ندارد. اگر هر بازیگری در عالم سینما امضایی برای خود داشته باشد ، بطور حتم وجه تمایز کلینت استیوود به نوع پوشش و شیوه‌ای که بر روی اسب می نشست باز می گردد. مردی که ردای سرخپوستی مندرس همواره بر تن داشت و از کهنگی چکمه هایش گمان می رفت از قبایل بدوی راهزن باشد. اما همواره کلاه جیر فاخری بر سر می گذاشت و برق غلاف نقره‌ای اسلحه اش سبب می شد تا در بیشتر دوئل‌ها زنده بماند. او از معدود بازیگران سینمای وسترن است که به لطف تدوین و حقه‌های فیلمبرداری، صاحب تکنیک سرعت در هفت تیرکشی نشد. بلکه با صدها ساعت تمرین در جلوی آینه با هفت تیر واقعی عمویش توانست از سردمداران ژانر وسترن شود. پس از تولد ژانرهای دیجیتالی و به انزوا رفتن گونه‌های سینمای کلاسیک، استیوود باهوش تر از آن بود که به جرگه بازنشستگان و پیشکسوتان بپیوندد. لذا راه رسم مدیریت تصاویر و صحنه‌ها را فرا گرفت تا شاهد بعد دیگری از پیرمرد بدون میمیک باشیم. با نگاهی به کارنامه حرفه‌ای ایستوود در می یابیم که بازیگر «به خاطر یک مشت دلار» از مرز ژانرها رها شده و شیوه فیلمسازی خود را به داستان‌های مختلف تعمیم داده است. او در کمال ناباوری «گاوچران‌های فضا» را در سبک و سیاق علمی‌تخیلی می سازد و از سوی دیگر «رودخانه میستیک» را با دستمایه هایی از سینمای پلیسی‌ماجراجویی روانه اکران می کند. 
کارنامه حرفه‌ای ایستوود به نوعی ادعای زوال عقل بشری در کهنسالی را رد می کند. چرا که پیرمرد بدون میمیک پس از عبور از هشتاد سالگی توانست «تک تیرانداز» و «سالی» را روانه پرده نقره‌ای کند. آثاری که از شکل گیری آنها به قوای ذهنی قابل ملاحظه‌ای از سوی کارگردان نیاز دارد و نمی‌توان با چند دستاورد رایانه‌ای آنها را ساخت. پیرمرد گاوچران یازده بار نامزد جایزه اسکار شد که 4 بار توانست آنها را به خانه ببرد. البته او از کسب گلدن گلوب هم بی نصیب نماند. ایستوود از 12 بار قرار گرفتن در زمره کاندیداها، 3 بار گوی زرین را در تالار افتخاراتش قرار داده است. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی