[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۹
  • دوره جدید

نقل شیرین -کشکول شیخ بهایی، روزنامه شیراز نوین

روزی مردی با عیالش مشغول غذا خوردن بود و در میان سینی ایشان مرغ بریان شده ای قرار داشت.در آن حال، سائلی به در خانه آمد و آنها او را مایوس کردند. اتفاق افتاد که آن مرد فقیر شد و زنش را طلاق داد، و آن زن شوهر دیگری اختیار کرد. روزی شوهر با او غذا می‌خورد و مرغ بریانی نزد ایشان بود که ناگاه سائلی به در خانه آمد. آن مرد به عیالش گفت: این مرغ را به این سائل بده .آن زن چون مرغ را نزد سائل برد. دید شوهر اولش است؛ مرغ را به او داد و گریان برگشت. شوهر از سبب گریه‌اش سؤال کرد گفت‌: سائل، شوهر سابق من بود و قصه محروم نمودن آن سائل را نقل کرد. شوهرش گفت: و الله آن سائلی که محرومش کردید، من بودم!  
 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی